پیام امام به هنرمندان منشور سینمای ایران اسلامی

1044.jpgسینما و انقلاب اسلامی
باید پرسید که ما در اين 33 سالی که از پیروزی انقلاب اسلامی گذشته است، به چه سمتي رفتيم و چه كرديم؟ انقلابی که ذاتاً دینی است و نظامی دینی را در کشور ما مستقر کرده است، که داعیه‌د‌ار اخلاق و عدالت است و بنا دارد به همه امور ـ از جمله سینما ـ از منظر دین بنگرد. اما بايد عرض كنم كه براي بالفعل كردن هر ظرفيتي چند شرط لازم است. اولين شرط، تمكين كردن از اين شروط است. دوم دانش اين معناست، يعني بايد دانش كافي براي تحقق اين شروط داشته باشيم. سومين شرط، جهاد و پشتكار و اجتهاد ماست. هركدام از اين شرايط كه وجود نداشته باشند، انسان نمي‌تواند اين ظرفيت بالقوه را تبديل به بالفعل كند.

نگاه غالب متدینان به سینما
بعد از وقوع انقلاب اسلامي ايران، حقيقت اين است كه نگاه غالب جامعه نسبت به سينما اين بود كه سينما جزو مكاسب محرّمه است. سينماي پيش از انقلاب به راهي رفته و تصاويري را بر پرده خود نشان داده بود که افراد بي‌شماري را براي هميشه از سالن سينما فراري داده بود، چون مردم حس مي‌كردند روي پرده سينماها به اعتقادات و دين آنها توهين مي‌شود و اين توهين، توهيني است كاملاً مغرضانه و ناجوانمردانه و هيچ راهي هم براي دفاع قشر متدين از اعتقادات خود باقي نمانده است. قشر متدين سال‌ها بود كه از سينماهاي دوران پهلوي فرار كرده بود. جالب اينجاست كه وقتي مردم متدين از سالن‌هاي سينما فراري شدند، باز ناگزير بودند تصاوير مستهجن فيلم‌ها را بر سر در سينماها و پوسترهاي سينمايي بر در و ديوار شهر و نيز در روزنامه‌هاي كثيرالانتشار آن دوره و در تبليغات تلويزيوني ببينند، يعني باز سينما آنها را دنبال مي‌كرد و دست از سرشان برنمي‌داشت و مثل كابوسي با آنها همراه بود. مردم هم‌چنان بايد آن تصاوير مستهجن را بر سر در سينماها و سر و روي شهر و بر جرايد كثيرالانتشار و بر صفحه تلويزيون مشاهده مي‌كردند. بنابراين بسيار طبيعي بود كه وقتي انقلاب پیروز شد، نگاه قاطبه جامعه ديني نسبت به سينما اين بود كه سينما جزو مكاسب محرّمه است. با نگاهي آماري به وقايع ابتداي انقلاب، مي‌‌بينيم كه شيشه سينماها و مشروب‌فروشي‌ها همزمان شكسته مي‌شدند. سينما در چنين مقطعي، نياز به مشروعيت داشت و اينكه بيايد و بگويد من مي‌توانم آنچه تاكنون بوده‌ام، نباشم؛ مي‌توانم در خدمت نظام و انقلاب و باورهاي ديني مردم باشم. جالب است كه خود سينماگرها اين موضوع را زودتر و بيشتر از بقيه فهميده بودند و مي‌دانستند كه اگر قضيه بخواهد به شكل سابق ادامه پيدا كند، اين «هنر ـ صنعت ـ‌ رسانه» قطعاً تعطيل مي‌شود.

