تقدیم به با معرفت‌های عالم (4)

181.jpgخوشا به حال اون كه تو محله‌ش
هواي عاشقي زده به كلّه‌ش

كسي كه قلبش اتصالي داره
مي‌دونه عاشقي چه حالي داره

با اين كه سخته، باز دلنشينه
«تپش، تپش، واي‌از تپش» همينه

ردّ وبدل كه شد نگاه اول
بيرون مياد از سينه، آه اول

دل مي‌گه –هرچی بش بگي- فوتينا
خواب و خوراك و زندگي، فوتينا

عاشق شدن شيدايي داره والا
«خاطرخواهي رسوايي داره» والا

وقتي طرف توكوچه پيدا مي‌شه
توي دلت يه باره غوغا مي‌شه

آرزوهات خيلي دورَن انگاري
توي دلت، رخت مي‌شورن انگاري

صداي قلبت اون قدر بلنده
كه دلبرت مي‌شنوه و مي‌خنده

دين و مَرام و اعتقادت مي‌ره
اون كه مي‌خواستي بگي، يادت مي‌ره

مي‌خواي بگي: «فدات بشم الهي»
مي‌گي كه: «خيلي مونده تا سه‌راهي؟»

مي‌خواي بگي: «عاشقتم عزيزم»
مي‌گي كه: «من عاعاعاعا، چي‌چيزم!»

مي‌خواي بگي: «بیام به خواستگاري؟»
مي‌گي: «هواي خوبي داره ساري»

كوزهٔ ضربه ديده بي‌تَرك نيست
حال طرف هم از تو بهترك نيست

مي‌خواد بگه: «برات مي‌ميرم اصغر!»
مي‌گه: «تمنا مي‌كنم برادر!»

مي‌خواد بگه: «بیا به خواستگاريم»
مي‌گه كه: «ما پلاك شصت وچاريم»

اول عشق و عاشقي نگاهه
نگاه، مثل آبِ زيركاهه

بين شماها عشقو مي‌شه فهميد
از تونگاها، عشقو مي‌شه‌ فهميد

عشق، اخوي، آتيش زيرديگه
نگاه آدم كه دروغ نمي‌گه

نگاه مي‌گه: «عاشقتم به مولا
به قلب من خوش‌اومدي، ‌بفرما»

ابوالفضل زرویی نصرآباد

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
کپچا تصویری
کارکترهایی که در تصویر نمایش داده میشوند را وارد کنید