چالش فرهنگی سینمای ایران

2320.jpgچهار چالش در سینمای ایران داریم که عمدتا وارداتی است:
1. چالش سنت و مدرنیته(تجدد): در تلویزویون نیز وارد شده و محل مجادله میان فیلمهای زیادی بوده است
2. تدین و الحاد: به صورت غیر محسوس در فیلمها و سریالها دیده میشود
3. استبداد و آزادی: فاشیزم و لیبرالیزم
4. زن گرایی افراطی در مقابل مردگرایی تفریطی: فمینیسم با ماسکولونیسم

بیان:

غرب می گوید: این متاعی تجمعی است. انسان یک دسته از این چهارتا را دارد و در اختیار اینها مسلوب الاختیار است. انسان یا سنتی متدین است یا مستبد و مرد سالار . یا انسان متجدد سکولار است یا آزادی خواه و زن سالار . حق انتخاب هم ندارید. چون این یک تقسیم بندی جامعه شناسانه است. جمع بودن این چهارتا را در یک مقاله نمیگویند بلکه به صورت محفوف در فیلم می آید و بعد از 15 فیلم که دیدید به این نتیجه میرسید که باید جزو یکی از این دو دسته چهارتایی باشید.چالشهای وارادتی صفر و یکی است.

20 سال است که این چالشها در پرده سینمای ما وجود دارد. همه خطر سینما این است که مخاطبش، ضمیر خودآگاه مخاطب نیست بلکه ضمیر ناخوآگاه مخاطب است. او هم ناگزیر به یکی از این بسته های چهارتایی رای داده است . و حال دچار چالش جدی در زندگی شده است.و برخی از تصمیمات خود را به صورت ناخواگاه از همین انتخاب میگیرد.

از اوایل دهه هفتاد موجی در سینمای ایران باز شد سه چهار سال که از این دهه گذشت موجی پیدا شدکه معلوم بود از جای دیگری خط میگیرد و از سال 76 کاملا این رهگفت چهارچالشی نهادینه شد.
ابتدا تیپهای اجتماعی را مطرح کردند که مصداق یکی از این دو دسته بود. مدام این دو در تعاملات اجتماعی با هم مقایسه شدند. سینماگران به عنوان کسانیکه خود را متعلق به متجددین میدیدند به این گروه موفق را نشان میدادند. کم کم کاری کردند که هروقت یک بازیگر خاصی را دیدید یاد این تیپ بیفتید. معلوم بود که گروه اول قربانی اند و گروه دوم فاتح. به تدریج بازیگرانی برای هر یک از نقشها نهادینه شد و مدام در تعاملات اجتماعی این ها با هم مقایسه می شد .

گروه اول : روحانی حاجی بازاری و گروه سنتی چامعه بودند منازلشان از منازل قدیمی و پرده جلو.
مرد خانه وقتی می آمد یاالله بلند می گفت و خانواده و زن ذلیلانه بود و محجبه و زن را به اسم پسر بزرگ صدا می زند یا خانواده یا منزل کسانی بودند که شیوه زندگیشان مشخص بود. منازل از منازل قدیمی بود . که اندرونی و بیرونی داشت و حوض وسط داشت و یا الله بلند میگفت و منزل خانه هستی؟ دستشویی اخر منزل با افتابه می رفتند و ادبیات و خطابات و بازیگران خاصی این نقشها را ایفا می کردند دو هندوانه در حوض می انداخت و منزل هم داشت در کنار حوض ظرف می شست و زن یک برخورد کاملا ذلیلانه داشت. در فضای خانواده این ها افراد مستبدی بودند و دختر اگر کاری می خواست بکند مخالفت می کردند . در تعامل با مرد و جنس مخالف بی جنبه بود او را نگاه نمی گرد و اگر می دید دلداده می شد. بیست سال این تصویر در سینمای ما نشان داده شد و نهادینه کرد این پدیده را

