بيگانه هراسی سینمایی غرب

1287.jpgبیگانه‌هراسی (در انگلیسی:Xenophobia) عبارت است از هراس نامعقول از بیگانگان، به حدی که به صورت یک رفتار غیرعادی و بیمارگونه در آید. بیگانه‌هراسی در میان مللی که به طور عمده مهاجرپذیر بوده‌اند گاه مورد بهره‌برداری‌های سیاسی در راستای جذب آرای عمومی نیز قرار می‌گیرد، در این میان احزاب رادیکال، پسا فاشیست، راست افراطی و ملی‌گرا بیشترین بهره را از ترویج آن می‌برند. گسترش بیگانه‌هراسی در یک جامعه گروه‌های عمدتاً مهاجر و اقلیت اجتماعی یا مذهبی را در معرض انواع تبعیض‌ها و ناملایمات قرار می‌دهد، برای مثال مطابق گزارش مرکز اروپایی نظارت بر بیگانه هراسی و نژادپرستی، اقلیت مسلمان در این قاره با تبعیض در زمینه‌های شغلی، آموزشی و مسکن رو به رو هستند.
دیگری‌هراسی یکی از سیاست‌های رسانه‌ای غرب در دو قرن اخیر است. در این جریان بسیار هزینه کرده است.
غرب در برنامه سلطه گری سرمایه داری خویش سعی در تخریب رسانه ای کشورها و جریانات مقابل خود دارد
این مجموعه فریب‌کاری مدت‌هاست که در دستور کاری سینمای غرب قرار گرفته است دیگری‌هراسی یک جنگ فرهنگی تمام عیار است است که می‌تواند زمینه‌ساز جنگ نظامی باشد یا این‌که به دنبال جنگ نظامی علیه دیگران به وجود بیاید تا بتوان به‌وسیله این رسانه تجاوز و حمله خویش را توجیه کند. بیگانه‌‌هراسی در فضای رسانه بسیار حائز اهمیت است تا آنجا که اگر موضوع تولید با محوریت دیگرهراسی و بیگانه‌هراسی باشد، پنتاگون بخش اعظمی از بودجه فیلم را تأمین می‌کند فیلم‌های موافق جتگ و یا ضد جنگ همه در همین راستا ساخته شده‌اند. مخاطب بعد از گذشت سال‌ها دیگر با این ادبیات همذات پنداری می‌کند و آن را می‌پذیرد و این همان کارکرد رسانه است ایجاد باور و تقویت باورپذیری آن و در آخر بهره‌برداری از این پروژه.
در سینمای هالیوود می توان این دیگر هراسی را در ادوار مختلف سینمایی مشاهده و شناسایی کرد برای این هراس، مهاجمی وجود دارد به نام شر (شرور) که گاه به فراخور زمان و شرایط خاص سیاسی از کالبدی به کالبد دیگر می‌رود و شر می‌آفریند و امنیت و آرامش غرب را به هم می‌ریزد و در مقابل آن منجی غربی سعی در خاموش کردن این آتش دارد در سال‌های متمادی بنا بر مصالحی اصل این شر باقی مانده است اما مصادیق آن تغییر کرده است بنابر این در دسته بندی می‌توان شرور فراوانی را دریابیم اما ما اصلی‌ترین آن شرور سینمایی را که غرب سال‌ها از آن می‌هراسد را ذکر می‌کنیم:
دسته بندی شرور در سینمای هالیوود:
1. در اوایل تشکیل سینما بنابر دیدگاه کلیسای مسیحی که معتقد بود یک یهودی ، مسیح (ع) را کشته است در این هنگام یهود مظهر شر شد و به نام موش کثیف خوانده شد فیلم های فراوانی در این جهت ساخنه شد سینما ، شر را مجموعه ای از یک مثلث شیطانی می دانست این مثلث شیطانی شامل یهود، یهودا، شیطان بود که بسیار مورد لعن مسیحیان در فیلم‌هایشان قرار گرفت و خود بازار خوبی برای نشان دادن یهودیان شد مثل فیلم مصایب مسیح، فيلم تعصب.
2. اما در ایام جنگ جهانی سینما مورد جدید خود را پیدا کرد نازیسم نام غول شرور تازه واردی بود که مثلث شیطانی را شکل می‌داد مجموعه‌ای از نازیسم، فاشیسم، شیطان نمادهای ایشان در آثارشان شد پرو پاگاندای سینمایی علیه حکومت رایش سوم شکل گرفت هیتلریسم و نازیسم چهره پلید وکریهشان موجب شد تا غرب بتواند سوژه تازه خود را پیدا کند فیلم های فراوانی چون فیلم فهرست شیندلر، دیکتاتور بزرگ، کتاب سیاه ساخته شد.
