شیعه هراسي در هاليوود

1667.jpgشیعه هراسي در هاليوود[1]

درآمد:

در هاليوود ابتدا در كنار تبليغ و ترويج فرهنگ غرب آمريكايي اعم از كاباليسم، گنگستريم، ميكي ماسيسم، آخرالزمانيسم، داروينيسم و مانند آن، علاقه‌اي كاذب نسبت به داستان‌ها و شخصيت‌هاي شرق باستان و غرب آسيا و خاورميانه پيدا شد كه در اين قصه‌ها همواره انسان شرقي، موجودي شرور و خبيث و دغل بوده، كه با فقر و بيچارگي دست و پنجه نرم مي‌كند و زندگي خويش را از راه خلاف و قانون‌گريزي به پيش مي‌برد.

دوربين سينمايي غرب سعي كرده است شرق اسلامي را با شكل و شمايل غربي و يا با برج‌هاي تخيلي هزار و يك شبي، همراه با مردمي فقير و بزه‌كار نشان دهد! از اين دسته فيلم‌ها مي‌توان: دزد بغداد،[2] پسر شيخ،[3] مراكش،[4] دروغ‌هاي راست،[5] افشاگر،[6] تصميم اجرايي،[7] جاسوس بازي،[8] حكومت نظامي،[9] دراكولاي برام استوكر،[10] ال سيد،[11] سالت،[12] فرانتيك،[13] بدون دخترم هرگز، شن قرمز، قفسه درد، منطقه سبز، امگا كد 2، اجرا،[14] و قرباني[15] را نام برد.

در اين فيلم‌ها شرق راكد و يك‌نواخت است و قادر به تعيين هويت خود نيست و بيشتر وابسته و فرمانبردار مي‌باشد. در همين نگاه، غرب دچار خشونت فرهنگي شده و هر آن‌چه را كه نمي‌تواند با آن منطبق شود را بر‌نمي‌تابد و سعي مي‌كند آن را نابود سازد! آنچه از مسلمانان ارايه مي‌دهد، بدويت و عقب‌ماندگي و هرزگي است و در آن خشونت و تروريسم موج مي‌زند! مسلماني كه در او مباني بنيادگرايي، راديكاليسم، خشونت، عدم عقلانيت و جنون، و تند‌روي ديده مي‌شود و او مروج و مؤيد تروريسم است.

سينماي غرب در بيان و ارايه چهره اسلام دچار كليشه‌سازي شده و سعي دارد انسان‌ها را به مجموعه‌اي از ويژگي‌هاي مبالغه آميز و غير معمول منتسب كند؛ كليشه‌اي كه سعي در متحد ساختن همه دارد و يك اجتماع تخيلي فراهم مي‌كند. هاليوود، همان‌گونه كه مسلمانان را خون‌ريز نشان مي‌دهد در مقابل، اروپاييان را افرادي متدين و ديندار كه محافظ شرف اروپايي خويش‌اند، معرفي مي‌كند. در اين فيلم‌ها، مسيحيان و يهوديان در كنار يكديگر به مثابه «خودي» به شمار مي‌روند و مسلمانان، بيگانه و تروريست نشان داده و آنان را در رديف نازي‌ها دانسته‌اند!

علل رونق فيلم‌هاي ضد شيعي در غرب:

در سه دهه اخير عللي باعث افزايش و رونق فيلم‌هاي ضد اسلامِ شيعي(و به تبع آن ضد ايران) در هاليوود به عنوان نماد غرب شده است؛ كه اهم آن‌ها عبارتند از:

1. پيروزي انقلاب اسلامي؛ 2. تضعيف شوروي، پايان جنگ سرد؛ 3. وقوع حادثه 11 سپتامبر.

پس از پيروزي انقلاب اسلامي، رويكرد پيچيده‌تري در فيلم‌هاي هاليوودي به وجود آمد و در واقع بسياري از فيلم‌هاي هيولامحور دهه80 هاليوود، بازتاب ترس‌هاي غرب از اسلام شيعي است كه به شكل فيلم درآمده است. حتي جنس اين فيلم‌هاي هيولايي نيز متفاوت با ساير آثاري از اين دست بود كه در دهه‌هاي قبل توليد مي‌شد. از شاخص‌ترين اين آثار مي‌توان به سري فيلم‌هاي «بيگانه» اشاره كرد. هيولاي بيگانه، هيولايي باستاني بود كه از مكاني ناشناخته مي‌آمد، در مغز رخنه مي‌كرد و سپس به دل انسان‌ها مي‌رفت و ميزبان خود را مي‌كشت!

