مهار نقدینگی!

1526.jpgآن‌گاه،
رنگم زرد شد
و چشمم به قیمت مرغ افتاد
و نقدینگی مهار شد
و گرانی فرار کرد
و بانکها 99%
به سپرده‌های کلان «کارمزد!» می‌دادند
«و برکت از زمینها رفت»
و بنگاههای زمین
به مرغ فروشی بدل گردیدند
و شرکتهای مضاربه‌ای نیز
پشت گردن خود را خاراندند!
آن گاه،
«دفترچه بسیج» باطل شد
و مشتریانِ همیشگی خود را، قصابی‌ها
«زان پس به خود نپذیرفتند»
«و زنهای باردار»
نوزادهای «بی‌سهمیه» زاییدند
و ارزانی
«در ذهن کودکان،
مفهوم گنگ و گمشده‌ای داشت»
و شایعات تورم
«در دستهایشان متورم می‌شد»
آن گاه،
دانشگاه آزاد یک واحد جدید دایر کرد
و «نفع!» از بعضی مدرسه‌ها نیز رفت
و بچه‌های مدرسه دانستند
«علم» صد البته بهتر است
از «پول و خانه و ثروت»!
دیگر کسی به بنز نیندیشید
دیگر کسی به باغ نیندیشید
و تاکسی‌ها، همه پژو شدند
حتی کارکنان کوچک دولت- یعنی ما-
با یک میلیون و دویست هزار تومان
پیش قسط!
و ماهی!
بیست و دو تومان«!» قسط!
پژو سوار شدیم!

*‌*‌*

آن گاه،
ناصرالدین‌شاه، آکتور سینما گردید
و ما دوباره برای «نعمت» دیدار حاج میرزا «آقاسی»!
هورا کشیدیم
و نیز،
برای یک دو عدد «گوش»،
کف زدیم!

*‌*‌*

آن گاه،
نقدینگی مهار شد
و همسرم غر زد:
من قلک «حسنی» ‌را، وقتی که او نبود شکستم
112 تومان و 5 ریال داشت
112 تومان و 5 ریال، برای 112 روز و نیم زندگی!
و هیچ کسی نمی‌دانست
«که نام آن کبوتر غمگین»
کز «جیبها» گریخته،
«ریال» است!

گل آقا

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
کپچا تصویری
کارکترهایی که در تصویر نمایش داده میشوند را وارد کنید