ويلا با ‍‍‍ژيلا !

3018.jpgجمعه‌ی پيش، تنگ غروب
ساعت هفت بود انگاري!

يه بار ديگه با ننمـون
رفتيم بوديم خواستگاري!

يك كت وشلوار سفــيد
قشنگ، اما عــــــــــاريه !

ازهمونا كه مخصوصه
رفتن ِ خواستگاريــــــه...

گرفتم از بچــــــه ها و
همــــــــــراه با يك پاپيون

پوشيدم و شــدم درسـت
فتوكپيه آلــــن دلــــــون!

يه دسته گل زرد وسفيــد
از توي پــــارك كوچمون

كنديم ورفتيم خونـــــــه‌ی
اكبر آقـــاي پاسبــــــون !

جاتون خالي! تا رسيديم
بعد سـلام و خوش وبش

نكير و منكر اومدن !
سوال جواب شروع شدش:

«خُب، حالا شادومادمون
چه كاره هست؟ ميشه بگين!»

«چي پشت قباله ميندازه؟
آپــــارتمان؟ ويلا؟ زمين؟»

ننم جواب داد: پســـــــرم
ماشــاا... اهــل قلمـــــــه !

تو كار طنــــز ِ حيووني!
ميشنـاسنش اونــو هــمـــه!

مجـــله شــــون دراومده
ماه گذشــته شبِ عيــــــــد!

تازگيها هم كه ديـــــــگه
رفته تو كــار آب گريـــد!

اگر بشــــه كنيــــــز ما !
دخترتون ژيــــلا خانوم...

زمين اون هم ميشه جور
يواش يــــواش،آروم آروم!

مگر كه نشنيدين ميگن
هــــر كسي كـه بگيره زن

وقتي كه خونواده دار
بـشه، بهش ويــــلا مي دن!

بعد عروسي،اينـــــا هم
ويلا مي گيرن به سه سوت!

حالا كجـــا ؟ نمي دونم !
شمال يا تــــــــو كوير لوت!

يكهو ديدم اكبر آقــــــا
چشاش شده كاسه‌ی خون!

يكدفـــــه از جا پريد و
هفت تير شو كشيد بيرون!

تا ديدم اوضاع قرمزه
بيرون پريــــــدم از اتاق!

خودم كه هيچي، طفلكي
ننم با اون پاي چـــلاق...!
(خدا رفتگان شمارو هم بيامرزه!!)

***

آقاي احمدي نــــــــژاد
باغ ويلاتو بگير داداش!

فقط دومتر زمين توي
بهشت رضا بده به جاش!

مجید رحمانی صانع

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
کپچا تصویری
کارکترهایی که در تصویر نمایش داده میشوند را وارد کنید