سنگسار ثريا!

12879992771.jpgشايد بتوان به طور جدي بر اين نكته اصرار ورزيد كه شاكلة اصلي هر فيلمي را فيلم‌نامه آن تشكيل مي‌دهد. اساسا فيلم ساختن، يعني يك محتوا را در شكل و قالب مناسب عرضه كردن. گاهي قالب خيلي زيباست، اما محتوا ممكن است بسيار كم ارزش باشد و برعكس آن نيز ممكن است. به همين خاطر، نبايد از ظاهر زيبا و تكنيكي، فريب محتواي آن را خورد. بسياري از كارگردان‌هاي بزرگ، قبل از ساختن فيلم، ماه‌ها و شايد چند سالي را صرف نوشتن فيلم‌نامه‌اي دقيق مي‌كنند اين نوشتار مي‌خواهد شما را به قضاوت در مورد بخشي از فيلم‌نامة فيلم سنگسار ثريا وا دارد.

صداي ضبط به گوش مي‌آيد كه رژيم شاهنشاهي منقرض شده است و كشور دستخوش تغييرات شده است. شخصي كه بعداً مشخص مي‌شود خبرنگار است، ماشين خرابش توسط ميني‌بوسي به روستايي به نام كوهپايه منتقل مي‌شود. زهرا مي‌خواهد پيامي به خبرنگار برساند. او داستان يك توطئه و دسيسه‌اي را براي او تعريف مي‌كند كه منجر به سنگسار زني بي‌گناه مي‌شود.
1. علي، پاسدار و شوهر ثريا با شيخ حسن، پيش‌نماز محل سعي مي‌كنند كه ثريا از علي طلاق بگيرد تا علي براي ازدواج مجددش با دختري 14 ساله، مانعي نداشته باشد.
2. زهرا خالة ثرياست كه صيغه را فاحشه شرعي مي‌داند.
3. علي مي‌خواهد بچه‌هاي پسرش را پاسدار انقلاب كند.
4. علي در جايي مي‌گويد اين جا دنياي مردهاست.
5. گفته مي‌شود ثريا خود در خانة اربابي فاسد بزرگ شده است.
6. زن هاشم تعميركار، مي‌ميرد و ثريا براي خانه‌داري به خانه هاشم مي‌رود. هاشم پسر لالي دارد. چندين بار عكس امام را مي‌بينيم.
7. زن‌هاي روستا مي‌خواهند اموال زن را غارت كنند كه زهرا و ثريا نمي‌گذارند.
8. زهرا در حال كفن كردن به هاشم مي‌گويد: «هيچ كس نبايد به زن مرده نگاه كند؛ حتي شوهرش».
9. ابراهيم، كدخداي محل، به ثريا مي‌گويد: ديگر شاه در راس امور نيست؛ بايد به مردها احترام بگذاريد.
10. علي به ثريا تهمت زنا مي‌زند و خود را شاهد مي‌خواند.
او با شيخ حسن، هاشم را تهديد مي‌كنند تا او هم شهادت دهد و هاشم با اكراه قبول مي‌كند.
11. در جايي شيخ حسن حتي نمي‌تواند كلمه مستحضر هستيد را خوب ادا كند.
12. علي در جايي مي‌گويد: ديده‌ام كه ثريا با هاشم پچ پچ و دستمالي مي‌كنند. هاشم مي‌گويد: ثريا گاهي منزل او استراحت مي‌كند. نقل قول‌ها و تهمت‌ها كم كم تبديل به سند مي‌شوند.
13. ابراهيم مي‌گويد: زن در صورت اتهام، بي‌گناهي خود را ثابت كند؛ حتي اگر زن شاكي باشد، اثبات ادعا را زن بايد انجام دهد.
سرانجام ثريا منوچهري محكوم به زناي محصنه و سنگسار مي‌شود.
14. سنگ‌هايي جمع مي‌شوند؛ بزرگ و كوچك.
فرزند پسر ثريا و پدر ثريا هم سنگ مي‌زنند. ثريا مي‌ميرد. شب جشن مي‌گيرند. خبرنگار با اطلاعات دريافتي، فرار مي‌كند.
15. زهرا به اهالي مي‌گويد: ده ما بايد نمونه مي‌شد؛ در تمام دنيا. حالا اين خبرش به گوش تمام دنيا بايد برسد.
در آخر، عكس 9 سالگي ثريا نمايش داده مي‌شود كه يعني اين داستان واقعي بوده است.

