هنرمندان بدون هماهنگی نمیرند!

3227.jpgاستثنائا صحبت از مسکن مهر نیست. می‌خواهم چند کلمه‌ای راجع به مدفن مهر صحبت کنم. و خیلی کوتاه هم؛ چون به اندازه کافی بحثش ترسناک هست. منم که حساس!...

- مرگ بر این استرس بیخودی!(این مطلب را نفهمیدیم کی گفت و چرا گفت؛ اما هرکه بود، حداقل در شعار از مرگ نمی ترسید!)

تا الان، هنرمندان تهرانی دلشان خوش بود که بعضا اگر در زمان حیات با مشکل مسکن مواجه اند؛ اما خوشبختانه در زمان ممات، با مشکل خاصی مواجه نمی باشند و بلافاصله پس از بررسی و تائید صلاحیت های لازم، در محلی با مسما به نام «قطعه هنرمندان»، مدفون می شوند که ملت بعد از رفتن آنها هم بتوانند در محلی مشخص با آنها عکس بگیرند. به هرحال، گردش روزگار برعکس است. اما الان خبر رسیده، چه نشستید که قطعه هنرمندان، به سلامتی پر شد!

اصل خبر وارده: «وزارت ارشاد اعلام کرد قطعه هنرمندان پر شده است و تا در اختیار گرفتن یک قطعه جدید، فعلا راهکار موجود، دفن هنرمندان در قبرهای دو طبقه و سه طبقه است.»ــ به نقل از جراید

پشت صحنه خبر: از قرار مسموع، اواخر اسفندماه گذشته، سازمان بهشت زهرا، قطعه هنرمندان را اندازه می گیرد و متوجه می شود که پر شده. پس بدون فوت وقت به معاونت هنری ارشاد خبرعاجل می دهد. به موازات نشست لوزان، نشست مشترکی در بهشت زهرا تشکیل می شود و مسئولان این سازمان، قطعه خوش آب و هوای دیگری را به ارشاد پیشنهاد می دهند. قطعه ای در همان حوالی که به «VIP» معروف است.

منتها در ازای واگذاری قطعه مذکور، پولی از ارشاد طلب می کند در راه خدا که ارشاد می گوید نداریم به خدا. اگر می داشتیم که به خود هنرمندان می دادیم یا بیمه هنرمندان را کامل می کردیم.

خلاصه شخص وزیر ارشاد مجبور می شود که به شخص شهردار تهران نامه بنویسد و درخواست کمک کند.

منتها تا به تفاهمات لازم برسند، باید تکلیف هنرمندان تازه درگذشته معلوم شود که کجا باید دفن شوند؛ که ارشاد پیشنهاد داده فعلا در همان قطعه هنرمندان موجود، در قبرهای دو یا سه طبقه دفن شوند. فاتحه!

راهکارهای موجود: هرچند که خود برادران هنرمند ارشادی، جلوتر از ما، اولین راهکار طبقاتی را داده اند، اما لازم است که ما نیز در این ماجرا ورود کنیم. فلذا چند راهکار هم ما از آستین مان درمی آوریم:

1- عقب انداختن مرگ: هنرمندان و اهل فکر و فرهنگ، اگر مقدور است که فعلا نمیرند یا با ارشاد هماهنگ کنند؛ حتما این لطف را در حق ارشاد و سازمان بهشت زهرا داشته باشند و عجالتا رفتن خود را عقب بیندازند. (اشاره می کنند که نمی شود. و دلیل محکم و متقن می آورند که دهن آدم بسته می شود. می گویند: فاذا جاء اجلهم لایستقدمون ساعة و لایستأخرون. شدیدا هم درست می گویند. فقط می توانند معالجات خود را بهتر و جدی تر دنبال کنند؛ نه وقتی که به سرطان رسید!)

2- مجتمع مدفونی: هنرمندان عزیز و قانع، همچنان که در زمان زندگی فشرده خود، عموما در مجتمع های مسکونی به سر می بردند؛ هنگام وفات نیز راضی شوند که در یک مجتمع مدفونی و در کنار دیگر هنرمندان رفته از دست، به خاک سپرده شوند. باشد که دور هم، آمرزیده شوند. اختلافات جناحی و سیاسی را هم کنار بگذارند که مردم سرگردان بمانند که فاتحه کدام یک را بخوانند.

3- رعایت طرح تفکیک: اگر عجالتا قرار است اموات هنرمند در قبرهای دوسه طبقه دفن شوند؛ پس دقت شود که رعایت طرح تفکیک بشود. خانم های هنرمند در یک قبر چند طبقه و آقایان هنرمند هم در یک قبر چند طبقه. در غیر این صورت، فاتحه خوانان زن و مرد نیز در بالا قاطی و مختلط می شوند و این خوب نیست.

4- فروش انبوه بلیت: شهرداری اگر با قیمت کمتری، قطعه وی.آی.پی را به ارشاد بدهد که جایگزین قطعه پرشده موجود کند؛ جای دوری نمی رود. شهرداری می تواند به سازمان بهشت زهرا اعلام کند که با فروش بلیت برای بازدید مردم از قطعه هنرمندان و عکس انداختن با قبور آنها، کسب درآمد نماید تا جبران فروش ارزان قطعه مورد نظر بشود. به هرحال، شهرداری و سازمان متوفیات هم خرج دارند. چقدر می شود ارشادشان کرد؟...

رضا رفیع

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
کپچا تصویری
کارکترهایی که در تصویر نمایش داده میشوند را وارد کنید