فرشتگان دروغين

937.jpgفيلم «لژيون»1 (LEGION) که در سال 2010م. ساخته شد، در مورد خشم خداوند از آدميان است و اين که خداوند، ديگر اميدي براي بهبودي نسل آدم ندارد و پشيمان از خلقت او، فرمان تمام شدن زندگي بشر، يعني رستاخيز را مي‌دهد؛ اما در اين بين، فرشته‌اي از فرشتگان درگاه خداوند به نام ميکائيل، از فرمان خداوند تمرد کرده، از درگاه خداوند، رانده مي‌شود و براي نجات نسل بشر از انقراض، به کمک نسل آدم مي‌آيد (منجي آخرالزمان). هدف او نجات کودکي است که ادامه نسل بشر از او خواهد بود و قرار است که به دنيا بيايد. اين فيلم در مورد حواشي نجات آن کودک از دست خداوند و فرشته ديگر خداوند، جبرئيل (که مامور انقراض نسل بشر از طرف خداوند است) مي‌باشد و اتفاقاتي که تا آخرين لحظه براي اطرافيان او پيش مي‌آيد.
در ابتداي فيلم، نمايي از آسمان را مي‏بينيم و صدايي که چيزي را نجوا مي‏کند: «بياين بچه‏ها، به من گوش کنيد؛ بهتون ترس از خدا رو ياد مي‌دم».

بررسي نکاتي از داستان فيلم
1. خدا از دست بشر خسته شده است و دستور نابودي او را داده است. فرشته‌اي2 از اين فرمان تخطي مي‏کند و خود را به زمين مي‏رساند.
2. او بال‌هايش را مي‏برد و خودش را از يوق بندگي و اسارت خدا (که نماد آن، همان حلقه‌اي است که بر گردن دارد)، آزاد مي‏کند و در اين هنگام، نوري از او جدا مي‏شود.
3. وقتي فرشته زميني شد، حتي قدرت ندارد زخم‏هاي خود را علاج کند؛ مثل انسان‏ها، موجودي ضعيف مي‏شود (مثل فيلم جبرئيل يا گابريل)3 و از فرشته بودن، فقط حکاکي‏ها و خال‌کوبي‏هايي دارد که بعدا معلوم مي‏شود اين علائم و نشانه‏ها پيش‌گويي‏هاست و تنها اين علائم، نشان‌گر ماورايي بودن اوست؛ با چشمان آبي که مورد تأکيد است.
4. او براي خروج از ديوار اسلحه فروشي، با نمايي از آرم مسيحيت و صليب، خارج مي‏شود و از اين‌جا معلوم مي‏شود منجي آمد.
5. در نمايي از گفت‌گوي دو پليس، حقارت مردم و پليس را نشان مي‏دهد که درصدد کشتن يکديگرند و فقط به کشتن فکر مي‏کنند.
6. اولين ديالوگ مايکل اين است: دارد شروع مي‏شود؛ خيلي زمان نيست. او خبر از پايان جهان مي‏دهد و از ابتداي فيلم، شما وارد موضوع اصلي داستان مي‏شويد.
7. مأموران و مردم توسط فرشتگان تسخير مي‏شوند و از اين‌جا به بعد (مانند فيلم گابريل)، فرشتگان بلاي جان مردم مي‏شوند.
8. تسخير شده که نماينده فرشتگان است، مي‏گويد: چيکار مي‏کني مايکل؟ اينها دستورات تو نبودند و خبر از بودن بچه‌اي مي‏دهد.
9. مايکل که تخطي کرده، مي‏گويد: اينها دستورات خودم است.
10. داستان، وارد کافه‌اي به نام آبشار بهشت مي‏شود.
11. داخل کافه، روي تلويزيون نوشته مي‏شود: اين يک تست نيست (اعلام هشدار و خطر مي‏شود).
12. در اکثر فيلم‏هاي ژانر وحشت، پيرزن‏ها و بچه‏ها (انسان‏هاي ضعيف)، محل حلول اوليه شيطان، جن و شر مي‏شوند و معصوميت يا ضعف آنها عامل ورود شر مي‏شود.
13. بعد از مامور پليس، دومين تسخير شده، پيرزني است که به دنبال بچه آمده است و کشته مي‏شود.
14. حمله مگس‌ها نشان از هجوم وسيع مشکلات را دارد؛ ناگاه زمين تاريک مي‏شود و مايکل وارد مکاني مي‌شود که سوژه اصلي فيلم در آن جا قرار دارد.
15. کارگردان بر اساس فيلم‏هاي ژانر وحشت، بر نماد‏هايي مانند دندان‏هاي تسخير شدگان، تأکيد مي‌کند. سوال اين است اين تسخير شدگان توسط فرشتگان، بيشتر کارهايي شبيه کارهاي جن و شياطين انجام مي‏دهند و جايگاه ايشان را تنزل مي‏دهند؛ بي‌رحم، خشن و... .
16. تسخير شدگان، حمله وسيعي انجام مي‏دهند؛ اما بعد از موفقيت جزئي، عقب‌نشيني مي‏کنند و تمام قوائد، زميني است. اينها قدرت ويژه‌اي ندارند. کالبدشان زميني است و با تفنگ، شکار مي‏شوند!
17. مايکل مي‏گويد: آخرين باري که خدا ايمانش را به بشر از دست داد، يک بلايي نازل شد و اين بار تسخير شدگان را فرستاد. خداي تفکر زميني (اومانيستي و سکولاري)، همين قدر قدرت دارد. او ضعيف است و حتي از عهده اين کار هم برنمي‌آيد.
18. در مکالمه‌اي، چنين تأکيد مي‏شود:
- مي¬گي اين آخر الزمانه؟
مايکل: من مي‏گم اين يک نابوديه.
- تسخير به وسيله فرشته‏ها.
19. معلوم مي‏شود بچه¬اي که پدر او معلوم نيست، اميد بشريت است و مايکل براي محافظت و تولدش آمده است.
20. اولين شخصي که توسط تسخير شدگان از کافه گرفته مي‏شود، بروي صليب، برعکس آويزان مي‏شود (که همان نماد شيطان گرا‏هاست). در اين فيلم، خلط فراواني بين شيطان‏ها، اجنه‏ها و فرشتگان شده است.
21. راديو هم خبر از آخر الزمان مي‏دهد.
22. کودکي به دنيا مي‏آيد.
23. تسخير شدگان نمي‌توانند به کودک نزديک شوند و تنها فرشته مقرب جبرئيل مي‏تواند اين کار را بکند. بنابراين، او وارد داستان مي‏شود.
24. گابريل، مايکل را پسر سرکش خدا مي‏داند، (ديدگاهي که مي‏گويد: فرشتگان فرزندان خدايند) و مايکل را برادر خودش مي‏خواند.
25. عشق دو برادر (با فرمان خدا) تبديل به نفرت مي‏شود؛ مانند فيلم گابريل.
26. ميکائيل با تفنگ مي‏جنگد و جبرييل با گرز و عجيب است، فرشته‌اي با آن قدرت و تقرب، تنها امتياز او نسبت به ديگران، بال‏هاي اوست و حتي تسخير شدگان قدرت‏هايي دارند؛ اما مايکل نه.
27. مايکل، گابريل را مغلوب مي‏کند.
28. پيش‌گويي‏ها روي تن جيپ نقش بسته مي‏شوند و کارگردان4 باز هم راه پيش‌گويي را باز مي‌گذارد و تأکيد مي‏کند که مي‏توان باز روي اين مسئله کار کرد و مخاطب را در انتظار آينده مي‏گذارد.
29. مايکل، اميد را به خدا برمي‌گرداند (و تأکيد مي‏کند من آن چيزي را که خدا مي‏خواست، به او دادم؛ يعني خدا چيزي نداشته و نمي‌دانسته است و او به حضرتش داده است)!
30. نجات يافتگان، به آرامش برمي‌گردند؛ اما چرا نجات يافتگان، سلاح حمل مي‏کنند؟ شايد کارگردان مي‏خواهد بگويد که امکان دارد نظر خدا دوباره عوض مي‏شود؛ پس آنها بايد منتظر اتفاقات ديگري هم باشند.

