پیتزا با پول اضافه

2694.jpgالبته این مطلب را اگر بعد افطار بخوانید، بهتر است. به هرحال، داخلش پیتزا هست و باید احتیاط کرد. ولی خب چاره‌ای هم نیست، باید ادامه دهم. روزنامه، صبح در می‌آید، نه بعد از افطار!... حالا بحث اصلی ما البته پیتزا هم نیست، بلکه راجع به این دم و دستگاه‌های کارتخوان موسوم به «pos»نصب شده در مغازه‌ها و مراکز فروش می‌خواهیم برای بار چندم صحبت کنیم که نمی‌دانیم فرهنگستان زبان و ادب پارسی، دقیقاً به جای آن چه کلمه کوتاهی را گذاشته است. بعید می‌دانم شما هم بدانید!

ـ بعید ندانید.... گذاشته است:«پایانه پرداخت الکترونیک!»

ـ آها... چه کوتاه هم هست!

ـ خب شما اگر حال و حوصله نداری، بگو:‌ دستگاه کارتخوان!

ـ آها.... این شد. و گرنه اسم قبلی مثل اسم یکی از خیابان‌های تهران است که تا می‌آیید به راننده تاکسی بگویید، می‌بینید که رفته است. خیابان فخرالدین اسعد گرگانی!

بگذریم از این گپ و گفت. صحبت پیتزا بود. بعدش صحبت دستگاه کارتخوان شد. حالا می‌خواهیم زلف این هر دو موضوع را به هم گره بزنیم. البته متهم اصلی، یک کسی دیگر است که این کار را کرده و در اصل ما بی‌تقصیریم. عنایت بفرمایید به اصل ماجرا:

خبر وارده: «صاحب یک پیتزافروشی، 570 میلیون تومان از حساب مشتری‌هایش سرقت کرده است. از وی که همراه همدستش دستگیرشده است، یک دستگاه گنج‌یاب نیز کشف شده است.»ـ به نقل از جراید

شما را به خدا می‌بینید؟... آدم از دست بعضی‌ها که مدام به فکر سرکیسه کردن دیگران ـ یعنی همنوعان و هموطنان خودشان ـ هستند؛ گاهی با خیال راحت و با کمال میل، نمی‌تواند یک لقمه پیتزای ناقابل بخورد. وای به وقتی که سس اضافه هم بخواهد یا یک لیوان نوشابه هم طلب کند.

لابد بابت هر کدام، یک پول دیگری از حسابش به سرقت می‌رود. پیتزای مخلوط یعنی این: پیتزا همراه با سرقت پول!

بسته پیشنهادی: چون نگارنده نیز خود یکی از طرفداران استفاده از کارت به جای پول نقد است و گاهی برای خرید یک آدامس هم کارت می‌کشد، از این‌رو نکاتی را برای کاهش آسیب‌های این دستگاه‌ها مجبور است عرض کند که می‌کند:

1ـ نصب درست: باور کنید هیچ کاری ندارد. مأموری که دستگاه کارتخوان را می‌آورد نصب کند، جایی نصب کند که دست مشتری مغازه و فروشگاه به آن برسد. پشت سر فروشنده و صاحب مغازه نصب نشود که فقط دست خودش به آن برسد و دست مشتری کوتاه باشد و دستگاه بر نخیل!

2ـ اعزام بازرس: اگر عزم مسئولان این امر واقعاً جدی باشد ؛ علاجش اعزام چهار تا بازرس به مغازه‌ها و فروشگاه‌های سطح شهر است. یک دقیقه داخل مغازه باشند، خودشان با همین دو چشم خودشان می‌بینند که چطور، صاحب مغازه از مشتری می‌خواهد که کارتش را به او بدهد و سپس از بنده خدا می‌خواهد که رمز کارتش را هم بدهد. و طرف با رودربایستی تقدیم می‌کند. تازه گاهی صاحب مغازه در خصوص رمز صاحب کارت هم اظهار نظر می‌کند که مثلاً خوب نیست این رمزت، عوضش کن!

3ـ جمع‌آوری: چون از برخی دستگاه‌های کارتخوان یا همان پایانه‌های پرداخت الکترونیک، سوءاستفاده می‌شود؛ مسئولان عزیز، در یک حرکت فوری و عاجل، اقدام به جمع آوری این دستگاه‌ها از پشت.... ببخشید، از روی میز و طاقچه مغازه‌ها کنند. آخیش ش ش..... این راهکار چقدر سهل الوصول و راحت است!

رضا رفیع

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
کپچا تصویری
کارکترهایی که در تصویر نمایش داده میشوند را وارد کنید