مفهوم خود در هنر متعالی

785.jpgیک چیزی فراتر از انسان به نام جهان معنوی یا رویداد هایی معنوی وجود دارد
مجموعه ای از آن جهان معنوی که بوسیله متن معنویت آغاز شده که در عالم غیب ریشه دارد مثل روش وحی و روش ارتباط خدا با بنده که توسط رسولان خدا صورت گرفته است و یا توسط بندگان برگزیده بشری( مثل مکاتب و معابد دستساز بشر مثل کنفوسیوس ، بودیسم )که فرقه های دستساز بشر اند که مجموعه ای از فکر های برگزیده بشری است مثلا در بودیسم ، بودا را معلم خود می دانند که مردم می گویند می تواند بهتر از او هم بشونداما در ادیان الهی مجموعه معارف و تعالیم به مقام بالای الهی وصل است که دارای کتاب اند که از طریق از وحی آسمانی رسیده است که ارتباط با آنها موجب تغییر رفتار می شود
رفتار خود کشی در کشور های پیشرفته مرفه دو برابر کشور های غیر پیشرفته مرفه است تحقیقات نشان داده است هرچه رابطه با مکاتب آسمانی بیشتر باشد آمار خود کشی کمتر است در تحقیقات جهانی هرچه از کاتولیک به پروتستان و از پروتستان به یهودی و از یهودی به اسلام برویم احتمال خود کشی کمتر می شود ( این از دلایل کامل ترین دین یعنی اسلام است)
در تقسیم بندی طرفداران ادیان به دو دسته پیروان راستین و غیر راستین جدا می شوند هر چه پیروان راستین تر می شوند شاخص خود بودنشان بهتر می شود چون معیارهای خارج از خودشان را دارند که می گویند که این خود مطلوب خداوند است این خود دارای صفت هایی است که اگر به آن صفت ها برسی تو می شوی آنچه که او تو را دوست دارد خودی که او می پسندد خودی که به عنوان کامل با خود او در نزدیک باشد مقرب تر باشد در هنر این خود می تواند جایگاه ویژه داشته باشد
همینگوی گوش خود را می برد در کنار خود می گذارد و می گوید: من حسی به آن ندارم
پس باید یک اختلال در خود بوجود بیاید که دیگر من به من تاثیری نداشته باشم
در یک جمعی والدین در یک مدرسه استثنایی درباره روش های پیشگیری و آسیب های جنسی کودک استثنایی صحبت می کردم در میان صبحتم جوانی نافرم ( از لحاظ چهره و صورت ) پرسید چرا خدا مرا این گونه درست کرد ؟ من نتوانستم جواب بدهم
به روی هر دویمان یک کاغذ سفید گذاشتم که هر دویمان نقاشی کنیم در نتیجه نقاشی او دارای خط های غیر مستقیم و نا هماهنگ شد اما او تمام سعی خود را کرد. نقاشی من و نقاشی او را در کنار هم گذاشتیم گفتم : کدام این دو نقاشی برای تو قشنگتر است ؟
آن جوان گفت اگر من جواب شما را بدهم شما جواب من را می دهی ؟
گفتم : تلاش می کنم پاسخی به تو بدهم شاید در این کار ها جواب خودتان بگیری ؟
او نقاشی خودش را انتخاب کرد یا نقاشی من را ؟
او نقاشی خودش را انتخاب کرد به او گفتم چطور مال خودت را انتخاب کردی ؟ گفت : مال خودم است دوستش دارم
من در ادامه باصدای بلند داد زدم خدایا نقاشی من را دوست داری یا نقاشی این جوان را ؟
آهسته در گوش جوان گفتم فکر می کنی خدا کدام نقاشی را انتخاب می کند او گفت : نقاشی من را ( آن جوان دارای ظاهری شکل نا معمول بود و نقاشی او نیز غیر متعارف بود) او گفت : من تا حالا فکر نکرده بودم نقاشی خدا هستم حالا که این ها را فهمیدم من از همه قشنگترم
او در
مرکز مرکز خودش را یافت او مفهوم Centeral centeral human
را در خودش یافت Self
هنرمندی که با صلح باخویشتن و پذیرش به خودش برسد دارای مفهوم می شود شکل آن ارزش دارد کسی از جمع حاضر می تواند بیاید بالای جایگاه و با هم صحبت کنیم (- کسی از جمعیت نیامد - ) چرا شما نمی آیید چون این خود شما نمی گذارد می دانید چرا؟ چون یا من را ضایع می دانید که با من صحبت نمی کنید یا خودتان را ضایع می دانید که همه این ها به خاطر این خود درونی تان است که نمی گذارد
( یک نفر از جمع آمد دکتر کردی رو به دانشجوی منتخب ) شما کی هستید دانشجو : من خودم هستم
(دکتر)آیا واقعا خودت هستی ؟ دانشجو : آن را خدا می داند
