لعنت به جوجه یکروزه

3085.jpg درست است که جوجه‌اش یک روزه است؛ اما اگر از همین الان با وی برخورد نشود، فردا شاید دیر باشد. نباید این واقعیت عینی و تجربی را فراموش کرد که: «سرچشمه شاید گرفتن به بیل/ چو پر شد، نشاید گذشتن به پیل». بعضی چیزها مثل بعضی چیزهای دیگر نیست که با آن مقابله نشود.

از ترس این که مبادا این وسط چیزی از پرده بیرون افتد که مصلحت نیست. خیام هم به این نکته اشاره کرده؛ آنجا که می فرماید: «هست از پس پرده گفت وگوی من و تو/ چون پرده برافتد، نه تو مانی و نه من». خب لابد این حکیم فیلسوف و این منجم ریاضیدان، یک چیزی می دانسته که یک همچین چیزی برای ثبت در تاریخ گفته است.

حالا چی شد که این طوری سر صحبت باز شد؟... راستش، خیلی از ما تا الان مانده بودیم که اگر مثلا قیمت مرغ خوردنی یک مقداری موقتا افزایش پیدا کرده؛ تقصیر کدام یک از مسئولان یا کدام سازمان و ارگان ذی ربط یا بی ربط است. اما الان، معاون محترم بازرگانی داخلی شرکت پشتیبانی امور دام، از راه می رسند و پرده از یک رازی برمی دارند که امثال ما را از جهالت درمی آورد. بگذارید اصل خبر را عینا از جراید نقل کنم.

معاون بازرگانی: «کاهش جوجه ریزی و افزایش قیمت جوجه یکروزه، دلیل اصلی افزایش قیمت گوشت مرغ در بازار است.»

ملاحظه فرمودید؟.... مقصر اصلی افزایش موقت قیمت مرغ، این خاک بر سر، جوجه یکروزه است. عاملی که ما تا الان، نه تنها دست کم، که اصلا نادیده اش گرفته بودیم. در صورتی که اگر به این حرف عمیق فلسفی بزرگان خود گوش کرده بودیم که: «فلفل نبین چه ریزه/ بشکن ببین چه تیزه»؛ این طوری غافل و جاهل به موضوع نمی ماندیم. لااقل یک خرده دلواپس می شدیم.

بسته پیشنهادی: حالا که از جهالت درآمدیم، با جدی گرفتن جوجه یکروزه و ضرورت برخورد قهری با وی، عرایضی را در همین راستا تقدیم می کنیم:

1ـ تحقیر بیشتر: تا الان، هر کسی را که می خواستیم کوچک کنیم، او را به «جوجه یکروزه» تشبیه و به همین نام خطابش کردیم؛ اما ظاهرا تا حالا هر چه که جوجه یکروزه را تحقیر کردیم و زدیم توی سرش، آن چنان که باید، مفید و موثر واقع نشده؛ فلذا باز هم جا دارد که همین رویه را شدیدتر و قاطعانه تر ادامه دهیم. تحقیرش کنیم و تحویلش نگیریم. لطفا جوجه بعدی!

2ـ تسلیم محض: بپذیریم که مرغ هم مثل خیلی چیزهای دیگر، حق دارد که هرازگاهی افزایش قیمت پیدا کند. مگر مرغ بیچاره، چه چیزی کم از امثال پراید دارد؟ شاید اگر جناب سعدی هم می بود، چنین می فرمود: طیران مرغ دیدی؟.... طیران قیمتش بین!

3ـ تغییر رویکرد: مرغ و تخم مرغ در طول تاریخ بشری، دارای ارتباط تنگاتنگ خوبی با هم بوده اند. بدون آن که حتی این مساله مغمض و مشکل برای بشریت حل شده باشد که تخم مرغ مقدم بر مرغ بوده است یا مرغ مقدم بر تخم مرغ. هر چه که بوده، ارتباطات حسنه ای با هم داشته اند. گاهی این یکی مصرفش بیشتر بوده است، گاهی آن یکی. الان نیز وقت آن است که اگر مرغ اندکی گران می شود، سریع، تخم مرغ جای آن را بگیرد. این به آن در!... چون که مرغ رفت و کمی هم شد گران/ بوی مرغ را از چه جوییم؟ تخم مرغ! (وزن نداشت، به درک؛ معنا که داشت!)

رضا رفیع

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
کپچا تصویری
کارکترهایی که در تصویر نمایش داده میشوند را وارد کنید