در باب گوسفند

2641.jpgبا تو گویم ماجرای گوسفند
ماجرای گوسفندی ارجمند

هر چه گویم من از او کم گفته ام
پشم هایش از سفیدی مثل قند

کل دندان ها ردیف و رو به راه
دمبه اش پرپشت و ابرویش کمند

شاه داف گوسفندان دهات
خوشگل و خوش هیکل و شاسی بلند

گفت چوپانش که دارد این عزیز
دکترای بعبعی از ایرلند

از هولشتاین است ایشان را نژاد
از پدر سوئیس و از مادر هلند

یک شکم حتی نزاییده ست او
در حقیقت هست ایشان آکبند

با خودم گفتم که شاید این جناب
با من مفلس کمی صحبت کنند

گفتمش :«بع بع» که یعنی:«مخلصم!»
در جوابم گفت: «نیشت را ببند!

مردک بی مزه بع بع می کنی؟
با خودت هستی تو یارو چند چند؟»

بی ادب با اینکه حالم را گرفت
داد من را با همین رفتار پند

تربیت نااهل را چون گردکان
روی گنبد باشد ای اندیشمند

***

گوسفند با کلاس و مدعی
هر چه باشد، هست در کل «گوسفند»

سعید طلایی

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
کپچا تصویری
کارکترهایی که در تصویر نمایش داده میشوند را وارد کنید