چهره روحانیت در سیما و سینما

1678.jpgچند روز پیش تلفن همراهم به صدا در آمد یکی از دوستان هنرمندم بود می خواست درباره نوشتن فیلم نامه ای با محوریت زندگی یک طلبه از من کمک بگیرد و به نوعی دنبال ایده های تازه و نو بود و علاقمند بود داستان جذابی طراحی کند به او گفتم از تجربه فیلم های تلویزیونی و سینمایی که در این سال ها به نمایش در آمده است باید استفاده کرد و عبرت گرفت.
دوست هنرمندم گفت: این سری سریال ها و فیلم هایی که به چهره و جایگاه روحانیت در جامعه پرداخته ، نتوانسته جان مطلب را ادا کند احساس می کنم که جای کار بیشتری دارد مثلا یک فرد عبا پوشی را آرام و متین حرف می زند و نگاه سر بزیری را دارد را زیاد در این برنامه های سریالی و سینمایی دیده ایم.
گفتم: البته این کوتاهی ها معلول یک سری بیماری در یکی دو دهه پیش است در دهه 50 تصویر تار و تیره از چهره روحانیت در رسانه آن زمان یعنی سینما و تلویزیون نشان داده شد فیلم فارسی هایی که یک روحانی ، شخصیتی منافق گونه داشت گاه دستی بر دین و گاه دستی بر ملعبه های جاهلی آن زمان و به نوعی دراین فیلم ها و سریال ها نشان می داد که ایشان چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند که این جذابیت کاذب عده ای را سرگرم می کرد وخلقی سرگردان .

اما درسریال یا فیلمی در نمایی دیگر روحانی زاهد و عابد دنیا گریزی را نشان می داد که از مردم جامعه جدا بود . و رسانه به شدت این چهره را منزوی و گوشه گیر و یا غیر منطقی نشان می داد علی کل حال درهر دو صورت در سینما و تلویزیون چهره روحانیت ، مخرب نشان داده می شد . که بعضی روحانی نماها در آن زمان نیز بر این مساله مهر تایید می زدنند.
این دوست هنرمندم که دنیا دیده است و چندین سفر به کشورهای آمریکای لاتین و اروپا شرقی داشته است و مراکز مذهبی و روحانیون ادیان دیگر را بصرو نظر کرده است گفت: درسریال های تلویزیونی و سینمای غرب هم از این دستاویز برای امر جذابیت استفاده می شود در آن جا به شکل واضح تری دین را افیون ملت ها می دانند و بروز این افیون را از روحانی ها و کشیش ها و در شکل کامل تر از دین می دانند اگر به تعدادی از فیلم های خون آشام ها (wampire and zombie) مراجعه کنید می بینید که در راس آن ها تعدای کشیش و روحانی های مذهبی به مسند قدرت نشسته اند و شر را در جامعه شان هدایت می کنند این عرصه زمانی بوجود آمد که ایشان دین را کنار گذاشتند و سلیقه ای با آن برخورد کردند اما چرا بعد از انقلاب اسلامی ، تلویزیون و سینمای ایران نتوانست در امور رسانه ای انقلابی و دینی و اصلی خود برای خود تعریف واقعی و صحیح از روحانیت و دین داشته باشد؟