گروه دوم : طرف مقابل دارای منزل اپارتمان یا مجتمع خیلی شیک با یک شغل روشنفکری یا مدرن. منزل اسمش عزیزم است مرد احترام به زن می گذاشت خیلی از تصمیمها را زن میگرفت و مرد از سر ادب میپذیرفت. شیوه زندگی امروزی بود به نظر بچه ها احترام میگذاشتند. تظاهرات دینی نداشتند چون از نظر اینها تظاهرات دینی یعنی ریا. دین مفقود بزرگ بود در این فضا بود. البته اظهارات سکولار هم نداشتند یا در لفافه بود به گونه ای که مشمول ممیزی نشود. این تیپ ادمهای با جنبه ای بودند با جنس مخالف در کافی شاب می نشستند و چشم و دل گرسنه نبودند. آدمهای با جنبه نبودند و براحتی با جنس مخالف حشر و نشر داشتند بدون اینکه وسوسه بشوند و اینگونه نبودند که هر کس را ببینند دلشان بخواهد
یکی از طنزهای این فیلمها این بود که این دو با هم روبرو بشوند و به شدت خنده بیننده را فراهم میکرد و همیشه گروه دوم بود که موفق میشد.
گاهی هم باید یک سنتی عاشق تیپ دوم میشد و باید به زور کاری میکرد که شایسته متجددین میشد. تا به وصال برسد.
در آن دوره اتفاقی افتاد که متدینین دیگر به سینما نمیرفتند. ازشان می پرسیدی چرا ؟ نمی توانست توصیف کند چون این ها با ضمیر ناخودآگاه او کار می کردند. اما اگر آن را تبدیل کنیم به ضمیر خودآگاه این بود که در فیلمی که از وزارت ارشاد مجوز می گرفت چرا من متدین را زیر سوال میبرد و من را جلوی زن و بچه من هو میکنند؟
کم کم کسانی از سینما راضی برمی گشتند که به راحتی از ماهواره حظ می بردند و تیپ خاصی بودند.
کار به جایی رسید که حتی قشر سنی هم مشخص شد. متجددین جوان مطرح شدند. حق همیشه با اینها بود کسانی که معترض به همه چیز بودند. اینها همیشه راضی از سینما برمی گشتند.می گفتند که این فیلم حرف ما را زد و هر چند که اوج ان دوره گذشت ولی هنوز هم هست. حق انتخابی برای دین نبود و دین کنار می رفت.
بخاطر این مساله که مخاطبش خودش ماهواره داشت و ماهواره بهتر از اینها بود و لذا برگشت ولی هنوز وجه مغلوب شان دارد ادامه می دهد

کاری که از دست مبلغین دینی بر می آید چیست؟
1. شناخت این چالشهای چهارگانه و تاکید بر وارداتی بودن اینها و تاکید بر اینکه قرار نیست در یکسر طیف باید بایستیم.
2. در بحثهای تحلیل محتوایی باید هر اثری را در این رهگفت آنالیز کنید. هرچند ممکن است ضرورتا هر چهارتا را نداشته باشد. که مثل جبر و اختیار لازم نیست که اگر یکی را داشتیم در یک سر طیف باشیم بلکه می توان حد وسطی باشد و در سه تاش قطعا نمی توانیم یک سر طیف باشیم
3. بعد بگوییم که صورت مساله خیلی کاریکاتوری طرح شده است. چقدر مذهبی میشناسید که در مجتمع زندگی میکنند. چقدر متجدد و غربزده میشناسیم که در فضاهای باستانی و عجیب و غریب، سیر و سلوک میکنند. در دادگاه خانواده فقط حاج آقایی نمیبینیم که هوو سر زوجه آورده اند. خیلی از این متجددین اند که دچار این معزلند.