هالیوود بیگانه‌هراس:
در اوایل دهه دوم قرن بیستم که هجمه سینمایی آغز به کار کرد شرکت بزرگ هالییود توسط شش استودیوی یهودی «برادران وارنر»، «متروگلدن مایر»، «یونیور سال»، «پارامونت»،«کلمیبا» و «فوکس قرن بیستم»، در حومة شهر لس آنجلس شکل گرفت از آن تاریخ تا کنون، سینمای هالیوود، به ابزاری قوی و جهان شمول تبدیل شد که با هدایت تهیه کنندگان و برنامه‌ریزان یهودی، سوژه‌های مورد نظر خود را انتخاب می‌کرد و آگاهانه آن‌ها را بارور کرده و به فیلم تبدیل می‌کرد و تأثیرات خود را می‌گذاشت.
بهانة یهودیان که تا آن زمان مظلوم نمایی جهانی مطرح شده بود در میان کشتار نازیسیم جان تازه‌ای گرفت خود و تفکر را سال‌ها بر جهانیان تحمیل کرد و با تبلیغات رسانه‌ای وسیله هالیوودی مطامع پلید سیاسی خود را پیش بردند که اشغال فلسطین یکی از همین برنامه‌هاست.
3. اما در سال‌های جنگ سرد، کشورهای کمونیست محور مصادیق شر قرار گرفت مثلثی که دارای اجزایی چون شوروی، چین، شیطان بود. آثاری که چشم بادامی‌ها و زردپوستان را مرکز فتنه می‌دانستند در دوره‌ای که هنوز آمریکا سرگرم جدالی سرد با ابر قدرت شرق بود مثل فیلم وقتی ما سرباز بودیم، مردی روی طناب بندبازی ساخته شد در این جنگ سرد غرب به دنبال اهداف اصلی خود بود.
جنگ سرد حالتي از بحران‌هاي بين‌المللي است كه در پايين‌ترين درجه‌ طيف مخاصمات واقع مي‌گردد و طي آن اقدام سياسي، اقتصادي، اجتماعي، رواني، فناوري و نظامي به غير از جنگ مسلحانه، براي دستيابي به مقاصد امنيت ملي به گونه‌اي هماهنگ اجرا مي‌شود.
بر اين اساس، كميته‌اي با عنوان كميته‌ي خطر جاري2 براي مهار و تغيير رفتار و ساختار شوروي سابق و بلوك شرق تشكيل شد. اعضاي اين كميته را گروهي از سناتورهاي امريكايي، مسئولان ارشد وزارت خارجه، گروهي از مسئولان و مديران با سابقه‌ سيا و پنتاگون، اساتيد برجسته علوم سياسي و عده‌اي از استراتژيست‌هاي مؤسسه مطالعاتي امريكن اينترپرايز تشكيل مي‌دادند.
الف. تغيير نگرش مردم و جابجايي افكارعمومي از طريق جنگ تبليغاتي و رسانه‌اي (جنگ رواني)
ب. مهار قدرت نرم و نفوذ ايدئولوژيك شوروي سابق، به‌ويژه در كشورهاي جهان سوم.
. هدايت‌گران پروژه‌ فروپاشي شوروي براي مهار نفوذ و قدرت نرم اين كشور و تغيير نگرش مردم و جابه‌جايي افكارعمومي، جنگ نرم را عليه اتحاد جماهير شوروي سابق و بلوك شرق به راه انداختند.
آمريكايي‌ها براي بي‌هويت كردن نخبگان كشور رقيب و تزريق و القاء بي‌حسي به كالبد و ذهن توده‌ها، با بهره‌گيري از ابزارهاي رسانه‌اي، جنگ رواني استراتژيك را در تمامي ابعاد نرم‌افزاري وسعت دادند.
همچنين سازمان‌هاي اطلاعاتي امريكا با جذب، تربيت و هدايت عده‌اي از نخبگان سياسي، اقتصادي، امنيتي و فرهنگي (روزنامه‌نگاران، هنرمندان، نويسندگان، فيلم‌سازان و...) در واقع يك جريان همسو با هنجارهاي خود را در بلوك شرق و شوروي سابق ساماندهي كردند.