منشور سینمای ایران اسلامی
سينما مجبور بود در اين نهضت توبه جمعي شركت كند تا بتواند بماند. حضرت امام در همان روز ورودشان به ايران اسلامي و در سخنراني بهشت‌زهرا، اولين جمله‌اي كه گفتند اين بود كه ما با سينما مخالف نيستيم، ما با فحشا مخالفيم. نتيجه تبعي اين جمله چه بود؟ يعني سينمايي كه تاكنون بوده، در خدمت ترويج فحشا بوده است و ما با سينمايي كه در خدمت ترويج فحشا نباشد، مي‌توانيم مخالف نباشيم. يعني سينما مشروط بود كه اگر ترويج فحشا نكني، من با تو مخالف نيستم. اين كلام امام در واقع استدلال نفي به نفي است. حتي در اينجا صحبت از موافقت و تأييد جدّي نيست، بلكه يك تأييد كاملاً مشروط است. البته اين يك تعريف يا شرط حداقلي است كه حضرت امام در بدو ورودشان به ايران درباره سينما گفتند در سال 1367، چند ماه قبل از ارتحال حضرت امام در آغاز سال 68، ايشان پيامي دارند كه به «منشور هنرمندان» موسوم است. اين پيام را مي‌توان در صحيفۀ امام مشاهده کرد. تراز هنر ديني و سينماي ديني را بايد در آنجا جستجو كرد. در اين پيام، هر جا كلمه هنر آمده، به‌جاي آن بگذاريد سينما تا تعريف حداكثري و غايت سينما معلوم شود و نه اين شرط حداقلي كه سينما ترويج فحشا نكند. اين يك شرط لازم بود، اما نه شرط كافي. آنچه حضرت امام در اين منشور مطرح مي‌كنند، غايت هنر و غايت سينماست. بعدها مقام معظم رهبري در سال 1385 در ملاقاتشان با كارگردان‌ها بياناتي دارند كه ما آن را «منشور دوم» و تكميل‌كننده منشور اول كه حضرت امام در سال 67 بيان كردند، مي‌دانيم. با صدور اين منشورها، توقع نظام از سينما خيلي بيشتر است. حالا ديگر اينكه سينما لطف كند و ترويج فحشا نكند، تعريف سينما نخواهد بود. تعريف اين است كه سينما بايد اخلاق، انسانيت و استكبارستيزي را رواج بدهد و اينها چيزهايي هستند كه حضرت امام از هنر مطالبه مي‌كنند. رواج نگاه ديني مطالبه‌اي است كه از سينما داريم. پس ديگر هنري نيست كه سينماي بعد از انقلاب، فحشا را ترويج نكند.

سینمای دینی مطالبه جدی جامعه اسلامی
سينماي ديني، مطالبه جدي جامعه از آغاز انقلاب اسلامي تا امروز بوده و هست و تجاهل‌العارفي كه سينما در مقابل اين مطالبه انجام داده، كم‌كم به صورت يك مشكل جدي درآمده است. سينماي ديني، بدهي عظيمي است كه سينما در قبال جامعه به گردن دارد. چطور در نظام سوسياليستي شوروي، سينماي آن را مي‌ستايند و در دانشكده‌ها تدريس مي‌كنند و ابزار سينما به عنوان يك ابزار ايدئولوژيك، به اين شكل در دست مديران جامعه بوده است؟ چطور در نظام مثلاً آزاد هاليوود، سينماگران اين طور تحت سيطره مديريت سياسي و فرهنگي جامعه هستند؟ ـ بنده در اين زمينه كتاب‌هايي دارم و مي‌توان به آنها رجوع كرد و ديد كه در سينماي غرب، مديريت فرهنگي به چه معناست ـ آن وقت چطور انتظار داريم در يك جامعه ديني هيچ مكانيسم كنترلي يا حتي خود‌ كنترلي براي سينما تعريف نشود و همه چيز به مناسبات صنفي و تنها قانون صنفي، يعني نظام درآمد ـ هزينه واگذار شود؟ چطور چنين چيزي را مي‌پذيريم؟ ما در مورد جسم آدميان چنين چيزي را قبول نمي‌كنيم، چگونه براي روح آنها زير بار چنين چيزي مي‌رويم؟ مدافع حقوق معنوي مخاطبان و مردم در جامعه ما كيست؟

