ستایش

807.jpgدر ابتدا شاید بهتر باشد کمی به اهمیت موجودیت سریال های تلویزیون و جایگاه آن بپردازیم بعد وارد سریال ستایش و نکات مهم آن بشویم :
بیرونی:
تلویزیون دارای چه اهمیتی است ؟
تلویزیون تعریف پیچیده ای یافته است و حضور برنامه های ماهواره ای و پیدایش عصر تلویزیون جهانی نیز بر این پیچیدگی افزوده است تا جایی که تلویزیون را همراهی ناگزیر و عضوی از خانواده های جامعه مدرن می نامند در حالیکه صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران حدود 110 شبکه رادیویی و تلویزیونی دارد که 27 شبکه آن بروی ماهواره است. و طیف وسیعی از افکار به خود متوجه کرده است در ایران اسلامی چه مقدار مردم سرگرم دیدن برنامه های صدا وسیمای ایران هستند و یا چه مقدار مشغول دیدن برنامه های ماهواره اند؟

در اغلب نقاط کشور امکان دریافت 2000 شبکه تلویزیونی ( ماهواره ای) وجود دارد و بیش از این رقم شبکه رادیویی وجود دارد که عمده فرکانس آنها از طریق ماهواره ها ارسال می شود که تحقیقا 26 ./. ( بیست و شش در صد ) کل برنامه های ماهواره ای تلویزیونی تفریحی هستند اما اینکه ایرانیان چرا ماهواره می بینند یا چه تاثیری بر آن ها گذاشته است جای بحث جدا گانه ای را می طلبد که معلول علل فراوانی است که یک علت مراجعه مردم به ماهواره و گرایش به این نوع برنامه ها کمبود و فقدان سرگرمی است.و یا هیجانات کاذبی که در برنامه های ماهواره است مردم را به خود کشانده است اما چه مطالبی به مخاطبین ماهواره ها داده می شود و چه تاثیری بر روی آن ها گذاشته است بعضی ها می گویند مراجعه ما به شبکه های ماهواره ای برای استفاده از برنامه های آموزشی ویا تفریحی آن است اما در پاسخ اییشان باید گفت که چگونه است که کلا در ایران 70 ./. (هفتاد درصد) برنامه ای ماهواره ای تاثیر مستقیم اعتقادی را بر افکار گذاشته است این نشان از آن است که ادعای ایشان در نوع انتخاب شبکه ها به سمت و سویی دیگر است که خواسته یا ناخواسته دچار آن شده اند اما عامه مخاطبین چه کسانی اند شاید نکته اساسی هم همین باشد که 60 ./. ( شصت درصد) بینندگان ماهواره از جنس زن و 40 ./. ( چهل درصد) از جنس مرد می باشند. این آمارها نشان از این دارد که در این سریال ها سعی میشود بیشتر بر طبق نظر مخاطب زن ساخته شود و نظر ایشان جلب شود و جریان این نوع تفکر در سریال های ایرانی ادامه یافته است و آثار و نتایج آن در جامعه دیده می شود حال برویم سراغ سریالهی ایرانی ،

سوال اول این است :
وقتی می توان به راحتی با ساختن سریال هایی مانند ستایش مردم را به سمت خود جذب کرد چرا این کار کم انجام می شود تا مزدم کمتر به برنامه های ماهواره ای مراجعه کنند و در مقام بعد چرا سعی نمی شود که این گونه سریالها تقویت شود رشدشان محسوس تر شود تا با رشد هنرمند و خالق اثر ، مخاطبش نیز رشد کند این در حالی است که ستایش در بیان کلی موفق بوده است .( البته به موارد ضعف سریال خواهیم پرداخت )

سوال دوم این است :
آیا سریال ستایش دینی است یا سعی می کند ساختار دینی را حفظ کند ؟ به نظر میرسد تا اندازه ای به این امر نزدیک شده است . می توان در آن رگه ها یی از اندیشه دینی مذهبی را یافت که این ممدوح است
اما اگر داستان ستایش شما را به یاد رمان هایی چون فهیمه رحیمی بیاندازد باید کمی تامل بیشتری کرد در حالی که این چنین نیست ستایش دارای قدرت داستان سرایی قوی تر ومنطقی تری است.
بارها شده است که تلویزیون سریال هایی عامه پسند و رو به پایین ساخته است در این گونه سریالها هیچ وقت نباید کیفیت را فدای جذب مخاطب کرد کمیت امار دلیل کافی برای صحت مجموعه های این چنین نیست چه بسا آمار خوب بوده است اما اثر کم ارزش مانند بسیاری از سریال های چینی یا ژاپنی که در سیما پخش می شود.