تحليل محتوايي
از نکاتي مهمي که اين دسته فيلم‏ها روي آن دست گذاشته‌اند، تقدس‌زدايي از مقدسات است و اين که مقدسات را زميني و آسيب¬پذير کنند.
دو نکته مهم اين تقدس‌زدايي عبارتند از:
1. آيا خداوند تغييرپذير است؟ آيا او دگرگون مي‏شود؟ آيا حتي فرشته‌اي مقرب، مي‏تواند نظرات خدا را عوض کند؟ آيا خداوند، منفعل است؟
پاسخ: اصل مطلب در آموزه تغييرپذيري الهي، اين است که از نظر منطقي، براي خداوند دگرگون شدن به دلايل زير
ناممکن است:
الف. استدلال از راه کمال مطلق خداوند؛ زيرا حقيقتي را که کامل است، نمي‌توان کامل کرد.
ب. استدلال از راه بساطت مطلق خداوند؛ بسيط مطلق، هيچ اجزايي ندارد؛ بنابراين، نمي‌تواند دگرگون گردد.
ج. استدلال از راه سرمديت خداوند؛ خداوند، فاقد ويژگي خاصي نيست؛ تا در صدد به دست آوردن آن برآيد.5
2. نگاهي به ديدگاه غلط فرشتگان را فرزند خدا دانستن.
آيا فرشتگان فرزندان خدايند؟ ادعاي ديگر چيست؟

الف. در ديدگاه‏هاي مختلف
1. مسيحي‏ها مي‏گفتند، المسيح ابن الله.
2. مشرکين هم فرشتگان را فرزندان خدا مي‏دانستند6 و اساس بت‌پرستي‌شان، از فرشته پرستي سرچشمه مي‏گرفت و فرشتگان را بنات الله7 مي‏گفتند.

