نقیضه‌ی بندری!

1683.jpg

“هان ای دل عبرت بین، از دیده نظر کن هان”
هــر گــوشه ی بنـدر را ، آیینه ی عبـرت دان

چون فصل زمستان شد،این سفره پُر از نان شد
جمـع اند ز ِ هر صنفی، در مـرکز ِ هرمزگان

دزد و دغــل و قــاتل ،معــتاد و خـل و جاعل
بـا سایــر ِ همــدستان، مشغــول ِ بـــده بستان

ســرتــا سر ِ شهــرِ ما ،ممــلو ز گــدا بـــاشد
در کوچه و بازارش،یا گوشه ی هـــر میدان

خوابــیده زنــی یــک ســو،دَه بــچه کنار ِ او
طفلان همگی بَد بو ،بی پوشک و بی تنبان!

مــردی به نظر قــاطی ،بـا ظاهر ِ اسقاطی!
بــا خـــواندن ِ اورادی ، جیــبت بـــزند آسان

بـــی کار و گدا و دزد ،بگرفته امان از خلق
این جــاست تـه دنیا ،یــا مـرکز یک استان؟!

آن گوشه یکی اَلدنگ ،مست از می و گیج از بنگ
هــی مــژده دهــد روزی: بندر بشود کرمان!

مــا خــود بــه خـدا داریم، یعنی که گدا داریم
پس رحم بکن بر ما ، ای کشور پاکستان…(۱)

ظــرفیت ِ مـا پـُـر شد ، نان ِ هـمه آجـــر شـــد
اوضــاع چنـان شــد که ،خــر گم بکند پالان!

پی نوشت:
۱-اشاره شده است به هجوم همه جانبه ی گداهای قد و نیم قد پاکستانی به بندرعباس به ویژه در فصل زمستان

راشد انصاری

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
کپچا تصویری
کارکترهایی که در تصویر نمایش داده میشوند را وارد کنید