جایگاه شعر در هنر متعالی

930.jpgجایگاه رمان در هنر متعالی از نگاه رضا امیر خانی (نویسنده رمان‌های من او، از به، سفر به سیستان، ...)

هنر دینی یا ژانر مذهبی اگر قصه ای در فضای حوزه ی علمیه بگذرد،قطعا جز ژانر مذهبی می کنجد، من به آن یک گونه میگویم که در یک کلیسا هم بگذرد یک گونه است.اگر از شخصیت یک روحانی یا یک عارف استفاده کردم احتمالا به گونه ی مذهبی نزدیکتر می شوم.اگر در یک جامعه ی دینی سعی کردم در یک جامعه دینی منضبط قصه بنویسم احتمالا دوست داشتم ژانر دینی قصه ای بنویسم اما آیا این ژانر دینی نسبتش با هنر متعالی چه رابطه ای دارد؟.بعضی ها این دو نوع را یکی می پندارند،فکر می کنند که با هم منطبقند چاره ای ندارم غیر از این که اگر خواستم روزی روزگاری هنر متعالی دینی کار کنم باید بروم در ژانر دینی کار کنم. احتمالا گونه ی دینی چیزی کوچک تر ازهنر دینی است..می شود تحلیلی از یک مسابقه ی فوتبال داد که هیچ ربطی به هیچ یک از گزاره های روشن دینی ما نداشته باشد،اما در حقیقت قصه عمیقا قصه ی دین باور و خدا باور یک قصه ی علاقمند به غیب باشد هیچ عنصر ظاهری دینی هم در آن وجود نداشته باشد.پس این نشان ماده ی هنر دینی است که به هر صورت احتمالا نسبتش عموم به خصوص من وجه است.

اگر پیگیری کنیم می بینیم که بسیاری از ژانر های مذهبی وجود دارد که درونشان اصلا اهداف الهی دنبال نمی شود.قصه های فراوان خود غربی ها،قصه های کلیسایی که دارند عمدتا با مقام انتقاد از آرمانگرایی دینی نوشته شده است.این ها می تواند وجود داشته باشد اما عضو هر دینی نباشد بعد از مدتی ما می توانیم در کشورمان قصه های تاریخی پیدا کنیم که حتی راجع به تاریخ و مذهب نوشته می شوند،اما اینها الزاما نسبتی با هنر دینی ندارند.مثلا شما فرض بفرمایید در حقیقت یک ابر پروژه در دنیا ساخته می شه به نام ده فرمان.ما در ده فرمان دنبال قداست حضرت عیسی(ع)نیستیم ولی دنبال یک روایت تاریخی از حضرت عیسی(ع)هستیم.من در این سریال ها دین چندانی نمی بینم.سریالی که در مورد یک پیامبر ساخته می شود ولی روی هم دین آنچنانی ندارد،این سریالی خیلی خداباورانه نیست.در عین حالی که قطعا جز ژانر مذهبی هست.پس در ژانر مذهبی نه فقط می شود چیزهایی پیدا کرد که جز هنر دینی نباشد بلکه در ژانر مذهبی حتی می شود اثری خلق کرد که اصلا ضد دین باشد.این دوتا را باید از هم تفکیک کنیم.

