نیم‌عمر و کلّ عمر

نحوی در کشتی بود. ملاح را گفت: تو علم نحو خوانده‌ای؟ گفت: نه. گفت: نیم عمرت بر فناست.
روز دیگر تندبادی پدید آمد، کشتی می‌خواست غرق شود. ملاح او را گفت: تو علم شنا آموخته‌ای؟ گفت: نه. گفت: کل عمرت بر فناست!

عبید زاکانی

دیدگاه ها

داستان نحوی وکشتیبان در مثنوی معنوی مولوی است
آن یکی نحوی به کشتی برنشست رو به کشتیبان کرد آن خودپرست
گفت هیچ از نحو خوانده ای گفت لا گفت نیم عمرت شد در فنا
دل شکسته گشت کشتیبان زتاک لیک کردش خاموش از جواب
بادکشتی را به گردابی فکند روبه آن نحوی کرد کشتیبان بلند
گفت هیچ دانی آشنا کردن بگو گفت نی ای خوش جمال نیک رو
گفت کل عمرت ای نحوی فناست چون که کشتی غرق این گردابهاست

قشنگ بود

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
کپچا تصویری
کارکترهایی که در تصویر نمایش داده میشوند را وارد کنید