دكلي توي حلق فردوسي!

2789.jpgشبي خواب بودم، نه خيلي عميق
به خواب من آمد ز عهد عتيق

حكيمي سخن‌دان و آموزگار
فزون بود سنّ وي از يك‌هزار

چو دقّت نمودم به سيماي او
بديدم كه پيري است صورت نكو

سخن گفتنش طرز شهنامه داشت
مرا از براي نوشتن گماشت

به من امر كرد آن بزرگ اين‌چنين
كه گويم به اسفنديار آفرين!

بيا بشنو اين حرف فردوسي است
همان كس كه حالش نمي‌پرسي است

كه اسفنديارا! بيا، يار من!
رفيق زمان‌هاي دشوار من

نزن خويشتن را پس از اين به خواب
كنون است هنگامة انتخاب

بگيرم ز مافوق خود مرخصي
براي تو تنها، نه ديگر كسي

به همراهت آيم من از صبح زود
كنم ثبتِ نامت به وقتِ ورود

كنم ثبتِ نامت، وليكن تو نيز
بگو مي‌كني بنده را مستفيض

به شرطي كه يادت بماند كه توس
كجا هست و بعدش بيايي به توس

ببيني چها بر سرم آمده
يكي با دكل توي ذوقم زده!

به هر سو نظر مي‌كنم غرب و شرق
نبينم به غير از دكل‌هاي برق

«بزرگش نخوانند اهل خرد»
كه بر قبر من سيم برق آورد!

به «نيرو» بگو ز اين دكل، راستي
رسيدي به چيزي كه مي‌خواستي؟!

نمي‌شد كمي آن‌طرف‌تر ز من
بكاري دكل‌هاي خود در چمن؟

شنيدي يونسكو كه چي گفته است
تا وقتي كه اوضاع آشفته است

جلوگيري از ثبتِ ما مي‌كنند
و با ما به اين شكل تا مي‌كنند

يونسكو و ابوابشان كيستند؟!
براي من اصلا مهم نيستند

وليكن خدايي‌ش خيلي بد است
چرا مشكل توس در اين حد است؟

به فضل خدا گر شدي انتخاب
بگو مي‌دهي اين سوالم جواب

بگو كه چهل ميليارد اعتبار
(ريال البته!) مي‌گذاري كنار

به آن بودجه، اين دكل مي‌بري
به جايش گل و لاله مي‌پروري

دكل را درآور ز حلقِ حقير
سپس بهر من يادواره بگير!

همين گفت و در رفت از پيش من
كنون مانده پيشش گرو، ريش من!

ندانم كه اسفنديارش كجاست
و اصلا چرا از من آن كار خواست

محسن اشتیاقی

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
کپچا تصویری
کارکترهایی که در تصویر نمایش داده میشوند را وارد کنید