سینمای غرب و کودکان

2100.jpgاز آنجا که کودکان مخاطبان گسترده ای برای رسانه ها محسوب می شوند در نظام هالیوود جایگاه خاصی دارند فرهنگ سرمایه داری از طریق فیلم ها و انیمیشن های خود ایشان را به خود دعوت می کند تا کودکان به سلسله مراتب طبقاتی جامعه سرمایه داری تن دهند در این نظام گفته می شود که آثار به اصطلاح سرگرمی ساز، آزادنه در اختیار کودکان قرار گرفته می شود اما این آثار به شکلی کنترل شده و تحت نظارت سرمایه دران و ایدیولوژی سازان به مصرف کننده های کودک و نوجوان غیر مستقیم ارایه می گردد و آنان چیزی هایی می بینند که برای شرکت ها سود آور باشد وشرکت ها برای آن برنامه ریزی کرده باشند پس سرگرمی از جمله سرگرمی های کودکانه آزادانه در دسترس کودکان مصرف کننده قرار نمی گیرد بلکه هدفمند و سازماندهی شده به پیش می رود.

همذات پنداری:
تاثیر هالیوود برروی اقشاری است که همذات پنداری بیشتری انجام می دهد یعنی وقتی روح بشری در سطح نازلی از اطلاعات قرار دارد مانند کودکی، تاثیر جدی تر و اثر بخش تری از آثار سیینمایی در بر دارد و به نوعی همذات پنداری جدی تری ایجاد می شود کودک به لحاظ روح کودکانه مخاطب بسیاری از آثار انیمیشن های سینمایی است که می تواند با این روح کودکانه رابطه برقرار کند یعنی این محصولات، زبان بیانی برای کودکان دارند هرکه با کودک سروکارش فتاد هم زبانی کودکی باید گشاد. این راه ارتباط باکودکان و نوجوانان را پیدا کرده و سرمایه گذاری می کنند.
با زبان کودکی ،ضرب آهنگ ، ریتم ، فرم ، و ساختار سینمایی را تشکیل می دهند چون مخاطبانشان روح لطف و پاک و زودباور کودکانه است ایشان توانستند با خلق مولفه هایی در این سنین ، زمینه پذیرش باور و اعتقادات را طراحی کرده و در آینده ، ایننظام سلطه و سرمایه داری غرب موضوعات را آن طور که میخواهد و مورد نیازش است به فهم ببیننده کودک انتقال می دهد یعنی هم خوراک فکری امروز و هم زمینه سازی برای اهداف آینده با چاشنی جذاب و دیدنی انیمشن.
هر کشوری برای اینکه مردمان خود را با فرهنگ خویش آشنا وآشتی دهد و پایبند به فرهنگ و آداب و رسوم خود کند یک گذشته ای از خود ارایه می دهد تا ایجادعلقه و همبستگی ملی بیافریند اما ملت امریکا چون گذشته ای طولانی ندارند مجبورند به جعل تاریخ بپردازند این تاریخ سازی در نسل بزرگسال جامعه دیر هضم است اما در نسل کودکان و نوجوانان الگو برداری از رسانه ها به آسانی مهیاست کودک یک تصویر ذهنی از کشور خودش در ذهنش قاب بندی می کند و بر اساس آن سبک زندگی خودش را شکل می دهد.

مخاطب نسل آینده اند:
برای پرورش نسلی که بتواند مصرف گرایی را به اعلای خودش برساند و به نوعی زندگی اپیکوریستی و شادخواری را در عالم دامن بزنند باید از کودکی برایشان برنامه ریزی کرد بنابراین آثار سینمایی کودک غرب متناظر به این نوع کودکان است این کودکان دربرخورد با پدیدهای فرا روی خودشان به نوعی رفتارهای بزرگسالان را از خودشان نشان می دهند و حسرت بزرگ شدن را در وجد مخاطب که این آثار را می بینند تحریک شده و آرزو می کند و می خواهد به آن برسد.
سینمای هالیوود برای جذاب کردن آثار خود دست به تحریف تاریخ هم می زند و دنیای تاریخی تازه ای را تعریف می کند ابزار رسانه ای هالیوود سعی می کند زندگی امریکایی را به فرهنگ های دیگر معرفی و تحمیل می کند.
در امریکا در ابتدا شخصیت های کمیک طراحی می شود و ابرقهرمان هایی در آن داستان ها خلق می شوند که این ابرقهرمان ها نماد کاملی از یک امریکایی مدرن است که به جامعه معرفی می شود این شخصیت ها نام هایی چون سوپر من و اسپایدرمن ، بت من اند که به جامعه عرضه می شوند متعاقب خودشان یک سری فرهنگ ها و خورده فرهنگ ها را به جامعه خودشان القا و تزریق می کنند.
مثلا در فیلم قفسه درد فیلمی که که در عراق به دنبال ماجراجویی است قصه چند نظامی امریکایی که برای خنثی کردن بمب ، به کودکی می رسند که این کودک سمبل آینده عراق است که به صورت فجیعی توسط تروریست ها کشته می شوند.
آنچه که از اشغال عراق توسط رسانه به نسل پنجاه سال بعد کودکان امریکا معرفی می شود اعرابی خون ریز و تروریست است.
هالیوود با هوشمندی تمام تاریخ را به نوعی تعریف می کند که در واقع مورد قبول خودش است و از تاریخ آن چیزی را نشان می دهد که بعد ها بتواند ار آن استفاده فرهنگی ، سیاسی ونظامی کند.
قهرمانان سینمایی در ذهن کودک امریکایی معرف یک مدل از سبک زندگی است به خاطر همین محصولات را متعاقب آن به جامعه ارایه می دهند مثل لباس ها، ابراز آلات ، لوازم تحریریه دانش آموزی ، اسباب بازی ها و بازی های رایانه ای، انیمیشن ها ،همه این ها یک محصول کاملا فرهنگی است که در لایه ای درونی خودش یک سبک زندگی را به فرزندان امریکایی و کسانی که تابع فرهنگ امریکایی هااند القا می شود.

کالای فرهنگی:
یکی از پیامدهای این راهکار ارایه محصولات و کالاهای تجاری است که در فیلم ها به صورت آشکاری تبلیغ شده اند می توان به عروسک ها ، اسباب بازی های گوناگون ، نقاب ها ، لباس ها اشاره کرد که همچون مخاطبان کودک را به فیلم گره می زنند و درآمدهای عظیمی نصیب شرکت های فیلم سازی می کنند.
اما نکته بسیار مهمی که مطرح است این است که ما در رسانه های خودمان باید به آن توجه جدی کنیم نه اینکه بزرگانی ادای کودکان را در آورندو اسم آن را بگذاریم جریان فیلم سازی کودک، این یک نگاه حداقلی است و بواقع این عمل کمتر مورد توجه کودکان می شود اینکه ما به زبان کودکانی صحبت کنیم درتعالیم دینی نیز آمده است معصومین می فرمایند کسی که کودکی دارد خودش باید کودکی شود تا ارتباط بهتر و بیشتری با او پیدا کند که مولانا در ترجمه این روایت می گوید: چون که با کودک سرو کارت فتاد. پس زبان کودکی باید گشاد
این که مباحث و موضوعاتی که فرا روی زندگی یک کودک مسلمان است را طراحی و با زبان ایشان ارایه دهیم وتحت قالب سینمایی شکل دهیم از موضوعات جدی است که باید مورد توجه قرار گیرد.

سیدغلامحسن خاکزاد شاهاندشتی

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
کپچا تصویری
کارکترهایی که در تصویر نمایش داده میشوند را وارد کنید