فال حافظ : امان از آشنا

سحر بلبل حکایت با صبا کرد
که عشق روی گل با ما چه‌ها کرد

از آن رنگ رخم خون در دل انداخت
وزان گلشن به خارم مبتلا کرد

غلام همت آن نازنینم
که کار خیر بی روی و ریا کرد

من از بیگانگان دیگر ننالم
که با من هرچه کرد آن آشنا کرد

گر از سلطان طمع کردم خطا بود
ور از دلبر وفا جستم جفا کرد

خوشش باد آن نسیم صبحگاهی
که درد شب‌نشینان را دوا کرد

نقاب گل کشید و زلف سنبل
گره‌بند قبای غنچه وا کرد

به هر سو بلبل عاشق در افغان
تنعم در میان باد صبا کرد

بشارت بر به کوی می‌فروشان
که حافظ توبه از زهد ریا کرد

ای صاحب فال!

بدان و آگاه باش که دیشب آقای بلبل شروع به تعریف کردن داستان و حکایت با خانم صبا (مشاور خانواده) کرد و در ضمن حکایت گفت که عشق صورت خانم گل با او چه کرده و چه به روز او آورده است. آقای بلبل به خانم صبا گفت که خانم گل از طریق رنگ صورتش دل او را خون کرده و با وجود آن‌که دارای باغی وسیع است، اما او را به خار (از بیماری‌های واگیر)‌ مبتلا کرده است.

بدان و آگاه باش که بعضی از آدم‌ها هستند که کار خیر انجام می‌دهند و ان‌شاءالله اجرشان با رب‌العالمین است. اما از این دسته بعضی‌ها هستند که کار خیر را از روی روی و ریا انجام می‌دهند و بعضی‌های دیگر هستند که کار خیر را بدون روی و ریا انجام می‌دهند. من غلام این دسته دوم هستم.

ای صاحب فال!

بدان و آگاه باش که من دیگر از دست غریبه‌ها ناله نمی‌کنم، و فقط از دست آشنا‌یان ناله می‌کنم، چرا که همه بلاهایی که تا امروز بر سر من آمده از ناحیه آشنایان من بوده. از جمله باجناقم که سرم کلاه گذاشت و برادرزنم که خواهرش را به من قالب کرد و پسردایی‌ام که ماشینم را نصف قیمت از من خرید و دوست گرمابه و گلستانم که مرا به [...] لو داد و سلطان که غلط کردم از او طمع جستم و دلبر که [...] خوردم از او دنبال وفا گشتم.

در همین اثنا شب به پایان رسید و خانم نسیم صبحگاهی نقاب خانم گل و زلف خانم سنبل را کشیده و گره‌بند قبای غنچه را نیز باز کرد و پیش از آن‌که مأموران پلیس امنیت اجتماعی سر برسند درد کسانی را که شب نشسته بودند دوا کرد که از این بابت خوشش باشد.

در پایان، ای صاحب فال!

بدان و آگاه باش که اگرچه آقای بلبل که عاشق شده بود، به هرسو می‌رفت و داد می‌کشید و حتی به افغانستان هم رفته بود، اما در نهایت این باد صبا بود که تنعم‌های بسیار انجام داد و این تنعم‌‌ها را در میان کرد. پس به کوی می‌فروشان برو و به آنها مژده بده که حافظ شیرازی از زهد ریا که یک نوع زهد دروغین است و برای نیل به مقاصد ناجور به کار گرفته می‌شود توبه کرده است و عن‌قریب است که دوباره سر و کله‌اش در آن دور و برها پیدا شود. در نتیجه به خدا توکل کن و امیدت را از دست نده.

امید مهدی نژاد

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
کپچا تصویری
کارکترهایی که در تصویر نمایش داده میشوند را وارد کنید