مسئله پسران خدا
مسئله ابن اللهي (خدانژادي)، يکي از مفاهيمي است که در طول تاريخ، همواره با آن رو به رو شده‌ايم؛ يعني قومي بزرگ يا کوچک، براي اين که يک سلسله امتيازات اجتماعي را براي خودشان اختصاص دهند، ادعاي خدانژادي کرده‌اند؛ البته ادعاي آنها به عقايدي بستگي دارد که در بين آن مردم رايج بوده بستگي دارد، آن‏ها که به ارباب انواع معتقد بودند، مي‏گفتند: نژاد ما به فلان رب¬النوع مي‏رسد. يهودي‏ها چون اساس دين و مذهبشان بر توحيد بود و مسئله ربّ‌النوع برايشان مطرح نبود و رسماً مي‏گفتند: ما، پسران خدا هستيم؛ حال اعم از آن که براي حرف خود توجيهي مي‏کردند يا نمي¬کردند؛ اگر توجيهي مي‏کردند، در اين حد بود که خدا به ما عنايت محخصوص دارد؛ مانند عنايت يک پدر به پسران خود.8
3. يهوديان نيز عزير را ابن الله مي‏دانستند.9

ب. از ديدگاه دوگانه پرستي
ملائکه و جن‌ها، مظاهر عاليه‌اي براي اسماء هستند و به همين جهت، آنها را فرزندان خدا دانستند که در عالم وجود، دخل و تصرف دارند10 و گاه بين خدا و جن، نسبتي قائل مي‏شدند؛11 ولي قرآن، ملايکه را موجوداتي پاک و مبرا از خطا مي‏داند:

ج. ديدگاه اسلام و قرآن درباره ملائکه
1. در قرآن، ايمان به ملائکه بعد از ايمان به خدا و در کنار اعتقاد به انبياء و کتاب‌هاي آسماني آمده است؛ «آمن الرسول بما انزل اليه من ربه و المؤمنون کل آمن بالله و ملائکته و کتبه و رسله».12
2. فرشتگان، بندگان گرامي خدا هستند؛ «و قالوا اتخذ الرحمن ولدا سبحانه بل عباد مکرمون لا يسبقونه بالقول و هم بأمره يعملون».13
3. تسبيح¬گوي خدايند؛ «والملائکة يسبحون بحمد ربهم و يستغفرون لمن في الارض».14
4. آنها به صورت انسان در مي‏آيند و بر انسان‏ها ظاهر مي‏شوند؛ «فارسلنا اليها روحنا فتمثل لها بشراً سويا».15

نکات قابل توجه
وحشت، يکي از مهم‌ترين ژانرهاي غربي است. اين ژانر، مخاطبان زيادي را به خود جلب کرده است. در فيلم گابريل،
وحشت را از آسمان به زمين آوردند و نقطه‌اي که مايکل در آن جا هبوط کرده، مکاني است به نام لس آنجلس و اين،
حتماً هدفمند است. اين قسمت تحليل به عهده شما که ايجاد وحشت براي چه اهدافي و کنترل اذهان براي چه چيزي است؟

پي نوشت:
1. به معني سپاه.
2. مايکل، همان فرشته مقرب ميکائيل است.
3. فيلم گابريل (که همان فرشته مقرب، جبرئيل است) مانند فيلم ليژيون، درباره فرشتگان متمرد خداست. در تحليل اين دو فيلم، مي‏توان نکات مشترکي بين آنها پيدا کرد. گابريل، محصول سال 2007م. به کارگرداني شان ابس مي‏باشد. در اين فيلم، زمين راتاريکي و گناه فرا گرفته است و خدا فرشتگانش را مي‌فرستد تا سقوط كرده‏ها را (که ظاهراً منظور فرشتگان متمردند) از بين ببرند و زمينه ورود نور را به زمين فراهم كنند؛ اما فرشتگان هيچ‌كدام قدرت اين كار را نداشته‌اند و هر كدام دچار مشكلاتي شده‌اند و در آخر كه گابريل (آخرين فرستاده) مي‏فهمد كه مقصر اصلي اين جريان، خداست و تصميم مي‏گيرد با برنامه او مقابله كند و جلوي خدا را بگيرد و تر جيح مي‏دهد كه او هم مانند ديگران سقوط كند؛ نه اين كه برگردد و برده خداوند باشد.
4. کارگردان: Scott Stewart و نويسنده: Peter Schink و Scott Stewart.
5. فليپ ال، چارلز تاليا فرو، صفات خدا، ترجمه بخشايش، ص 5-86.
6. مرتضي مطهري، مجموعه آثار، ج 4، ص 6-501.
7. ر.ک: مطهري، مجموعه آثار، ج 26، ص 597.
8. ر.ک: مطهري، مجموعه آثار، ج 27، ص 279.
9. تاريخ طبري، ج 1 ص 557.
10. علامه طباطبايي، الميزان، ترجمه موسوي همداني، ج 13، ص 310 و 311.
11. مکارم شيرازي، تفسير نمونه، ج 19، ص 375.
12. بقره، آيه 285.
13. انبياء، آيه 26 و 27.
14. شوري، آيه 5.
15. مريم، آيه 17.

غلامحسن خاکزاد شاهاندشتي

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
کپچا تصویری
کارکترهایی که در تصویر نمایش داده میشوند را وارد کنید