عادت کرده ایم

2854.jpgما به دنیایی پر از تبعیض عادت کرده ایم
فرق دارد زهره با پرویز ، عادت کرده ایم

می رسد ارث از پدر چون بعضی از این چیزها
فی المثل پول و مقام و میز , عادت کرده ایم

گاه سر، گاهی دل و گاهی غرور این روزها
این که دائم بشکند یک چیز، عادت کرده ایم

دور هم باشد اگر تبریز باکی نیست چون
چند باری رفته تا تبریز ، عادت کرده ایم

اسم خواهر زاده ام از بچگی هوشنگ بود
ما به اسم تازه اش چنگیز ، عادت کرده ایم

چون خدادادی ست تقصیری ندارد مادرت
طفلکی دارد زبانی تیز , عادت کرده ایم

این که یارانه همیشه مثل یک رویای خوش
نیمه شب ها می شود واریز ، عادت کرده ایم

افتخار تیم ملی باخت ارزشمند بود
ما به این لحن غرور آمیز عادت کرده ایم

گرچه جز نرخ تورم نیست رشد دیگری
چون که بالا می رود یک ریز ، عادت کرده ایم

می شود هی کاسه ی صبر همه لبریز چون
لاجرم بر کاسه ی لبریز عادت کرده ایم

ما به هر چیزی که دارد قیمت پایین فقط
چون درآمدها شده ناچیز ، عادت کرده ایم

یار با ما نیست اسمش را نیاور این قدر
ما به جای خالی آن نیز عادت کرده ایم

مشکلی دارم زدانشمند مجلس بازپرس
ما چرا بر اینهمه تبعیض عادت کرده ایم ؟!!

ناهید نوری

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
کپچا تصویری
کارکترهایی که در تصویر نمایش داده میشوند را وارد کنید