درونی:
ستایش زنی است که سعی میکند که بر روی باورها و اعتقادات خویش اصرار بورزد نماد های فراوانی در سریال وجود دارد که نشان از این امر دارد حجاب وی و اصرارش در تاکیدات ارزشی به ما توجه ای هوشمندانه می دهد.
اما آیا این ارزشی بودن و تدین او دست وپای او را می بندد ؟ یا عملکرد او نشان از این دارد که او را راسخ در اعتفاداتش ی باشد مذهبی بودن و ارتباطش با خدا به او کمک می کند تا راحت تر و صحیح ترمسیر خویش را انتخاب کند و هرچه داستان پیش می رود ستایش موفق تر و بد من داستان ( پدر شوهر) مفتضح تر میشود چون حشمت فردوس بر طبل خود محوری خویش خود می کوبد یکی حق محور و دیگری خود محور.
نکته ای را که در سریال ها و فیلم های خانوادگی و درام مورد توجه قرار باید داد این است که نباید خانواده های مذهبی را بسته یا خشک نشان داد درسریال ستایش ، شخصیت ستایش در تحت تاثیر اتفاقات ، ناخواسته مواحه با چالش هایی می شود که قدرت مبارز مستقیم با آن ندارد ناچار می شود می شود مبارزه منفی کند و بگریزد این نشانه ضعف نیست.
ناخواسته نمی خواهم بحث را به سمت جریان و تفکر پرداخته شده در این نوع سریال ها ببرم مسائل زنان و مشکلات شان در این نوع سریال ها مانند سریال نرگس یا فاصله ها یا سریال ستایش متن اصلی داستان این سریال ها شده است نمی خواهم دراین نوشتار به بحث های مانند ملاک حقوق زنان و مردان و یا اختلاف طبقاتی در خانواده های قدیم و جدید و آسیب شناسی فمینیزم در این سریال و یا ریشه یابی مشکلات زنان و حتی به مباحثی مانند قدرت و جنسیت بپردازم اما می توانیم به یک بحث جدی در سریال ستایش یعنی حضانت بپردازم
این مسئله ایست که سریال ستایش به آن پرداخته است حضانت و نگهداری و سرپرستی اطفال ستایش با کیست ؟
طبق ماده 1171 قانون مدنی « در صورت فوت یکی از ابوین حضانت طفل با آنکه زنده است خواهد بود »
پس واگذاری حق حضانت فرزندان صغیر یا محجور به مادران آن ها در یک ماده به تصویب رسیده اما در ماده 1168 و 1172 این چنین آمده است که در زمانی که کودک بیشتر به مواظبت و شفقت نیاز دارد مادر بر پدر ( پدر شوهر ) و در دورانی که تربیت کودک مهم تر از نگهداری اوست پدر ( پدر شوهر ) مقدم است پس آنچه مبنای اولویت پدر یا مادر قرار میگیرد مصلحت کودک است نه حمایت کودک و نه حمایت از مادر یا تامین ریاست خانواده .

پیشرفت سریال های ایرانی :
سریال ستایش را می توان از جمله سریالهای موفق اخیرمان در ژانر خانوادگی در نظر گرفت که علت اصلی موفقیت آن را این نکته دانست که در شخصیت ها اغراق کمتری داشته است تا اندازه ای بازی ها خوب بوده است که نکته بسیار قابل توجهی است که سالهاست که در سریال های ایرانی به آن توجه داده نمی شد که به مرور زمان این گونه سریال ها رنگ ولعاب خود را از دست داده اند در سریال های مختلف مثل سریال نرگس یا در سریال فاصله ها ، بازی و فیلمنامه اغراق آمیز بود که مزاج مخاطب فهیم خوش نمی آمد اگر فیلم نامه دارای قوت باشد و از بازیگری خوبی استفاده برد نتیجه کار مطلوب می شود سریال ستایش درباره زن جوانی است که زندگی پرفراز و نشیبی دارد که زندگی را به خوبی پیش می برد و اتفاق های آن تو ذوق نمی زند بازی خوب ستایش (نرگس محمدی) و طاهر(مهدی پاکدل) و حشمت فردوس ( داریوش ارجمند) و انیس ( سیما تیر انداز) و محمد( مهدی سلوکی) محمود نادری ( محمود عزیزی ) جمشید مشایخی ( خان ) را می توان از نقاط موفق آن دانست.