بنا بر این اگر دیدیم چیزی در ژانر مذهبی هست باید بدونیم نسبتش عموم به خصوص من وجه است یعنی می تواند نسبتش جز هنر دینی باشد یا نباشد یا اصلا بر ضد دین باشد اما در مورد هنر دینی برای اینکه از یک مفهوم متعالی تر و یک مفهوم انتزاعی تر و بازتر و مسوع تر دارید من هیچ مانعی نمی بینم که قصه ای در فضای کاملا غیردینی ساخته و نوشته بشه اما قصه در حقیقت ذاتش یک قصه ی مذهبی باشد.این نکته خیلی مهمه که ما بهش توجه نداریم. وقتی اینجوری نگاه کردیم اون وقت به نظر میاد که تکلیف کارهای آیین نامه ای این وسط خیلی مشکل می شود.آیین نامه چیز خیلی خوبی برای اینکه مدیران و مسئولان فرهنگی را گول بزنم بگویم من دارم چیزی می سازم طبق منویات حضرت عالی این کار رو دارم جلو می برم ولی با این می تواند یک ژانر بسازد.اگر به ما بگویند در مسجد فیلمت رو بساز حتما من ژانر مذهبی را رعایت کردم اما معلوم نیست هنر دینی رو رعایت کرده باشم در فضای مسجد ساختن برای من هنرمند در عرصه خلق حسن حصین نمی سازد که حتما درمسجد فیلم من جز هنر دینی است، بین این دو تا به نظرم میاد اجازه بدین راجع به هنر دینی صحبت کنیم.

ژانر مذهبی یک ژانری که از ظواهرش با فرمش شما می توانید بفهمید که این جز گونه مذهب،گونه داستانها،گونه هنر مذهبی قرار می گیرد.به را حتی می توانید المان های قصه رو پیدا کنید ببینید چه تکه هایی مرتبط هست با ژانر و چه تکه هایی مرتبط نیست.ولی تمام حرف من این است که برای من اصلا قسمت ژانر مذهبی اهمیت چندانی ندارد.من به عنوان یک نویسنده برایم کجا درام شکل می گیرد:وقتی که یک شخصیتی داشته باشم بین راه الف و راه ب مردد باشد،دو راهی خیر و شر،دو راهی خوب و بد،دو راهی ظلمات و نورانیت وهر دو راهی ارزشی که شما در نظرتان هست شما احساس می کنید که وارد یک درام شده اید حالا میتوانید این درام برایتان تعلیق ،کشش داشته باشد وبرویم جلو.درچه زمانی من می تونم این شخصیتم رو توی این درام بسازمش؟من به نظرم میاد فقط وقتی که روی اون شخصیت اشراف داشته باشم. این یک امر کاملا انفوسی است مثل نوشتن درام ،مجبور هست نسبت به شخصیت هایش تسلط داشته باشد،یعنی اگر من شخصیتی را بسازم که نسبت به آن تسلط نداشته باشم نمی توانم در دو راهی ان را تصویرش بکنم این دو راهی چیز مهمیست من باید بتوانم خودم را جای این شخصیت قرار بدهم...

من یک جایی خیلی بالا دارم و یک جایی خیلی پایین یقین داشته باشید که من تا به حال شخصیتی را نتوانستم خلق کنم که خارج از این طیف باشد یعنی از ان بد،بده ی من،بدتر نمی تونم خلق کنم و از اون خوبه،خوبه ی من،خوبتر نمی توانم خلق کنم.اگرمن امدم وارد دو راهی و چیزی رو خلق کردم که مرتبط با جان من است،مرتبط با یکی از مراتب نفسانی من هست . عده ی زیادی به این حرف معتقد نیستند.اگر به این حرف معتقد شدید به گمان مثل منی اصلا نوشتن قصه ی معصومین ممکن نیست قصه ی معصومین به شکلی که،معصوم شخصیت دراماتیک قصه باشد،به گمان من کار خیلی عجیب و غریبی است. اگر خواستم بگویم ذات مقدس معصوم(ص)اینجا قرار گرفت،چرا راه الف رو انتخاب کرد و راه ب رو انتخاب نکرد من در این اشرافی ندارم.این رو باید بپذیرم که اشراف ندارم،چون او انسان کامل اسوه ی من است و من می خواهم برم به ان سمتی که معلوم نیست من بتونم کاملا راجع به این موضوع خیلی با اعتماد به نفس کامل اظهار نظر کنم.یکی از خطراتی که در حقیقت داستان های گونه ی مذهبی ما را به شدت تحدید می کند وقتی که نویسنده ی هنرمند (خالق درام) شخصیت اول درام را،شخصیت یک معصوم قرار میدهد،من اینرا متوجه نمی شوم..

