وضعیت سفید

845.jpgآیا می توان از تار و پود زیبایی یک فرش صحبت کرد که مثلا ازجنس ابریشم است و از نقش و نگارش صحبت نکرد و یا اگر یک صفحه بشقاب طلا داشته باشیم در آن نقش زشت و بی هویت زده باشند باید گفت کل اثر دارای شان و ارزشی نمی باشد و در مقابل اگر نقشی زیبا و با هویت بر روی خشت گلی کشیده شود آن اثر دارای ارزش واعتبار می شود در نتیجه اگر قرار باشد محتوی و صورت را در دو کفه ترازو قرار دهیم بی گمان کفه محتوی سنگین تر است و این سنگینی از اهمیت صورت و شکل نمی کاهد اما اهمیت آن به مراتب از اهمیت محتوی پایین تر است.

در بسیاری از نقد ها و تحلیل های در باره فیلم و سریال شاهد این موضوع هستیم که بیشتر به مطالب مربوط به صورت اثر می نگرند تا محتوی مثلا گفته می شود که مثلا تصویر برداری فیلم بسیار عالی بود که ایها الناس در این اثر ، نوع فیلم برداری ، از نوع دروربین بر روی دوش و متحرک بوده است یا عجب میزانسنی ، عجب دکوپاژی ، عجب آمبیانسی و ... اما سوال این جاست پس محتوی در کجا جای دارد ؟ فیلم نامه در چه جایگاهی است ؟ در دنیا محصولات هنری فراوانی تولید می شود بسیاری از ایشان دارای شکل و صورت ، فورم مورد تحسین و خوبی است اما محتوی و مضمون بسیار پلید و زشت است نمی دانم چرا اشتباهی که سال هاست غربیان مدام دچار آن شده اند ما نیز مدام در حال تکرار آن بیماری می باشیم غرب نیز قبل از آن که محتوی برایش مهم باشد بیشتر به صورت و شکل می نگرند و شعار هنر برای هنر سر می دهند و بسیاری از ارزش ها را فدای این شعار می کنند و نتیجه آن فیلم ها و سریال های زیادی است که تمام اصول دینی و انسانی را به زیر سوال برده است.

حال سوال این است آیا ما هم مانند ایشان به دنبال این گونه مولفه ها هستیم ؟ یا این گونه بگویم ما چه ملاکاتی را در فیلم ها و سریال ها در حال تولید و اکران را مورد تاکید قرار می دهیم ؟
آیا می توان در مواجهه با این فیلم ها و سریال هایی که در سینما و تلویزیون پخش می شوند گفت: رسانه سینما و تلویزیون پدیده ای مستقل نیست در حالیکه سیر رشد تکنولوژی و ارتباطات آسان تر شده اند و قرار شد وسایل سر گرم کننده اضافه شود تا اوقات فراغت کار را برطرف کنند این پدیده در تفکر مدرن تعریفی دارد آن هم سکولار و غیر دینی .

نگاه غرب ، غیر دینی است یعنی دین را یکی از پدیده های زندگی خود مانند دیگر پدیده می داند که باید با صلیغه خود آن را انتخاب کنند و در این انتخاب بسیاری از عوامل مانند عوامل دنیوی نیز می تواند دخیل باشد.
ما می گوییم: می توان برنامه های تلویزیون (سریال ها) و سینما را به دو دسته 1- خودی ،دینی ، ملی ، فطری 2- غیر خودی ، سکولار و غیر دینی تقسیم کرد بعد در مورد هر یک به بحث نشست.
اگر ایشان بگویند : تلویزیون و سینما با تفکر و اندیشه سکولار ساخته شده است و دیگر نمی شود کاریش کرد و حرکت او به سمت و سوی قدسی زدایی است . و شما خواسته و یا نا خواسته دچار آنید.
ما می گوییم: ما توانستیم این تابوی شما را بشکنیم و سریال ها و فیلم های خوبی مانند وضعیت سفید و طلا ومس بسازیم که ما را به یاد سینمای ملی ، فطری ، دینی آورد وضعیت سفید یک سریال خاطره انگیز و لذت بخش است که ما را به یاد فیلم مادر علی حاتمی انداخت قابل توجه فیلم سازانی که ادعای ساختن فیلم های ایرانی و سنتی را دارند و در واقع نشانی از آن ندارند.
ایشان می گویند: چون نمی شود رسانه را از سیر تاریخی اش که در غرب سازگاری با سکولاریسم است جدا کرد بنابراین تلویزیون و سینما نیز سکولار است و هر کس که بخواهد آن را جدا کند یعنی می خواهد همان هدف سکولاریزم را بیان کند او اگر بخواهد کاری دینی هم بکند فقط می تواند قید اسلامی را کنار آن بیاورد و دیگر هیچ.
ما در جواب می گوییم : مثل اینکه مثال نقض ما شما را مجاب نکرد پس این گونه میگویم که دین را می توان در بطن داستان و محتوی و حتی شکل و صورت اثر عجین کرد به راستی نمی توان از این صورت و محتوی رابطه ای بین آسمان و زمین بوجود آورد ؟ و آن را به نمایش کشید ؟