در اين راستا نيكسون، رئيس‌جمهور اسبق امريكا در اظهاراتي كه مؤيد روند ياد شده بود، تصريح كرد:
«ما در رقابت با شوروي، بايد در دو جنبه پيروز شويم اقتصاد و ايدئولوژي.3
4. در مرحله آخر وقتی غرب با تضعیف شوروی و پایان جنگ سرد رو به رو شد به فکر تاسیس دشمن جدید جدید شد و بر همین اساس دشمن جدیدی شکل گرفت اسلام مقصد غرب و و برنامه آن جا در سینمای غرب مشاهده شد که پیروزی جمهوری اسلامی ایجاد شد سینمای غرب آمریکایی گاه اسلام را با روسیه در می‌انداخت و گاه اروپا را در گیر می‌کرد اما در آخر خود وارد عمل شد و آمریکا شمشیر را از رو بست، مثلث شیطانی شامل روسیه، مسلمانان، شیطان شد رسانه‌های دیداری و شنیداری امریکا دست به کار شد شبکه‌های خبری و پروژه‌های بزرگ سینمایی مانند salt ، Traitor Kingdom؛ Rendition‎ ، فیلم فرانتیک شکل گرفت و تقریبا برای بیشتر کشورهای هدف فیلم ساخته شد برای ایران فیلم بدون دخترم هرگز، برای افغانستان فیلم شن قرمز، برای عراق فیلم قفسه درد و منطقه سبز، برای لبنان فیلم لبنان، برای فلسطین فیلن امگا کد 2، برای مصر فیلم اجرا ساخته شد که انها تنها مواردی از این هجمه بزرگ تبلیغاتی بود که مردم کشورهای مختلف را از مشکلی بزرگ به نام اسلام آگاه می‌کرد و سعی می کرد دنیا را علیه اسلام بسیج کند
و برنامه به طور مشخص اسلام هراسی، ایران هراسی، شیعه‌هراسی شد جریان محوری که این سال‌های غرب بر روی آن تمرکز کرده و از مهم‌ترین گزینه های استراتژیک به شمار می‌رود و در نتیجه نیز جوامع جهانی را تحت تأثیر خود قرار داده است این حمله گسترده و همه جانبه به آن جا کشیده شده است در بسیاری مواقع برای خرابکاری‌ها نیز از پیش اسلام را نشانه می‌گیرند به طور مثال در رسانه اعلام شد که در 22 جولای 2011، فردی یک بمب را در یک ساختمان دولتی اسلو کار گذاشت که طی آن هشت تن کشته شدند. چند ساعت بعد از این انفجار، او 68 تن دیگر را که عمدتاً نوجوان بودند، در اردوگاه جوانان حزب کارگر واقع در جزیره یوتویای نروژ کشت. ظهر آن روز صاحب‎نظران این قتل عام را بزرگ‎ترین کشتار در تاریخ نروژ از جنگ جهانی دوم به این‎سو برآورد کردند. برخی از رسانه‎‎های اصلی از جمله نیویورک تایمز، واشنگتن پست و آتلانتیک در خصوص انگیزه‎‎های گروه‎‎های جهادی برای انجام این کار و ارتباط القاعده در پشت سر این حمله اظهارنظر کردند. اما صبح روز بعد این موضوع روشن شد که مهاجم یک فرد 32 ساله سفید پوست، با مو‎های بلوند و چشمان آبی با نام نروژی «آندرس بریویک» بوده است. او مسلمان نبود بلکه خود را یک مسیحی محافظه‎کار معرفی کرد.
طبق اظهارات وکیل وی، بریویک مسئولیت این اقدام را که خود آن را «وحشتناک اما ضروری» توصیف کرد، بر عهده گرفت. در 26 جولای، بریویک به دادگاه گفت که این اقدام برای حفاظت از اروپا در برابر مارکسیسم و مسلمان‎سازی ضروری بود. سایت ها و شبکه های مجازی مدام در حال الق وحشت به مخاطبین خویشند
برای اینکه دقیق به این واقعیت دست یابیم با مراجعه به برخی ‌سایت‌های مشهور سیاسی از جمله سایت (document.no) می‌بینیم که خودشان اذعان می‌کنند که از نظر ما فرقی بین مسلمانان، نازی‌ها و مارکسیست‌ها وجود ندارد.
