غبار واقعه

گذشت حادثه و داغ آن به جا مانده است
دلـم کنـار شهیـدان کربـلا مانـده است

غبـار واقـعه خوابیـد و دیـده ی بیـدار
هنوز خیره به صحرای نینوا مانده است

هنوز نقش غریبی به قاب قلب ماست:
سری که از تن خورشیدی اش جدا مانده است

نشان خـون خـدا بر تـن شفـق ؛ یعنی
خطی به سرخی دیدار تا خدا مانده است

چگونه اشک نریزد ز دیده ی خونبار
دلی که از عطش دشت عشق جا مانده است

هماره شـور حسینی به پاست در عالـم
ز نینوای غمش تا نی و نوا مانده است

جواب «ینصرنی» در کشاکش دوران
رسالتی است که بر دوشهای ما مانده است

ز پا اگرچه دو دستش فتاد پرچمدار
در اهتزاز ولی تا ابد لوا مانده است

ز آتشی که در آن،خیمه های دلها سوخت
چه سوزها که امانت به سینه ها مانده است

اگرچه قافله ی کربلا گذشت از دشت
برای رفتن ما نیز ردّ پا مانده است...

رضا رفیع

دیدگاه ها

این روز اخر عجب عرفانیست...................................................................................

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
کپچا تصویری
کارکترهایی که در تصویر نمایش داده میشوند را وارد کنید