هیچ وقت من از خودم بهتر نمی تونم بنویسم.اگر دیدی که من خیلی زور می زنم که بهتر از خودم بنویسم،بدونید دارم ادا در می آرم،کار مصنوعی می کنم.این کار دیگر هنر نیست تصنع است که قبل از اینکه من نویسنده بفهمم مخاطب حتما متوجه میشود اگر کسی امد به من گفت چه بنویس و قسمت غیر درونی شده من را خواست آیین نامه ،الگو بذارد،من رعایت بکنم این شخصیت دل نشین نیست،چون از جان من برنخاست اگر گفتید که معصوم(ص)اینجا چیکار می کند من می توانم روایت داستانی ازش بنویسم،می توانم کاملا صحنه پردازی کنم.ولی درون گرایی از اون شخصیت نمی توانم بکنم.برای اینکه به ان شخصیت اشراف ندارم. این کاری که متاسفانه آثار ظاهرگرا بعد از انقلاب اسلامی دارند انجام می دهند هیچ ظاهر معنوی ندارند.آخر کار من می خواهم بگم که کار آیین نامه ای برای شکل گیری هنر دینی به هیچ عنوان فایده ندارد و در مقام نقد هم اصول ظاهری که بشه برایش پیدا کرد تا بگویم این موضوع اگر در قصه گفته شد،حتما به این صورت راه می ریم.روشن است که هر علمی اصولی دارد هر هنری اصولی دارد اما اینکه هنرمند وعالم در حین خلق دانش تجربی چه قدر دارد به اصول پایبندی می کند و چقدر دارد روی خلاقیتش کار می کند.این نسبت باید در ان تفکری که باشد،متاسفانه وجود ندارد. هنر آیین نامه ای جز دوگانه هایی ست که معمولا راه در رفتن از ان را همه خیلی زود بلد می شوند.

هرچقدر که ما دزد های بهتری داشته باشیم دزدگیر های بهتری می سازیم.پس دزد و دزد گیر همزمان دارند خیلی خوب رشد می کنند.هر آیین نامه ای و هنرمند آیین نامه ای خیلی راحت با هم رشد می کنند.در یکی از ادوار فعلی صدا و سیما امد برای تهیه کنندگان محترم تلوزیون یک آیین نامه ی صد بندی درست کردند و گفتنند مثلا یک پنج بند اصولی که شهید مطهری برای هنر برشمردند و از فلانی و فلانی چند بندی رو اضافه کردند به شهید آوینی که رسیدن،دو سه بندی هم از اون گذاشت شد صد بند و به تهیه گنندگان داد،شد دو برگ،که آنها باید می خواندند و بر اساس ان پایه فیلم را تهیه می کردند. فقط کافی ست که بخواهیم سر یکی رو گول بمالیم،این خیلی کار راحتی است.اما کار ادبیات چیه؟کار ادبیات این است که مخاطب را از یک نقطه ای به یک نقطه ی دیگه ای ببرد،که این کار خیلی سخت است ولو اینکه فاصله اش هم خیلی کوچک باشد.
.اینکه ما زود بگوییم این هنر،هنر اسلامی ،هنر ایرانی یا هنر متعالی است،نه ما فعلا داریم به این سمت می رویم این مهمترین وظیفه ی یک هنرمنده

