مصالح جدید

2952.jpgیکهو دیوار اتاقم شد خراب
من کمی گشتم دچار اضطراب

ریخت گچهایش به کلی ناگهان
هم به روی میز و هم بر مبلمان

در دلم گفتم: خداوند رئوف!
این بلا احساس من را کرده اوف!

این چه آشوبی ست بین ما و گچ؟
از کجا پیدا کنم بنا و گچ؟

ناگهان آمد به ذهنم: ای عمو
آن رفیق فنی خود را بگو

تا بیاید گچ کند دیوار را
تا بخواباند دل بیدار را

الغرض آمد رفیقم با شتاب
تا رها سازد مرا از اضطراب

داشت بر تن یک لباس گل گُـلی
با خودش آورد یک استامبولی!

با صدای زبر و تا حدی کلفت
رو به من کرد و سپس با اخم گفت:

کیسه ی گچ را بده تا این که من
گچ کنم دیوار را خیلی خفن!

گفتمش من گچ ندارم معذرت
زین سبب زیر فشارم معذرت

گفت: برخیز و شبیه یک سوار
بسته ـ بسته قرص هایت را بیار

تا کنم آن قرص ها را حل در آب
بعد هم مالم به دیوار خراب!

عاقبت دیوار کهنه شد درست
آنچنان که بود از روز نخست!

با تو میگویم کنون یک حرف راست
بهترین گچ، در میان قرص هاست!

امیرحسین خوش حال « کولی »

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
کپچا تصویری
کارکترهایی که در تصویر نمایش داده میشوند را وارد کنید