در دهه 90 ميلادي صراحت آشكارتري در لحن هاليوود نسبت به مسلمانان به وجود آمد و هيولاهاي دهه 80 به تروريست‌هاي مسلماني بدل شدند، كه نابودي جوامع غربي را نشانه رفته بودند! فيلمي همچون «دروغ‌هاي حقيقي» جيمز كامرون از جمله همين آثار است. اين نگاه بعد از سال 2000 ميلادي رويكردي آخر‌الزماني به خود گرفت و در فيلم‌هاي بسياري نبرد نهايي اسلام و غرب به تصوير كشيده شد. حتي در دوره اخير رجعتي به آثار تاريخي به وجود آمده و موضوعاتي كه در دهه‌هاي گذشته در پرده مطرح مي‌شد، اكنون به صورتي صريح دوباره مطرح گشت و همين موارد نشانگر آن است كه ضديت با اسلام موجي ديرپا در سينما بوده و تكثر فيلم‌هاي ضد اسلامي، مساله اتفاقي بودن ساخت اين آثار را منتفي مي‌سازد.

ديگر آش آنقدر شور شده كه گويا خان هم فهميد، به طوري كه «برژينسكي» مشاور امنيت ملي جيمي كارتر (رييس جمهور اسبق آمريكا) در سال 2008 ميلادي در بخشي از مقاله‌اش «اين پارانويا را متوقف كنيد» در روزنامه واشينگتن پست و در اعتراض به اين موج ضد اسلامي نوشت: «... برنامه‌هايي كه در آن تروريست‌ها با چهره‌هاي "ريش دار" به عنوان كانون افراد شرور نمايش داده مي‌شوند، اثرات عمومي آن تقويت احساس خطر ناشناخته اما مخفي است كه مي‌گويد به نحو رو به افزايشي زندگي آمريكايي‌ها را تهديد مي‌كند. صنعت فيلم‌سازي نيز در اين خصوص اقدام كرده است. در سريال‌هاي تلويزيوني و فيلم‌ها، شخصيت‌هاي اهريمني با قيافه و چهره‌هاي عربي(اسلامي) كه گاهي با وضعيت ظاهري مذهبي، برجسته مي‌گردند، نشان داده مي‌شوند كه از اضطراب و نگراني افكار عمومي بهره‌برداري كرده و ترس از اسلام را بر‌مي‌انگيزد. كليشه صورت‌هاي اعراب (مسلمان‌ها) به ويژه در كاريكاتورهاي روزنامه‌ها، به نحو غم‌انگيزي يادآور تبليغات ضد يهودي‌ نازي‌هاست. اخيراً حتي برخي سازمان‌ها و تشكل‌هاي دانشجويي دانشگاه‌ها درگير چنين تبليغاتي شده‌اند كه ظاهراً نسبت به خطرات ارتباط ميان برانگيختن نژادپرستي و انزجار مذهبي و برانگيختن جنايات بي سابقه هولوكاست بي‌خبرند.»[16]

بارزترين نمونه اين نوع اسلام‌ستيزي را مي‌توان در فيلم «جن‌گير» ساخته مشهور ويليام فريدكين‌ ديد كه فيلم با صداي اذان در عراق شروع شده و از آنجا و با همين صدا، شيطاني همراه شخصيت اصلي داستان به آمريكا آمده و در روح دختر جواني حلول مي‌كند تا از همان زمان اين تئوري در ذهن آمريكاييان جا باز كند كه اگر در خود سرزمين‌هاي اسلامي با شياطين شرقي درگير نشويم، آن‌ها در همين آمريكا و در شهرهايمان (مانند سياتل در فيلم «جن‌گير») به سراغ خانواده‌هايمان خواهند آمد!!

در فيلم Executive Decision[17] (تصميم عملي) ترويج تروريسمي است كه عاملان آن مسلمانان هستند. اين فيلم در تصويرسازي از مسلمانان، آن‌ها را افرادي متعصب و خشك‌مغز نمايانده كه به دليل اختلاف ايدئولوژيك با آمريكايي‌ها، قتل آن‌ها را جايز مي‌شمرند! مسلمانان روي پرده هاليوود،‌ افراد نظامي را نمي‌كشند، بلكه انسان‌‌كشند، بلكه انسان‌هاي بي‌گناهي را كه مشغول زندگي عادي خود هستند، به قتل مي‌رسانند!