در باره سریال وضعیت سفید :
داستان سریال:
در باره آغاز موشک باران سال 1366 تهران است خانواده ای متشکل از چند برادر و خواهر به دلایلی از هم مکدرند و اختلافاتی دارند اما در موشک باران به باغ مادر پیرشان در حوالی تهران در روستایی پناه می آورند مادر پیر دنیا دیده ای که سعی دارد بین فرزندانش صلح و الفت ایجاد کند مادر آرمانی که مادر اصیل ایرانی است
در یک جمله می توان گفت جریان هدایت شده در این سریال حرکت از کثرت به وحدت است در ابتدا همه خانواده ها دچار اختلافات و مشکلات خانوادگی ، اجتماعی خاص خود می باشند اما داستان روی محور شخصیت امیر می چرخد امیر که در طی داستان عاشق شیرین می شود و از او چهره ای خیالی می سازد و با او زندگی می کند با حرف می زند با او رشد می کند هرگز شیرین و حتی خیال شیرین ارتباط او را با آسمان قطع نمی کند گاه امیر دچار نقصان می شود اما باز هم به آسمان می نگرد با خدایش در قنوتش صحبت می کند از کمبود های خود می گوید درخواست می کند خدایش او را کمک کند دید وقتی شیرین مریض شد امیر نیز مریض شد و یا چطور امیر قبله را برای نماز خواندن پیدا کرد
امیر همان قیس عامری است قیس آن قدر در کوی و برزن شعر خواند و نام لیلی را بر زبان می آورد که او را مجنون خواندند و در آخر نیز نامش مجنون شد امیر قصه ما آن قدر شیرین شیرین می گوید و فکر و خیالش را پر کرده است که را نیز دیوانه می نامند در اصل ، در این داستان امیر دیوانه عاقل ماست که راوی داستان نیز هست.
حیف که نویسنده اثر این چنین شخصیتی را به جبهه جنگ نبرد تا عاشقی او در میدان جنگ دیدنی باشد کارگردان و نویسنده اثر حمید نعمت الله است معلوم است که خوب از مواضع دین اطلاع دارد و جامعه دهه 60 را خوب شناخته و به نمایش گذاشته است.

به واقع این سریال دهه 60 را با مشکلات و شیرینی های آن را به یادمان می آورد دیالوگ های خوب بازیگران مخاطب را مورد احترام قرار می دهد می توان گفت که نقطه آغاز این فیلم قسمتی از داستان انقلاب اسلامی ایران است.
نگاه خوب کارگردان به جنگ و پشت جنگ زیبا بود جمع آوری کمک برای رزمندگان ، پخش در س ها از تلویزیون ، وضعیت سفید و قرمز ، رفتن به شهرستانها و دهات ، روز های تعطیلی مدارس ، روزها ی صف ایستادن برای نفت ، روز های اعزام رزمندگان به جبهه ها ، روزگار رفتن به پناه گاه ها نوعی واقع گرایی از ان سال ها را نشان می داد.
وضعیت سفید منبر نمی رود ارشاد نمی کند اما کار خود را می کند مخاطب را وا می دارد که به کلامش گوش دهد و دل بسپرد میدانید چرا بعضی ها به این سریال گارد می گیرند چون مانند سریال های آبکی چند سال اخیر تلویزیون نیست که اگر در حال چرت هم بودی هم متوجه داستان می شدی اما در وضعیت سفید باید توجه کنید دیالوگ ها مهم است و نمی توان به سادگی از کنارشان گذشت.

داستان سریال در درون خود داستان ها دارد که هر ایرانی را به وجود می آورد.
این سریال الگوی خوبی برای فیلم سازان و سریال سازان است که می تواند خیالمان را از سریال هایی مانند نرگس ، فاصله ها ، خوش غیرت و... دور کند و این نشان از کور سوی امید است و طرفداران جومونگ را به نکته وا دارد که ما نیز بهتر و غنی تر داریم که ارزشی نیز هست فقط همت می طلبد و برنامه ریزی.
جنگ و حوادث آن که یکی از به یاد ماندنی ترین وقایع تاریخ این انقلاب عظیم است که در سینما و تلویزیون مورد هجمه قرار گرفته است گاه مورد انتقاد است ، گاه مهجور مانده است گاه مظلوم. چه خوب که دستمایه اصلی وضعیت سفید جنگ است و نشان به آن نشان که جنگ هنوز جای کار دارد که نویسنده ها و کارگردان های ما گویی آن را فراموش کرده اند یا خود را به تغافل زده اند.
حواشی جنگ خود نوعی از مسایل اصلی جنگ نیز هست که وضعیت سفید آن را فهمیده و به ما انتقال می دهد چون کارگردان در این کوچ اجباری به روستاهای شهر های بزرگ را در جنگ را تجربه کرده است نوع روایتش ملموس است که با چاشنی طنز دلنواز نیز شده است
به امید ساختن سریال های این چنین فاخر.

سید غلامحسن خاکزاد شاهاندشتی

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
کپچا تصویری
کارکترهایی که در تصویر نمایش داده میشوند را وارد کنید