(دکتر )او از خود رها شده است غیر من آن چیزی است که از من برتر است او می گوید : خدا می داند ، دیگری می گوید : استادم می داند یا خانواده ام می داند یک مرجعی است آن مرجع در من نیست اما من به ان اعتقاد دارم و او مرا می شناسد آیا تا به خدا با تو گفتگو کرده است ؟
دانشجو : احساس می کنم غیر مستقیم ارتباط دارم
(دکتر) پس یک موجودی که غیر مستقیم است مفاهیمی انتقال می دهد که آن مفاهیم چه مستقیم یا غیر مستقیم احتیاج به تحلیل گری دارد که می تواند به این خود او کمک کند
یکی دیگر از نشانه های شناخت خود بوسیله کلمات است انسان هایی که کلمات آن ها عاریه ای است معرفی و تعریف از خودشان هم عاریه ای است
هر چه خانه اندیشه ام که کلمه است مال خودم باشد دارد با فهم خودم ، خودم را می شناسم منتهی باید خارج از من یک سری شاخص ها باشد که مربوط به ملجای است که قبولش دارم
آن ملجا یک سری مختصات خود حقیقی را به من داده است که برنامه عمل است که هر روز سعی می کنم که به آن مختصات نزدیک شوم درون داد و برون داد آن را کنترل می کنم که این در من حال متعالی ایجاد می کند ولی اگر ملجام شما باشید حال من اجتماعی می شود حالات اجتماعی معمولا حالات اشتباهی هم هستند چون هر وقت جامعه تغییر می کند من نیز با آن تغییر می کنم اگر من مقیاس را از جامعه به انسان کامل تسری دهم و انسان کامل را الگو قرار دهم ضریب حرکت خودم را با آن مقیاس بسنجم که در راهم یا در غیر راهم .به سمت مقصدم یا نه
چون ادبیاتمان عاریه اند تاثیر ذهنی مان هم مال خود مان نیست آدم زیبا را کسی می دانیم که دماغش را عمل کرده است انسان های هنرمند و عالم را کسانی می دانیم که مردم ان را کمتر بفهمند یا آن قدر انگلیسی صحبت می کند که کسی آن را متوجه نمی شود این ادبیات دیگران است که من به من منتقل می کند
اگر موجی در جامعه ایجاد شود او آیا آن موج تغییر می کند چون از خودشان اصالتی ندارد از منظر ان ها بیگانه اند تعالی از یک چیزی شکل میگیرد که موجود باشد الگوی مطلوب آن را بشناسیم مفاهیمی که در دین مبین اسلام است فقدان ترجیح نتیجه آن می شود یعنی گاهی میل شما مقدس تر از نتیجه آن می شود چون گاهی میل های خوب به نتیجه شاید نرسد بر اساس محصول سنجیده نمی شود بلکه بر اساس نیت و حس درون سنجیده می شود چون کمی نیستند بلکه کیفی هستند من باید دچار تغییر و دگرگونی شوم و یک پیام بسازم که دیگران تاثیر بپذیرند
من یک هنر ، یک قطعه شعر درست می کنم که به آ نها امید دهد نه انکه آن ها را به سمت پوچی و نهیلیستی سوق دهد چون میل به دگرگون شدن دارید شما میل به تعای دارید
بعضی ها مهندس حرف زدن هستند اما معمار حرف زدن نیستند یا بنای حرف زدن هستند اما معمار حرف زدن نیستند نمی توانند سخنانشان را پیرایش کنند شما توسط سازمان های ارزشی درونی خود را با آن کلمات پیرایش می کنید کلمات زشت را بکار می برید چون مهار و کنترل دارید و نازیبا را رد می کنید
زمان وفات علامه خبرنگاری از نوه علامه پرسید؟ نظرتان در باره آقاجون تان چیه؟
نوه ایشان که نوجوانی بود کمی تامل کرد بعد گفت: بسم الله الرحمن الرحیم علامه با ما تناسب جسمی داشتند اما از لحاظ روحی فاصله فراوانی وجود داشت خبر نگار در سوال دوم پرسید : شما چه تجارب معنوی از حضرت علامه داشتید ؟
خبرنگار دچار ادب شد معیار های آن نوجوان او را نیز متنبه کرد
یعنی ما به دیگران اجازه می دهد دیگران با ما این گونه صحبت کند و پیام بدهد چون ما به آن ها می گوییم که لایق ان ها هستیم
هرگاه از شما چیزی بروز کند بدانید که سال ها با شما زندگی کرده است پس با رشد و تغییر خود به سمت تعالی و رشد خود و هنرمان را متعالی می کنیم

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
کپچا تصویری
کارکترهایی که در تصویر نمایش داده میشوند را وارد کنید