اصلی برای رمان نویسی در غرب وجود دارد این اصل را بیاوریمش اینجا،می گوید که اولش باید اینجوری باشد ما میگوییم نه اولش باید با بسم الله شروع باشد..ما امروز میگوییم این هنر در عالم وجود دارد.حالا میاییم این هنر رو برسی می کنیم،می بینیم ازآن پنجاه تا اصل برای رمان غربی پیدا می کنیم.بزرگترین اشتباه ما این است که برای رمان نویسی،اول برویم این پنجاه تا اصل را شروع کنیم روی آن ها کار کردن،اشتباه بزرگترمان است که بیایم این پنجاه را اسلامی و دوباره نویسی کنیم . هنر متعالی شکل نمی گیرد مگر وقتی که انسان متعالی علاقمند موضوعی بشود ،یعنی هنرمند متعالی بوجود بیاید. اگر خواستید راجع به امام حسین(ع) بنویسید چاره ای ندارید که برید توی یک هیئت و خودتون رو پیدا کنید.این فقط مختص هنر ما نیست.از جمله ی کارهایی که جز ژانر مذهبی و جز هنر متعالی هست،فیلمی است غربی به نام قدیس ترز. کسی که به این منتقد بود می نوشت که عاقبت قدیس ترز خود آلن هاوالیه ( کار گردان فیلم) بود.امروز که ما این فیلم رو می بینیم یک حس خدا باورانه ای به ما دست می دهد.ن. بعد توضیح داده کل فرایند قدیس ترز شدن حدود سه سال است برای اینکه این دختر وارد سومعه می شود و دچار مریضی سل می شود و چون در آن زمان مریضی سل شیوع پیدا کرده بود شروع کرد به همگنان خودش کمک کردن و به اون مقام بالا می رسد. ،اما کارگردان پانزده سال روی این سوژه کار کرد. . خیلی از ادبیات داستانی ما بعد از اینکه سال ها ازش می گذره تازه می شه راجعبهش صحبت کرد.کاری که منتقدان تنبل که شناخت و معرفت درستی نسبت به کار ندارن اینکه پنج شش سال صبر می کنن،اگر کاری هنوز خواندنی بود می فهمن این کار خوب بوده و گول نخورده و شروع می کنند راجع‌بهش نوشتن. این قسمت ازهنر از نظر من باید وصل بشه به اون قسمتی که از عالم بالا ست،و اون چیزی که بالا ست اسما الهیه.شما باید به یکی از اسما وصل بشوید،حالا یا اینوری یا اونوری خیلی فرق نمی کنه در مانایی و ماندگاری،بالا خره باید شما وصل بشوید.

کسانی که سعی می کنند یک تصویر درخشان رو و یک موقعیت خوب رو درست کنند،می بینید که این کار ها خیلی مورد توجه است،ولی وقتی می بینید که زمان می گذرد می بینیم که هیچ کدام اینها نیست.بعد هم وقتی به این قائل شدیم اون وقت باید بگردیم در هر اثری علائم ماندگاریش رو پیدا بکنیم.حتما چاره ای نداریم جز اینکه به یکی از اسما الله وصلش بکنیم و یا به یک چیزهایی که خیلی مهم هست وصلش بکنیم،اصلا شاید حتی اون کار گردان روزی روزگاری بدون باور دقیق وآگاه این موضوع رو درک کرده باشه با عمق جا وچیزی برای ما بسازد که امروز خواندنی باشد،دیدنی باشه.بسیاری از هنرها همین گونه ماندنی شدند و هنر اینکه ما خواستیم نقد کنیم یک هنری رو با همین نگاه،بهش نگاه کنیم.ببینیم اول چرا ماندنی شده،اگر دلیلی برای ماندگاریش پیدا کردیم اون وقت بیایم راجع به ان حرف زدن.اینکه خیلی من راحت اثری رو که خلاف نظر من هست،مثلا درادبیات اثری رو نمی پسندم شروع کنم به آن بد و بی راه گفتن،این خیلی ظلم بزرگیست.از مولا و سرورمون امیرالمومنین بیاموزیم که وقتی خواست اون شاعر رو نقد کند،نفرمودند او گمراهِ،فرمودند پادشاه گمراهان است.دست کم پادشاهی اون شاعر رو پذیرفت یعنی اگر چه ذم او را خواست بگوید جایگاه ان را در عرصه ی هنر نگاه کرد.