حالا در مورد بخش‌هايي از فيلم‌نامه كه ذكر شد، توضيحاتي قابل ذكر است:
1. در مورد ازدواج مجدد مرد، در صورتي كه زني نسبت به شوهرش تمكين نكند يا به علت ديگري كه مرد نياز داشته باشد و بتواند شرط عدالت را اجرا كند، مي‌تواند زن ديگري اختيار كند و مانعي ندارد؛ مگر اين كه شرط ضمن عقد كرده باشد كه براي ازدواج دوم، از زن اول بايد اجازه بگيرد.1
2. صيغه يكي از مباحث دقيق اسلامي است كه براي جلوگيري از فحشا در جامعه قرار داده شده است.2 جوامع ديگري كه مدعي احترام به حقوق بشرند، خود به انواع و اقسام روابط جنسي منحط روي آورده‌اند؛ مانند همجنس بازي، آميزش با حيوانات و...؛ در حالي كه صيغه اگر به شكل صحيح فرهنگ‌سازي شود و در جامعه اجرا شود، به صورت ايجابي و سلبي، مانع فحشا مي‌شود.
3. منفور نشان دادن نيروهاي پاسدار انقلاب.
4. القاي مردسالاري؛ در اسلام نه تنها مردسالاري مردود مي‌باشد، بلكه زن سالاري نيز نادرست است. در نظام خانواده، شايسته سالاري مورد توجه است و اين كه هر كس در جاي خودش مورد توجه ويژه است.3
5. القاي استعمار زنان در جامعة اسلامي ايران.
6. اين نوع فرهنگ مال خود غربيان است. اسلام، دين قانون مداري است؛ «ان الله يحكم باالعدل و الاحسان».
7. در بحث غسل ميت آمده است كه مرد مي‌تواند همسرش را غسل دهد.4
8. زيبا جلوه دادن حكومت منحوس شاهنشاهي.
9. عدالت، شرط شهادت است و همسر ثريا، عدالت ندارد.
10. اكراه در شهادت نافذ نيست و بالغ نبودن فرزند هاشم، دليل عدم شهادت اوست.5
11. بي‌سوادي روحانيت.
12. عدم احراز زنا با شرايط خاص آن؛ «كساني كه زنان پاك‌دامن را متهم مي‌كنند، سپس چهار شاهد نمي‌آورند، آنها را هشتاد تازيانه بزنيد و شهادتشان را نپذيريد و آنها فاسقانند».6
13. شاكي بينه مي‌آورد و زن انكار مي‌كند.7
14. سنگ‌ها اندازة خاصي داشته باشند و بايد كوچك باشند.8
15. عدم موفقيت نظام جمهوري اسلامي ايران.
علت اصلي براي سنگسار كردن، تنبيه زن زناكار و عبرت ديگران است.

جواب مشت توخالي شما را با درفش دادم
مگر مي‌شود اين قدر داستان، بي‌مبنا، بي‌هويت و بي‌سند باشد. رمان‌نويس و فيلم‌نامه نويس محترم، اول تحقيق و جست‌وجو و بعد قلم بزن؛ تا كارگردان بيچارة نورسته، بر اساس يك تفكرات توخالي، فيلمي بي‌هويت نسازد؛ البته خوشحالم كه دشمنان بي‌سوادند؛ اما چه كنم كه ابزار و تكنيك در دستشان است؛ «و مكروا و مكر الله و الله خيرالماكرين».
سعي كردم موارد نقض را پيدا كنم؛ تعدادي را مطرح كردم و پاسخ دادم؛ اما مقداري هم را واگذار به انديشه خواننده كردم كه خود در مقام تحليل درآيد و پاسخ دهد؛ مثل شماره 3، 4، 11 و 15 كه شايد شما هم طرحي نو در اندازيد.

پي‌نوشت‌ها:
1. امام خميني، تحرير الوسيله، ج2، ص 265؛ نساء آية 3.
2. تحرير الوسيله، ج2، ص274 – 282.
3. جوادي آملي، زن در آيينه جمال و جلال، ص331.
4. تحرير الوسيله، ج1، ص68، مسئله7.
5. مهذب الاقلام، ج27، ص258.
6. نور، آية 4.
7. تحريرالوسيله، ج2، ص437.
8. مهذهب الاحكام، ج27، ص292.

سيد غلامحسن خاكزاد شاهاندشتی

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
کپچا تصویری
کارکترهایی که در تصویر نمایش داده میشوند را وارد کنید