گیراترین اختراع بشر

1869.jpgقبض موبایلش را که دید عاشقی از سرش پرید.

تلفن های اعتباری ،اعتبار مخابرات را زیر سئوال بردند.

سایه انسان در روز های آفتابی ،همراه اولش محسوب می شود.

چشمانت را پشت ویترین عینک ، قیمتی تر دیدم.

آنقدر رنجور بود که کفن ، لباس عافیتش شد.

در دستگاه شور به یاد شیرین می نواخت.

در مایه دشتی دلبری می کرد.

قانون را خوب می نواخت و سخت اجرا می کرد.

گاهی اوقات دندان عقل انسان را دیوانه می کند.

دو مادر ورزشهاست و این فوتبال دایه مهربان تر از مادر!

آدم بد بین از نیمه خالی لیوان آب می نوشد

انسان فقیر نان را نه به نرخ روز که به خون دل می خورد

بهار فصل چراست و آغاز سال نو برای کودک فقیر آغاز چراهاست.

مرغداری ، حرمسرای خروس است.

بعضی ها گران بودن ماهی را گردن پولکی بودنش می اندازند.

چوب درخت با کلاس از کلاس درس سر در می آورد.

کودکان ، بازار بستنی یخی را داغ کردند.

سر درد اولین دردٍ ناشی از درد سر است.

خیاط ناشی انگشتش را بخیه زد.

دندان پزشک ، ناچار است دهان بین باشد.

درس معلم ار بود زمزمه محبتی، باز هم جمعه ها تعطیل است

شب با پس زدن نور ، سیاهی اش را به رخ می کشد.

از گرانی لبنیات پرسیدم ، گفت از ماست که برماست.

مرداب ، دریای به گل نشسته است.

نانش را آجر کردند ، از آن کلبه ای ساخت.

برق ، گیراترین اختراع بشر است.

کلاه بردار ،استاد کلاه گذاشتن است.

اصولا عمر که تمام می شود سنگ تمام می گذارند.

خواننده ناشی صفحه پشت سرش را پر می کند.

باران هنرمند رنگین کمان خلق کرد

پول شیرین ترین چرک کف دست است

چشم پزشک چشم دیدن همه را دارد

مژگان مطهری

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
کپچا تصویری
کارکترهایی که در تصویر نمایش داده میشوند را وارد کنید