در فيلم Siege (حكومت نظامي)[18] داستان وقوع انفجارهاي تروريستي در شهر نيويورك است. اين فيلم پس از بمب‌گذاري در شهر اكلاهماي آمريكا به روي پرده سينماها رفت. در نسخه ويدئويي فيلم، به دروغ ذكر شده كه اين فيلم بر اساس يك داستان واقعي ساخته شده است!

در فيلمSpy Game [19] (جاسوس بازي) «سازمان سيا» منادي صلح در جهان معرفي مي‌شود ولي مسلمانان و اعراب ذاتاً تروريست‌اند! محل وقوع حادثه، سفارت آمريكا در لبنان است. عمليات نيروي دلتا ـ نيرويي ويژه در ارتش امريكا است كه در دهه 1970 به منظور اجراي عمليات سري (در ديگر كشورها) و نيز عمليات ضدتروريستي توسط پنتاگون تاسيس شد ـ در حمله به كشورمان در اواخر آوريل 1980 (1359 خورشيدي) در صحراي طبس شكست خورد.

در فيلم Kingdom of Heaven (ملك خداوند، يا ملك آسمان) كه ساخته يك كارگردان برجسته هاليوود در خصوص يكي از مهم‌ترين موضوعات تاريخ اسلام و مسيحيت، يعني جنگ‌هاي صليبي است. گرچه اين فيلم، اثري تاريخي و درباره[20] تاريخ شهر بسيار مهم بيت‌المقدس است اما زبان و بيان آن به گونه‌اي است كه مخاطب به راحتي پي مي‌برد كه اين فيلم ناظر بر سرنوشت كنوني اين شهر است و دغدغه اصلي فيلم وضع كنوني بيت‌المقدس مي‌باشد. اين فيلم توسط شبكه اول سيما با عنوان «ملك خداوند» دوبله شده اما تاكنون پخش نشده است.

فيلم‌هاي ضد ايرانيِ شيعي:

در فيلم «تبديل شوندگان 3» جديدترين قسمت آن با عنوان نيمه تاريك ماه كه به ادامه ماجراهاي روبات‌هايي به نام آتوبات‌ها مي‌پردازد، با دستمايه قرار دادن موضوع پرونده هسته‌اي ايران(!) قصد دارد تا علاوه بر برآورده كردن نيات سياستمداران آمريكا، بر جذابيت‌هاي فيلم خود بيافزايد. اين فيلم در بخش ابتدايي و در حالي كه سعي دارد از زبان آفتيموس پرايم (سر دسته آتوبات‌ها) صحبت كند تاكيد مي‌كند كه در حال حاضر در حال همكاري با متحدين خود ـ يعني دولت ايالات متحده ـ براي حل درگيري‌هاي انساني و جلوگيري از آسيب رساندن بشر به خود هستيم و در ادامه مكاني در كوير به عنوان تأسيسات اتمي غير قانوني در خاورميانه نشان داده مي‌شود و سپس چند اتومبيل كه پرچم جمهوري اسلامي ايران را به صورت برعكس در جلوي خود دارند از آن‌جا عبور مي‌كند و گويي مقامات ايراني در حال بازديد از اين مكان هستند!

و يا در سريال آشوب (chos) كه به سفارش شبكه سي بي اس ساخته و پخش شده است در يكي از قسمت‌هاي خود به امام خميني(ره) و حزب‌الله لبنان پرداخته و آن‌ها را به عنوان مروجان و عاملان تروريسم معرفي مي‌كند. نام اين سريال از Clandestine Homeland Administration and Oversight Services است كه به معناي «خدمات سري مديريت و نظارت ملي» مي‌‌باشد. قسمت هفتم اين سريال از آنجا حائز اهميت است كه ابتدا با پخش يك مكالمه ضبط ‌شده و بردن نام امام خميني(ره) و القاي حضور مأمور حزب‌الله در كشور فرانسه شروع مي‌شود! در ادامه گروه ويژه سازمان اطلاعات مركزي آمريكا برخلاف تمايلات بروكرات‌ها به فرانسه سفر مي‌كند. در اين قسمت شاهد درگيري ميان دو نوع تفكر هستيم. از يك سو تفكر شيعه حزب‌الله لبنان كه از آمريكا كينه ديرينه‌اي دارد و از طرف ديگر سازمان اطلاعات آمريكا CIA كه گويا توانايي‌اش در يك گروه كوچك از قهرمانان ساختگي خلاصه شده است. در بخش ديگري از اين سريال شاهد گفتگويي بين آمريكايي‌ها هستيم مبني بر اينكه مأمور حزب‌الله براي نجات جان خود هم‌رزمش را فدا كرده و خود فرار مي‌كند. در مقابل آمريكايي‌هاي ظاهراً فداكار همكار خود را به هيچ وجه تنها نمي‌گذارند. اما نگاهي به واقعيات و اخبار چند دهه گذشته بيانگر واقعيتي ديگر است.