تجربه‌های اخیر
در اين دو سال اخير شاهد تحركاتي در ميان بخشي از فيلمسازان متدين هستيم كه آن هم نه از سر اينكه اجباري برايشان بوده باشد، بلكه از سر اختيار و اعتقاد، دنبال اين مطلب رفته‌اند كه بايد نسبت به سينماي ديني و قرآني اهتمام كنند. خروجي‌هاي خوبي هم وجود داشته. لااقل در سال 89 شاهد بوديم كه پرفروش‌ترين فيلم سينماي كشور، يك فيلم ديني و قرآني بود و اين قضيه در سينماي ايران يك اتفاق جديد بود. جالب اينجاست كه در مورد همين تجربه اول هم خيلي‌ها مي‌خواهند آن را در گهواره نابود كنند تا به تجربه دوم تبديل نشود، چون اگر اين تابو بشكند كه راز فيلم ديدن مردم، مبتذل‌سازي است و اگر شما فيلم فاخر يا اعتقادي و ديني بسازيد، مردم آن را نمي‌بينند ـ ‌فرمول غلطي كه سال‌ها به نادرستي بر آن تأكيد شده ‌ـ ديگر دوستان مي‌خواهند ديگر چه بكنند؟ بنابراين همين تجربه اول هم قرار است درست معرفي نشود. حقيقت اين است كه همه لايه‌هاي سينماي ايران محترمند، همه ژانرهاي سينمايي هم در حدي كه با اعتقادات و مفاهيم و مباني ديني ما در تضاد و تعارض نباشند، قابل اعتنا هستند، هيچ‌كس هم نگفته كه سر تا پا و صدر تا ذيل سينماي كشور ضرورتاً بايد ديني و اعتقادي باشد. بخشي از سينما، سرگرمي و تفريح است، ولي اين انتظار وجود دارد كه دين‌ستيزي و دين‌گريزي و تعارض با دين در آنها وجود نداشته باشد. تفريحي كه در آن تعارض با دين باشد حتماً پسنديده نيست، ضمن اينكه بخشي از سينما هم بايد نسبت به سينماي ديني اهتمام كند، چون تجديد حيات خود را مرهون اين نظام ديني است.

کاهلی موجود
در تعريف سينماي ديني گاهي مي‌بينيم بعضي‌ها چنان كاهلي و سستي مي‌كنند و يا اين سينما را چنان مغرضانه و بد تعريف مي‌كنند كه يعني بايد از ابتدا قيد آن را زد. آنها مي‌گويند سينماي ديني يعني شتر و اسب و نخل و تاريخ! خير، اين بخشي از سينماي ديني است، اما تمام آن نيست. سينماي ديني مي‌تواند در همين فضاي كنوني جامعه، در همين فضاي شهري و زندگي كنوني مردم اتفاق بيفتد. بايد بر صفات اخلاقي شايسته در همين جامعه تأكيد بشود. بخشي از فيلم‌ها هم مي‌توانند تاريخي و فاخر باشند و با بودجه‌هاي عظيم ساخته شوند، ولي فيلم ديني متعلق به همين امروز هم هست. ما جشنواره‌هايي را لازم داريم كه در آنها مثلاً بگوييم اگر فيلمي يك صفت اخلاقي را به‌درستي به معرض نمايش گذاشت و تأثير اين صفت اخلاقي را در زندگي روزمره به‌درستي نشان داد، جايزه مي‌گيرد و يا يك صفت رذيله اخلاقي چه تأثيري در زندگي انسان‌ها مي‌گذارد؟ در بستر زندگي روزمره مردم و در قالبي كاملاً هنري و با دراماتولوژي صحيح مي‌توانيم فيلم‌هاي ديني بسيار عالي داشته باشيم. اينكه ما بياييم و از ابتدا سينماي ديني را بد تعريف كنيم و بگوييم فقط سينماي تاريخي ديني يا اينكه بگوييم دين فقط مال تاريخ است، مال امروز نيست يا فقط آن را منحصر به توليدات شعاري و ضعيف بدانيم، در واقع شيطنتي است كه داريم مرتكب مي‌شويم تا از خير كثيري به نام سينماي ديني بهره‌مند نشويم. به اين ترتيب از ابتدا موضوع را بد تعريف مي‌كنيم تا نسبت به آن تعهدي را نپذيريم، در حالي كه غايت سينماي ديني اين نيست.