خیلی از چیز هایی که ما امروز به آن نگاه نمی کنیم همین جور چیز هاست. هر اثری که مانده حتما رنگ و بوی الاهی دارد حالا اگر هم گفتید ضد الاهیه زیاد فرق نمی کند.حتی اگر هم اون دشمن باشد به یکی ازاسما الهی منفی طیف پایین چنگ زده است.ماندگاری چنین کار هایی دلیل دارد،بگردیم دنبال ماندگاری ها.فکر نکنیم ماندگاری برای یک اثری همینجوری پیش میاید.امروز بعضی ها رو دیدم که یک فیلم پر فروش بسیار بد رو می خواهد مثلا با قیصر کیمیایی مقایسه کند.در قیصر کیمیایی هیچ ظاهر دینی وجود ندارد،ولی به گمان من حتما می توانید به یکی از اسما الهی وصلش کنید.من یک روزی به آقای کیمیایی گفتم اگر من قرار باشه بگم (انی سلمن لمن سالمکم و حرب اللمن حاربکم )را فیلم بسازم قطعا وارد فضا های فیلم تو می شدم.وکیمیایی چی کار می کند؟برای ما یک شبکه دوستان را میاید طرح می کند و می گوید یک شبکه ی دوستانه به چه شکل صورت می گیرد واین شبکه چه جوری بزرگ می شود و دشمناش را چه جور دفع می کند و این شبکه تبدیل به یک اعتقاد ومکتب و به یک نگاه می شود.این اصل روشن است ان بنده ی خدا ممکن موقع نوشتن به این موضوع فکر نکرده باشد اما می شه اینرا به او زود وصل کرد وبگویم این فیلم ماندگاراست به این دلیل.

امروز می شود به راحتی در شعر فروغ فرخ زاد نقد دینی کرد.خیلی ظلم است که ما ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد را نشینیم نقد دینی کنیم و به راحتی بگوییم فروغ یک شخصیت منفور وخیلی بدی داشت وداوری هم می کنیم که جای آن در قعر جهنم است،اولا این داوری اصلا کار ما نیست ولی اکر این شعر ماند باید بتونیم راجع آن حرف بزنیم.ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد به نظر من یکی از مومنانه ترین شعر هایی است که سروده شده،هرمان ایمان را دارد نشان می دهد،کسی که از ایمان جدا شده دارد می گوید که ایمان چه جای بالایی بود که من از ان رها شدم.نقد های خیلی خوبی هست که ما متاسفانه در فضای رسانه کمتر روش کار کردیم.شعرهای دوران آخر فروغ به گمان من شعرهای عمیقا ایمان باوراست یا عمیقا کفر باور است،این دو تا خیلی فرق نمی کند هر دوتا ماندگارند.برای اینکه اگر خواست عمق کفر باوری رو نشان بدهد مدح ایمان می کند،چاره ای ندارد. وقتی داریم ایمان می آوریم به آغاز فصل سبزورومی گوید ،دارد به ما نشان می دهد که کفر چقدر بدِ است بنابر این دارد مدح ایمان می کند.این چیزی که ما داریم در شعر فروغ می بینیم،ستاره ها در شعرش متعالی ترین نشانه های ایمانند.روزگاری که این ها براش می شکند از ستاره های مقوایی در شعرش حرف می زند (ستاره ها کاغذی)شما این ها رو بخونید ببینید چقدر می شود از اینها برداشت دینی کرد. هر آثار ماندگاری را شما وظیفه دارید وصلش کنید به دین،یا قسمت کفرش یا قسمت ایمانش ویادمان باشد مطاع کفر و دین بی مشتری نیست.

سید غلامحسن خاکزاد شاهاندشتی

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
کپچا تصویری
کارکترهایی که در تصویر نمایش داده میشوند را وارد کنید