همچنين در قسمت دوازدهم اين سريال، با الهام از ماجراي دستگيري سه جاسوس آمريكايي كه در رسانه‌هاي غربي، كوهنورد معرفي شدند، يك تيم تحقيقاتي براي پيگيري چند كوهنورد كه به جرم جاسوسي دستگير شده‌اند عازم ايران و زندان‌هاي آن مي‌شوند. در اين قسمت تصويري كه از ايران ارائه مي‌شود اين است كه در ايران انسان‌هاي بي‌گناه و مخالف حكومت را به جرم جاسوسي دستگير كرده و به زندان مي‌اندازند

همچنين انيميشن «مرد خانواده» و مستند «ايرانيوم» از اين دسته‌اند. و نيز فيلم hurt locker (قفسۀ درد)[21] محصول سال 2009 ميلادي كه كانديداي 9 جايزه اسكار و برنده 6 جايزه بهترين كارگرداني، بهترين تدوين صدا، صدا، فيلم نامه و بهترين فيلم سال شد، از اين دسته به شمار مي‌آيد.

تعداد پرشمار اين فيلم‌ها و جوايزشان، خود نمايانگر برنامه‌ريزي كلان غرب بر روي سينماي اسلام‌هراسانه و شيعه‌ستيزانه است و اين پرونده هنوز باز است.

سید غلامحسن خاکزاد شاهاندشتی

پي‌نوشت‌ها:

[1]. شيعه هراسي و ايران هراسي زير مجموعه مفاهيمي چون بيگانه هراسي xenophobia و اسلام هراسي islamophobia است.

[2]. رايول والش 1924.

[3]. جرج فيتس موريس 1926.

[4]. جوزف فن استنبرگ 1930.

[5]. جيمز كامرون 1994.

[6]. ميكل مان 1999.

[7]. استوارت بيرد 1996.

[8]. توني اسكات 2001.

[9]. ادوارد زوبيك 2001.

[10]. فرانسيس فورد كاپولا1992.

[11]. آنتني مان.

[12]. فليپ نويس.

[13]. رومن پلانسكي.

[14]. گربن هود.

[15]. در اين فيلم هنگامي كه مسلمانان قصد عمليات تروريستي را دارند بر روي نريشن فيلم صداي قوالي «علي مولا، علي مولا» شنيده مي‌شود در حالي كه ما در كل فيلم ايشان را شيعه نمي‌دانستيم لذا معلوم مي‌شود كه اين فيلم قصد به هم انداختن شيعه و سني را نشانه گرفته است.

17. نگاهي به فيلم غيره قابل تصور، سعيد مستغاثي. WWW.MOUOOD.ORG .

[17]. كارگردان استوارد بيرد جايزه بهترين بازيگر مرد (كرت راسل) و بهترين بازيگر زن (هال بري) از جشنواره «بلاك‌باستر» در سال 1997. نمايش تصميم اجرايي، در مالزي ممنوع اعلام شد.

[18]. كارگردان: ادوارد زوبيك ،جايزه بهترين بازيگر نقش مكمل در جشنواره «بلاك‌باستر» در سال 1999 نامزد دريافت جايزه بهترين بازيگر مرد و زن.

[19]. كارگردان: توني اسكات.

[20]. كارگردان: ريدلي اسكات ،جايزه بهترين بازيگر از نگاه تماشاگران براي اورلندو بلوم، بازيگر نقش اصلي فيلم در جشنواره فيلم اروپا در سال 2005.

[21]. كارگردان: كاترين بيگ‌لو.

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
کپچا تصویری
کارکترهایی که در تصویر نمایش داده میشوند را وارد کنید