پارک اموات

2665.jpgکم زندگان ما مشکل دارند که باید این شب جمعه‌ای، با ترس و لرز، راجع به مردگان خارج از صحنه هم مطالبی عرض کنیم. خدا خودش هوای ما را داشته باشد که این‌طوری شب و روز باید هوای همه را داشته باشیم.

آن هم در این هوای بی نظیر تهران که راه رفتن به آرامستان را هموارتر و نزدیک تر می کند. منظورمان مسیر مستقیم مترو است که خط یک آن مستقیم از تجریش به عنوان شمالی ترین نقطه شهر، یکراست می رود بهشت زهرا به عنوان جنوبی ترین نقطه پایتخت. امکانات را دارید؟...

ـ به جای این حرف ها، بنشین دو کلمه راجع به این معضل ساپورت لاکرداری بنویس. حالا داعش لعنتی به درک!... (این توصیه مشفقانه را نفهمیدیم چه کسی مطرح کرد و رفت. تا آمدیم برای لمس بیشتر و محسوس تر قضیه، توضیحات بیشتر و مصوّری از او درخواست کنیم، فلنگ را بسته بود.)

از قرار معلوم، ما فقط مشکل مسکن نداریم، بلکه مدتی است با مشکل مدفن هم مواجه شدیم. ظاهرا آرامستان تهران، گنجایشش رو به اتمام است و باید به فکر مکان های دیگری برای اموات تازه درگذشته باشیم. کم کم، مرده ها هم مشکل مکان دارند!

مدفن مهر: «تا وقتی پارک ها و بوستان های شهری است، هیچ وقت اموات روی زمین نمی مانند. این جدیدترین ایده ای است که برای دفن اموات تهرانی پس از تکمیل ظرفیت تنها آرامستان پایتخت، در جلسه اخیر شورای شهر مطرح شده است.» (به نقل از جراید زنده)

پرسش فلسفی: آیا الان باید بخندیم یا گریه کنیم؟.... مسأله این است.

طرحی برای یک کاریکاتور: جمعی از مردم برای انجام تفریحات سالم و هواخوری به پارک و بوستان آمده اند و روی نیمکت ها در حال استراحت و تمدد اعصاب هستند. در همان حال، عده ای مردم عزادار نیز، تابوت مرده ای را بر دوش دارند و «بلندبگو لااله الا الله» گویان، به سمت گوشه ای دیگر از پارک می روند تا مرده خود را به سلامت دفن کنند. همزمان یک عده دنبال جای پارک برای خودروی خود می گردند و یک عده دنبال پارک برای دفن مرده شان. هرکس کار خودش را می کند. مامور پارک هم با مرده شور عکس یادگاری می اندازد.

بسته پیشنهادی: از آنجا که قضیه از اهمیت خاصی برخوردار است و اشخاص مهمی پشت این ایده بی نظیر حضور دارند؛ لهذا بر ما نیز وظیفه است که اگر پیشنهادهای ناب دیگری داریم، الساعه تقدیم کنیم:

1ـ دفن پشت بام: هر خانواده تهرانی، امواتش را اگر اشکالی ندارد، در پشت بام خانه شان دفن کنند. این طوری، از بار ترافیک شهر نیز به شکل محسوس و بخصوص در شب های جمعه و در راه ها و بزرگراه های منتهی به بهشت زهرا، کاسته می شود. هرکس شب جمعه ای با آسانسور خودش را می رساند به پشت بام و فاتحه امواتش را می خواند.

2ـ تخلیه واحدهای مدفونی: زنده ها که حالیشان است، اگر مستاجر باشند، هر چند وقت یکبار باید واحد مسکونی خود را تخلیه کنند. خب پس در مورد مرده ها که حالیشان نیست، چرا نباید این طرح انجام شود؟ البته مرده های قدیمی که از تاریخ دفنشان مثلا بیش از 50 سال بگذرد، چه اشکال دارد که برای بازماندگان آنها حکم تخلیه برود؟ بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر / کز طرح های شورا، دود از کفن برآید!

3ـ تدفین مشروط: اگر شهرداری و شورای شهر نتوانستند مشکل تهیه مکان جدیدی برای دفن اموات در آینده پیدا کنند؛ از حالا هر کس که فوت کرد، محل و مکان دفنش را خودش از قبل مشخص کند. فقط هزینه دفنش را شهرداری بگیرد؛ برای نظارت کیفی بر مراسم تدفین و خاکسپاری استاندارد.شهر هرت و هرات که نیست. آرامستان است.

4ـ قبرستان غیرانتفاعی: بخش خصوصی وارد گود شود. در این حالت چون رقابت پیش می آید، قبرستان های مختلف و متعددی ممکن است ساخته شود که از امکانات و تسهیلات خوبی هم برای اهل قبور برخوردار باشد. هرکس توانست از پس پرداخت شهریه این قبرستان های غیرانتفاعی یا قبرستان های نمونه مردمی برآمد، در این اماکن مدفون شود وگرنه خود داند. می خواست نمیرد.

رضا رفیع

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
کپچا تصویری
کارکترهایی که در تصویر نمایش داده میشوند را وارد کنید