فطری بودن دستورات اسلام

843.jpgهر دستورى در اسلام هست يك ريشه‏‌هاى فطرى و طبيعى در ما هست.
يك مثالى بزنم، يك بچه كوچولو، چقدر آدم دوستش دارد نه بلد است حرف بزند و نه بلد است راه برود گاهى بچه كوچولو يك شيرينى‏‌هايى دارد كه بزرگ ندارد، شايد جهت شيرين بودنش اين باشد كه آن دست اول است يعنى حالا اول كار است كه وارد طبيعت شده است بعد هر چه در محيط زندگى مى‏كند رنگ محيط، قرار دادها، قيدها، تشريفات، شرايط، هى می‌آید و می‌آيد و اين را از حالت طبيعى بودنش بيرون می‌آورد.

ما اگر خواستيم يك فهرست طبيعت دست نخورده را مثال بزنيم بهترين است كه برويم به سراغ يك بچه، بچه كوچولو است يك سيب را می‌دهد به شما می‌گويد اين سيب را نگهدار تا من بروم آب بخورم و برگردم، سيب را به شما می‌دهد تا می‌رود آب بخورد و برگردد، نگاه می‌كند می‌بيند شما سيب آن را خورده اى، با ناراحتى نگاه می‌كند، گريه می‌كند، عصبانى می‌شود، بلد نيست حرف بزند امّا با چشم و ابرويش می‌خواهد بگويد كه سيب من نزد تو امانت بود و تو به امانت خيانت كردى يعنى بدى خيانت را چشم هم می‌فهمد.

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
کپچا تصویری
کارکترهایی که در تصویر نمایش داده میشوند را وارد کنید