یادداشتی برای استاد

2780.jpgامتحان است و من و قیلی و قالی چه کنم؟
دانشی هست ولی نیست مجالی چه کنم؟

جلسه می شود آغاز و سوالی دارم
نیست در حیطه ی فهمم چو سوالی چه کنم؟

وقتی از استرس از حافظه ام پاک شده
فرق گشتاور و نیرو و چگالی چه کنم؟

چون تقلب نکند یار بغل دستی من
منم و برگه ام و وضعی و حالی! چه کنم؟

کله ام گشته تهی مثل دل اهل نظر
نظری نیست که با برگه خالی چه کنم؟

امتحان فرصت کوتاه هنرمندی ماست
فرصتی نیست که از عجز بنالی چه کنم؟

پهن باید بکنم سفره دل را انگار
بر سر برگه ی خود باز چو قالی چه کنم؟

که: "سلام ای گل باغ ملکوت ای استاد
نیست جز دوریتان هیچ ملالی چه کنم؟

مهربان تر ز تو ای مغز کل ای دانشمند
هیچ کس نیست در این حول و حوالی چه کنم؟

من که ام؟ یک خر در قالب دانشجویی
تو ولی جامع اوصاف کمالی! چه کنم؟

باز چون برگ ازین درس می افتم دکتر
بعد هفتاد و دو ترم متوالی چه کنم؟

دو سه سال است رفیقان همه فارغ شده اند
مانده از درس من اما دو سه سالی چه کنم؟

مادرم زور زده از در و از همسایه
دست و پا کرده برای من عیالی چه کنم؟

وام امسال به من چون که تعلق نگرفت
من درمانده ام و مشکل مالی چه کنم؟

سلف چندیست که نرخش دو برابر شده است
جیب پاره ، پز عالی ، دل خالی چه کنم؟

به خدا درس شما را متوجه شده ام
خوب در حد خود! اما نه که عالی! چه کنم؟

من به یک نمره ی ناقابل ده محتاجم
مثل قحطی زده ای اهل سومالی چه کنم؟"

سعید طلایی

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
کپچا تصویری
کارکترهایی که در تصویر نمایش داده میشوند را وارد کنید