فمینیزم در اروپا:
زمزمه اش از انقلاب کبیر فرانسه آغاز شد اما جدی نبود از نیمه قرن 19 مطرح شد اصل بیرقشان از قرن بیستم خصوصا از بعد از جنگ جهانی اول بود. اولین جنگی بود که مدرنیته خودی نشان داد. در این جنگ معادل کل تاریخ بشری کشته داد. اولین هدیه مدرنیته به انسان قرن بیستم این بود. وقتی مردان دچار جنگ میشوند زنان باید اداره کنند جامعه را. به کارخانه رفتند و مسلسل و بمب و اژدر تولید کنند و بار اصلی جامعه را به دوش گرفتند.
برای این اتفاق باید یک نهضتی اتفاق می افتاد. تا سال 1918 زنان امریکا حق رای ندارند. این سال سال پایان جنگ جهانی اول است. در جنگ جهانی دوم این خیلی با ابعاد گسترده تری اتفاق می افتد. در جنگ جهانی اول نسبت مردان به زنان تغییر کرد.
در جنگ جهانی دوم دیگر کاملا سینما شکل گرفته بود و این تشدید شد. در این جنگ زنان سوپر استار را به جبهه میفرستادند تا به رزمندگان روحیه میدادند. دیگر کارخانه نبود زن باید سرباز میشد. بعضی از زنانی که سوپر استار وقت بودند در جنگ کشته شدند.
خانم کارن لومبارد یکی از آنها بود که در بمبارارن هواپیما کشته شد. همسر کلای گیبل. خودش هم لباس نظامی تنش کردند و گفتند میروی میگویی تا انتقام زنم را نگیرم بر نمیگردم. و گفتند خلبان است. هر هفته می آمد در جلوی تلویزیون میگفت که مردانه بجنگید و... .
خانمی بازیگری میگفت اولین سرباز آمریکایی که به سواحل فرانسه بیاید و بیاید خط شکن باشد من جلوی دوربین می آیم و میبوسم.
فمینیزم جنگ جهانی اول زن- کارگری بود اما در جنگ جهانی دوم زن- سربازی شد.
بعد هم گفتند: مردان موجودات خبیثی هستند و بهترین مجازات این است که با انها ازدواج نکنید. خیلی از فمینستهایی موج اول ازدواج نکردند. موجهای بعدی این را تعدیل کردند

سه موج فمینیزم اسطوره ای:
1. آتنایی: زن توانمند و جنگ آور و دانشمند: بی نیاز از قدرت مردانه. تجرد او به این دلیل است که نیازی به مرد ندارد
2. آفرودتئی: هستیایی هم گفته اند: هستیا خواهد زئوس و مظهر آتش بود و زئوس با او عقد کرده بود که ازدواج نکند و پاک بماند. تجرد برای پاکماندن این مدل است. این مدل از دوشیزگی قبل از مسیحیت در یونان بود. خود را وقت هستیا میکردند که تا ابد پاک بمانند. ازدواج را موجب ناپاکی میدانستند
3. دایانا: آرتئیس: مرد آزارانه. لذت میبردند از زجر مردان.
هر سه موج در فمینیسم مطرح شد. گروه دوم خیلی تعدادشان قلیل است و صرفا همین راهبه ها هستند.
مشکل فمینسیم در غرب این است که نهضتی مردانه است کلکی است که مردان به زنان زدند تا از نیروی انسانی آنها برای کار استفاده کنند.
فمینسیم موج سه هم در اروپا رو به افول رفته تازه در کشور ما موج یکش دارد تبلیغ میشود در تبلیغات رئیس جمهوری و... . حتی در بسیاری از فیلم های ایرانی ورود پیدا کرده است.

این وضعیت در بیش از چند ده فیلم ایرانی در سال 76 تا 84 وجود دارد و بقیت السیف او هنوز هم وجود دارد.

ادامه دارد....

سید غلامحسن خاکزاد شاهاندشتی

دیدگاه ها

یه وقت احساس نکنید نیاز باشه یه رفرنس، منبع یا هر چیزی که نشون بده این مطالب برا دکتر شاه حسینی هست بدید..
راحت باشید..

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
کپچا تصویری
کارکترهایی که در تصویر نمایش داده میشوند را وارد کنید