گفتم: بعد انقلاب در دهه 60 و70 نیز اوضاع سینما و تلویزیون در پرداخت چهره روحانیت رشد کیفی و کمی محسوسی نداشت نقش های حاشیه ای و دست چندمی که بیشتر جنبه هایی مبنی بر این که نظر مافوق مربوطه را جلب کرده و جز پر کردن فضا به عنوان کار فرهنگی مذهبی، بر ضد دین و روحانیت عمل می کردند تا حداقل حضور شان در این فضا خالی از عریضه نباشد و به نوعی فقط با نمایش یک روحانی سعی می کردند بگویند فیلم ما مذهبی است یا رویکرد مذهبی دارد روحانی در این فیلم ها پیرمردی که دنیا دیده ، با تقوا ، مومن با ادبیات سنگین خاص سنتی و کتابی که رفتار های سنگین وی مردم را رنجش وا می داشت مانند خسرو شکیبایی در سریال مرغ حق و یا فخرالدین صدیق شریف در سریال شاه شکار که مردم در تخیل خویش گمان می کردند که نکند اصولا جنس ایشان از جنس ما جدا باشد لذا احساس مجانست و موانست با افرادی که قرار بود به عنوان الگو باشند ارتباط برقرار نمی کردند[1]
دوستم گفت: مگر این چنین نیست ؟ من فکر کنم این نمونه ها را می توان پیدا کرد ؟
گفتم : بله می توان پیدا کرد اما رسانه ای که سعی در غلو و اغراق زیاد دارد و می کوشد فقط نظر مخاطب یا مافوق را جلب کند سعی می کند به مردم این گونه القا کند که ایشان از این فضا های اجتماعی شما دورند و یا در عالم خودشانند و زندگی شان ، رفتارشان ، سلوکشان با دیگر مردمان فرق می کند مانند سریال روز رفتن که در این سریال پر مساله بدون هیچ وجه شرعی روحانی فیلم بسیاری از حرام الهی را بصورت تکلیف شرعی آن هم از بازیگری به ظاهر روحانی و با لباس مبدل انجام می داد در این جا باید پرسید پس چطور می توانند ایشان با این احوال الگوی دینی باشند؟

دوستم گفت: یعنی شما از نقد فرار می کنید؟
گفتم: عنوان و موضوعات زندگی و رفتاری و اصولا چهره روحانی باید مانند تمام شخصیت ها و کارکترهای مهم و تاثیر گدار در جامعه مورد بررسی قراربگیرد[2] اما منصفانه و محققانه کارشناسی و آسیب شناسی شود نه گوتره ای برخورد شود حالا من از شما سوالی دارم چرا مثلا نهادی مانند نیروی انتظامی باید به فیلم هایی که درباره ایشان ساخته می شود نظارت داشته باشد و نظر نهایی اش را در تایید یا رد بدهد[3] اما در حوزه علمیه نهادی و مرکزی برای این کار وجود ندارد تا بر این امر نظارت کند تا در موارد شبهه دار بنشیند و بررسی کنند.
زندگی یک طلبه روحانی مانند دیگر اقشار جامعه دارای مشکلات ، دغدغه ها و شیرینی ها ، آسیب های مخصوص به خود است که باید هوشیارانه به آن توجه کرد.مثل رضا کیانیان در سریال کیف انگلیسی
دوستم گفت :چرا این قدر موضوع را گنده می کنی؟
گفتم : دلایل زیادی دارم اما از مهم ترین آن ای که برای فرهنگ عمومی جامعه مهم و تاثیر گذاراست و شعار ما در جامعه اسلامی تطبیق دین با سیاست و امور اجتماعی است باید دید که رسانه دارد روحانیون که پرچمداران این حرکت را به عنوان یک روحانی قوی را به تصویر می کشد یا یک روحانی ضعیف را و به هر دلیل به چه علت؟ اگر مدحی است اغراق نباشد اگر نقدی است سیاه نمایی نباشد
ارائه تصویر غیر حقیقی از چهره روحانیت در سینما و تلویزیون به امور مذهبی و دیانت مردم خلل وارد می کند.