کارگردان اثر ، در انتخاب بازیگران دقیق عمل کرده است اما آیا بازی خوب کافی است اگر بازیگری در ک صحیحی از معنویات و زندگی دینی ندارد می تواند معنویت را از طریق رسانه به مخاطب خویش ارسال کند و یا فقط مانند عروسکی است که نقش بازی می کند و رباتیک عمل میکند.
سلطانی کارگردان سریال ، ستایش و پس ازباران را در کارنامه خودش دارد که داستانشان بر مبنای شخصیت دو زن شکل گرفته است.

ستایش در خانواده ای رئوف و انسان دوست رشد می کند که بازی خوب بازیگر بسیارعجین با شخصیت فیلم شده است که به خوبی یاد آوری دوران دهه شصت است که برای بیننده به خوبی ملموس است که بازی روان ستایش به این امر کمک زیادی کرده است.
داریوش ارجمند و مهدی سلوکی و مهدی پاکدل و عزیزی بسیار مکمل ها خوبی بودند وقتی محمد و طاهر و محمود می میرند دلمان بسیار زیاد گرفت هرگز در سریال شعار داده نشد ستایش گاهی خوبی عمل می کرد گاهی بد ، کسی نبود که همیشه در نقطه اوج باشد بلکه مانند همه انسانها گاه دچار اشتباه می شد که این موضوع باور پذیری آن را زیاد می کرد.

همذات پنداری از نکات مورد توجه یک کارگردان است که از بطن اجتماع برمی خیزد ستایش زنی سختی دیده است که زمانه با حوادث آن او را به کرنش وا می دارد مشکلات او را می سازد حسادت و تنگ بینی اطرافیان او را آبدیده می کند تهدید نه تنها جلوی او را نمی گیرد که پلی برای آینده میشود و بیننده هر لحظه درحال قضاوت بین ستایش و فردوس و انیس و خان است و گاه برای شان دل می سوزاند پدر شوهر و جاری در جامعه موجودند پدر شوهری که در خانواده حکومت می کند برای همه تعیین تکلیف می کند حتی به انیس این فرصت را می دهد که اوهم دخالت کند که شاید شما را به یاد سریال پدر سالار با بازی به یاد ماندنی محمد کشاورز و نادره خیرابادی و کمند امیر سلیمانی و هاشمی بیاندازد نقش ستایش در کم حرف بودن و عمل کردن بسیار مطلوب است.