مدیریت درون سینمایی و مطالبه برون سینمایی
اما پرسش این است که چرا سینماگران ما همان‌گونه که فيلم‌هاي عاشقانه، اكشن و كمدي ـ‌ مخصوصاً كمدي‌هاي نازل كه در اين يكي دو سال اخير خيلي مرسوم شده، می‌سازند، به سراغ ژانر ديني نمي‌روند؟ دلیل آن را در یک کلمه می‌توان خلاصه کرد: «ژانر دینی سخت است!» سينماگران ما مثل آب زلالند. آب را اگر در سطح زمين رها كنيد، به سراشيب مي‌رود، سربالا كه نمي‌رود. ما بايد زحمت بكشيم و آب را به ارتفاعي پمپاژ و در آنجا ذخيره كنيم و بعد با مكانيسم آبياري قطره‌اي بياوريم و در مزرعه رها كنيم تا بعد از چند سال شايد در آن مزرعه شاهد محصول و بر و باري باشيم. آب را اگر همين‌ طور رها كنيم، با همه زلالي و صفا، سراشيبي مي‌رود. ملودرام در سينما قالب ساده و سهل‌الوصولي است. بارها در سينماي غرب كار شده، در اينجا هم كار شده. كمدي قالب سهل‌الوصول و زود بازدهي است و زحمت فيلم ديني را ندارد، بنابراين، كار ساده‌تر انجام مي‌شود، مگر اينكه ما به‌گونه‌ صحيحي مديريت كنيم. اين كار، هم مديريت از درون سينما را مي‌طلبد و هم مطالبه از بيرون سينما را. نياز به يك مطالبه جدي اجتماعي دارد. الان ديگر اين براي ما مطلوب نيست كه فيلم‌ها به دين توهين نكنند و وزير ارشاد يا معاونت سينمايي ايشان گزارش بدهند كه فيلم‌ها در چند سال اخير بهتر شده‌اند، چون به باورهاي مردم توهين نمي‌كنند. به فرض اينكه چنين باشد، چنين چيزي امروز براي سينماي ما كافي نيست. سينما الان بايد در خدمت اهداف بلند جمهوري اسلامي باشد و اين كار زحمت دارد. بايد مديريت كنيم و اين آب را به ارتفاع مطلوبي ببريم و در آنجا ذخيره كنيم و بعد با مكانيسم آبياري قطره‌اي مزرعه‌ فرهنگ را سبز و بارور كنيم. اين‌طوري كه نمي‌شود بگوييم همه چيز در اختيار خود دوستان باشد. بديهي است كه آنها ساده‌ترين راه را انتخاب مي‌كنند، ساده‌ترين راه هم هماني است كه تا به حال رفته‌اند و مفسده‌خيزترين راه هم هميشه ساده‌ترين راه است.

لزوم توجه به توقع محتوایی و دینی جامعه
به هر حال ما همان‌‌طور كه فناوري سينما را ارتقا مي‌دهيم و مي‌گوييم بايد فناوري روز سينماي جهان در دسترس مردم باشد و مردم از ما توقع دارند و ما بايد فناوري خود را ارتقا بدهيم. اول در حوزه صدا اين اتفاق مي‌افتد، بعد در حوزه تصوير. بعد كم‌كم مي‌گوييم سينماي سه‌بعدي هم لازم داريم، چون دنيا چنين فناوري‌اي را در اختيار دارد. همان‌‌طور كه مدام سعي مي‌كنيم فناوري خود را روزآمد كنيم و توقع جامعه در اين حوزه برايمان مهم است، بايد به توقعات محتوايي و معنايي و ديني جامعه اسلامي خود هم احترام بگذاريم، نه اينكه خدا ناكرده به آنها با ديد تحقير نگاه كنيم يا آنها را دست‌كم بگيريم.

توصیه به دوستان
از آن سو هم دوستاني اساساً سينما را با دين جمع‌پذير نمي‌دانند و بعضاً در آن دوره‌هايي كه درگير مسائل مديريتي سينما بوديم، با اينكه مي‌دانستند منظر امثال بنده به سينما، يك منظر ديني است، اما همواره ما را نصيحت مي‌كردند كه فعل حرام را رها كنيد! حالا اگر مملكت ما سينما نداشته باشد، مگر چطور مي‌شود؟ مگر همه كشورها در دنيا سينما دارند؟ به اين دوستان هم مي‌گويم كه در نظراتشان تجديدنظر كنند. ظرفيت‌هاي سينما در دنياي امروز جوري نيست كه ما بتوانيم اين‌قدر راحت چوب حراج به آن بزنيم و منكر داشته‌هاي خودمان بشويم و بگوييم نداشتنش بهتر از داشتن آن است، ضمن اينكه ما در جامعه، رهبر و مرشد و مقتدا داريم. تا وقتي كه رهبران بزرگ ما، سينما را ابزار انسان‌سازي مي‌دانند، ما با كدام دليل و بيّنه مي‌توانيم به سينما چوب حراج بزنيم و بگوييم اصل سينما با دين جمع‌پذير نيست و بهتر است رهايش كنيم كه برود؟ اين هم پاسخ بنده به اين دوستان است و آنها را به صبوري و تلاش و اجتهاد بيشتر در اين زمينه دعوت مي‌كنم تا انشاءالله سينما از بركات فكري آنها برخوردار شود.

مجید شاه حسینی

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
کپچا تصویری
کارکترهایی که در تصویر نمایش داده میشوند را وارد کنید