دوستم گفت: در کل جملات شما موافقم اما اگر همین امور نباشد می شود فیلم مستند و جذابیت داستانی خود را از دست می دهد اما مگر غیراین است بعضی از معمین دچار رفاه طلبی اند بعضی از معمین از آن طرف بوم افتاده اند دچار فقر مالی و سختی های اجتماعی اند به بیان دیگر بعضی دنیازده شده اند و بعضی دیگر هم از کمبود احتیاجات ضروری در رنجند؟
گفتم : بیان آسیب های اجتماعی در هر سویی و از هر سمتی موجه است اما کارشناسانه تا ضررش بیشترش از سودش نباشد.
گفت: توضیح بده.
گفتم : می دانی وقتی در دهه 80 وقتی سینما مستقیم به سراغ چهره روحانیت آمد تمسخر و طنز بی محتوا را دست مایه خودش کرد و فقط سعی در سر گرم کردن مردم داشت رضا مارمولک نماد برتر این موضوع است. روحانیتی طناز و فاقد حس معنوی که عامه پسند بود و جنیه های لوتی گرایانه و داش مشتی ،جملاتی می گفتند که مدام همراه با شوخی بود فیلم هایی مانند یک حبه قند ، سنتوری ، فرش باد ، لطفا مزاحم نشوید ، کودک و سرباز ، خیلی دور خیلی نزدیک ، به همین سادگی از این دسته اند مخصوصا در فیلم اخراجی ها ، مارمولک زیرنور ماه ، دار و ندار، دمکراسی در روز روشن و روز رفتن.
دوست هنرمندم گفت: یعنی هیچ نگاه مثبتی درارایه چهره روحانیت در سینما و تلوزیون نداشتیم ؟
گفتم: سید رضا در طلا و مس و سید حسن در زیر نور ماه و در سریال روزگار غریب ، سریال کیف انگلیسی ، سریال مدرس چهره روحانی واقعی نمایش داده شد که شخصیتهای آنان ماورایی و تخیلی نیست در طلا و مس روحانی تجمل گرا هم داریم این نمایی از یک چهره واقعی است در زیر نور ماه هم همینطور و در کیف انگیسی نیز اما به دفعات در سینما تلویزیون در سریال ها و فیلم ها همان ساختار یا زیاد شوخ و شنگ و یا زیاد سنتی و عامیانه در حال نمایش است ناتوانی در استفاده و نمایش از الگوهای قرآنی و روایی و تاریخی ایرانی و اسلامی وجود دارد.

دست گذاشتن بر روی مقولات مربوط به دین آن هم با طنز کاذب ،تفکر سینمای غرب است[4] در حالی که زندگی طلبه ها مانند دیگران باید نقد شود آن هم نقد اصولی و اگر قرار است شوخی شود شوخی که به مقدسات دینی جسارت نشود در بضی فیلم ها به بعضی از اصول مانند قیامت و برزخ ویا به فروعات مانند حجاب و نماز کم توجهی و بی احترامی می شود [5]این جا حوزه استحفاظی دین است حوزه استحفاظی طلبه روحانیت.
سریال مرغ حق یا پهلوانان نمی میرند ،در چشم باد ، او یک فرشته بود میوه ممنوعه هم دچار بیماری های خاص خود در نمایش چهره روحانیت هستند
دوستم گفت: تو که همه را نقد کردی پیشنهاد سازنده ای داری ؟
گفتم: بله حضور روشنفکرانه بی توجه و یا بسته در این حوزه به فعالیت در این حوزه ضرر می زند
کپی برداری از موضوعات سریال ها و فیلم های معناگرا و دینی سینمای غرب و نماد های کشیشیان مانند اقتباس فیلم مارمولک از فیلم ما فرشته نیستیم جامعه را به چالش می کشد
اگر قرار است درباره این شخصیت ها فیلمی ساخته شود باید کمی با ایشان زندگی کرد با ایشان به طرح هجرت در مناطق محروم رفت، در گعده های دوستان ایشان شرکت کرد سختی های زندگی همسران و فرزندان طلبه ها را دید از مشکلات ایشان خبر دار شد آن وقت اگر نقدی است اگر شوخی است هوشیارانه و از روی توجه به قضاوت نشست.
دوستم گفت: فیلمی که می خوهیم بسازیم اتفاقا درباره مسافرت یک روحانی برای تبلیغ در طرح هجرت به همراه خانواده اش در مناطق محروم است.
گفتم: سخت منتظر دیدنش هستم.

سید غلامحسن خاکزاد شاهاندشتی

[1] . بلا تشبیه پیامبر افضل ما می فرمود من مانند شما زندگی می کنم می خورم می خندم و گریه می کنم
[2] . به یاد داستان کفش هایم کو زاریی افتادم
[3] . بر سر پخش فیلم مومیایی 3 هنرمند ، نیروی انتظامی چه ممانعتی کرد
[4] . در سینمای غرب مقدسات به شوخی و تمسخر گرفته می شود مثل بوروس توانا ، لژیون ، گابریل ، تماس ...
[5] . دموکراسی در روز روشن ، سریال او یک فرشته بو

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
کپچا تصویری
کارکترهایی که در تصویر نمایش داده میشوند را وارد کنید