فیلمانه سریال مورد تاکید است به طوری که فیلمنامه نویس برای پیش برد داستان آب در آن نمی ریزد تا آن را چاق تر کند ستایش در حین اینکه مبارزه میکند دلسوز و فداکار هم هست از خانواده اش دفاع می کند از شوهرش از فرزندش حتی از پدرش.
زود خود را با محیط هماهنگ می کند و انعطاف پذیر، صبور و بردبار است تحصیل کرده است.
سریال ستایش به خوبی مخاطبان بسیاری را به زیر تلویزیون می کشد سریال آهسته آهسته رشد میکند و در ابتدا شاید تصوراین بود که این سریال نتواند موفق باشد اما رشد محسوس و جذاب آن مردم را متوجه خود کرد.
بعضی منتقدین فیلمنامه را بسیار آسان و مطالب را طور سطحی بیان کرده اند.
اما ایشان به این نکته دقت نکرده اند که مردم با این امور ساده دست و پنجه می کنند و شادی و غم را در آن می یابند مردم در این نوع سریال ها به دنبال گره گشایی از مسایل شرلوک هولمز یا کارآ گاه علوی نیستند مردم از این که روایت صادقانه ای از رسانه می بینند لذت میبرند دعوا بین عروس و پدر شوهر سالهاست که دستمایه بسیاری فیلمها و سریال های ایرانی است اما روایت صادقانه سریال توانسته این بحث را از تکراری ملامت انگیز نجات دهد مگر می توان قصه ای دیگر از این نوع اتفاقاتحقیقی که در بطن جامعه موجود است را خارج کرد بلکه نگاه خوب فیلمنامه نویس است که می تواند آن را خوب بپزد فضای سنتی و خانواده های قدیمی بسیار واقعی است که متناسب با اجتماع و جامعه ایرانی است مشکلات طاهر و مشکلات ستایش همان مشکلات زن وجوان روز گار ماست اما مشکلات ستایش دو چندان است رانده شدن از خانه فردوس ،کنار آمدن با فقر ، مرگ برادر و مادر ،اتهام خوردن طاهر و حبس رفتن او، تصادف و به کما رفتن طاهر و باقی ماندن در کنار طاهر و امید به زنده ماندن او ، مرگ طاهر و تحمل مرگ او ، تهمت زدن به ستایش ، تلاش برای به نگهداشتن فرزندانش ، پدر پیری که آلزایمر گرفته است آتش سوزی خانه ، تحمل مرگ پدر همه از نکات خوبی است که ستایش به خوبی در بازی و داستان از عهده آن بر می آید حشمت فردوس در حین تکبر و غرورو استبدادش یک انسان مهربان است که تناقض شخصیتی او واقعی است او غرق در استبدادش است بسیار دلش نوه پسر می خواهد فرزندش را از مال واموال دور می کند تا جایی که طاهرمجبور به رانندگی کامیون می شود این حس پسر دوستی او نشان از تفکرات غلط قشری از جامعه است که به برتری جنسیتی معتقد است و برآن پافشاری می کند اعتقادات فردوس و اعتقادات نادری (پدر ستایش) در مقابل یکدیگرند هر دو آرمان خاص خود را دارند یکی می خواهد اعتقاداتش را ادامه دهد حتی فرزندش را از دست میدهد یکی برای اینکه فرزند ذکور داشته باشد می جنگد که بیانگر دو تفکر در یک نسل دهه شصت است هر دو پدر سعی دارند فرزندشان در طبق نظر خودشان عمل کند یکی می خواهد فرزندش در کنارش در میدان بار باشد یکی می خواهد که فرزندش در میدان جنگ باشد.
این نشان از آن دارد که یک نسل با دو تفکر در یک جامعه زندگی می کنند.

گفته شده است که فصل دوم این سریال که مربوط به دوران معاصر است که در حال فیلمنامه نویسی است داستان قصد دارد در حوالی سالهای 80 باشد البته بازیگرهای قدیمی سریال نیز بازی می کنند و تعدادی بازیگر جدید هم بنا بر قصه به آن اضافه می شود.

نکات آسیب زای سریال :
1- نشان ندادن شادی ها در زندگی است که بودن شادی های حتی کم ،بیشتر به فضای قصه و باورپذیری بیشتر آن کمک می کند.

2- در بعضی جاها ضعف تصویر برداری از دوران دهه شصت وجود دارد سبک زندگی یا نوع طراحی شهر از آن جمله است.
مردان و زنان ما چه کسانی هستند ؟ و در موقعیتها مختلف چه رفتاریی از آنان سر می زند؟

3- ویا عزاداران امام حسین در روز عاشورا قصد انتقام گیری می کنند و شما چیزی به نام تدین و رافت اسلامی ، گذشت ویا جوانمردی نمی بینید چه نماد مثبتی مثلا در گله داری وجود دارد که او را انسانی دینی و با محاسن و پرچم دارعزاداری معرفی می شود شخصی کینه توز و انتقام گیر که هیچ جلوه و اثر دینی ندارد الا یک قیافه و رفتار های کذایی. این بر فکر و ذهن بیننده اثر می گذارد که آیا همه دینداران ظاهر گرایند و...

نکته اساسی :
در سریال های ایرانی دختران و بانوان دارای پوشش های خوبی اند اما در بیرون تصمیر دوربین دارای پوشش های غیر متعارفند که حتی در جشن های تلویزیونی حتی دوربین قادر به تصویر برداری از ایشان نیست که این تعارضات در ذهن بیننده تاثیر مستقیم می گذارد که کارکتر نقش ستایش گویا ازاین آزمایش پیروز بیرون نیامده است و این قصه همچنان ادامه دارد.

سیدغلامحسن خاکزاد شاهاندشتی

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
کپچا تصویری
کارکترهایی که در تصویر نمایش داده میشوند را وارد کنید