پروپاگاندای غرب:
1. اما غرب چرا این گونه می نگرد آیا به غیر این است که سعی دارد با تیلیغات بزرگ رسانه‌ای جنگهای خوبش را سامان بخشد فیلم هایی که در ان به جنگهای ویتنام و ژاپن پرداخته شد و تا سال ها بر این طبل می‌کوبید رسانه بزرگی به نام هالیوود دومین صنعت درامد‌زای آمریکا شد و تولید و فروش سلاح را ترویج و تقویت کرد.
مؤسسه بین‌المللی تحقیقات صلح استکهلم اعلام کرده درسال 2010 در جهان رقم بی سابقه 1464 میلیارد دلار در بخش نظامی هزینه شده است. بودجه نظامی آمریکا در سال 2011، 692 میلیارد دلار بوده که از این لحاظ تقریباً نیمی از کل هزینه نظامی جهان را به خود اختصاص داده است
2. باید دانست که اولین تجارت آمریکا تولید و فروش سلاح است. از ورای همین هراس‌ها فضای هراس‌های بزرگی مانند قالب ژاپن‌هراسی، کره‌هراسی، افغان‌هراسی و ایران‌هراسی موجب افزایش رونق و فروش تسلیحات ایشان شده است
برخی کشورهای غربی از تهدید "تروریسم" به عنوان بهانه‌ای برای توسعه نظامی‌گری خود استفاده می‌کنند و دست به انجام پروژه‌هایی نظیر بیگانه‌هراسی، دشمن‌سازی، اسلام‌هراسی، مبارزه با افراط‌گری و شبه‌نظامی‌گری برای توجیه توسعه‌طلبی نظامی خود می‌زنند.
کشورهای جهان باید برای شهروندان خود خوراک، مسکن، کار، امکانات آموزشی و بهداشتی فراهم سازند اما نظامی‌گری بخش بزرگی از منابع آنها را به‏ خود اختصاص می‏دهد.
در سال‌های اخیر افزایش توجه دولت‌ها به ارتش و صرف بودجه‌های نجومی برای تقویت آن باعث بی‌اعتنایی به مشکلات اجتماعی شده و به جای آنکه بودجه دولت‌ها صرف مبارزه با فقر، افزایش رفاه شهروندان و رفع معضلات اجتماعی شود، تعداد تانک‌ها، نفربرها، جت‌ها، ناوها و موشک‌ها افزایش یافته است.
فاجعة عظیمی که دولت آمریکا و با دستور مستقیم رئیس‌جمهور وقت یعنی «ترومن» در اوت ۱۹۴۵ و در دو شهر هیروشیما و ناکازاکی به بار آورد، به دنبال ژاپن‌هراسی و با تخریب فراگیر ژاپن در بین دو جنگ جهانی اول و دوم بود. در این فاجعه آمریکایی‌ها دو بمب اتمی را بر سر مردم ژاپن فروریختند و بیش از ۲۲۰ هزار نفر را قتل عام کردند.
دشمن‌شناسی غیر از بیگانه‌هراسی است:
گاه دشمن‌شناسی را با واژه دیگر‌هراسی اشتباه می شود اما بین این دو رابطه عموم و خصوص مطلق بر قرار است یعنی دشمن‌شناسی و دشمن‌هراسی کاری بس معقول است که منجر به بینش و آگاهی می‌شود و جامعه ای را از وجود دشمنان واقعی خود آگاه می‌کند و در پروژه بیگانه هراسی یک مجموعه عامی است که هر کسی می‌تواند از این جریان کلی استفاده فراوان کند و به نفع خود برداشت کند.
دشمن واقعی چهره ای در خارج دارد که نمایاندن آن برای مردم لازم است و باید راهکارهای مناسبی حتی رسانه‌ای در جهت مقابله آن طراحی کرد ایران برای همین دشمن‌شناسی تلاش هایی نموده است اما تهاجم رسانه ای امریکا به شدت جوامع جهانی را تحت تأثیر قرار داده است

پي‌نوشت‌ها:
1. آلن وود، «جنگجوی جنگ سرد». در استالین و استالینیسم. ترجمهٔ محمد رفیعی مهرآبادی. چاپ اول. تهران: انتشارات خجسته، ۱۳۸۱. ۱۰۳.
2. «چهرة جدیدی از فاشیسم»، باشگاه اندیشه.
3. «بیگانه‌هراسی و نژادپرستی گریبان اروپا را در هم فشرده است»، وب‌گاه آفتاب.
4. مثل فیلم اینک آخرالزمان (الیور استون).
5. کارگردان میل گیبسون.
6. کارگردان گريفيث.
7. کارگردان استیون اسپیلبرگ.
8. کارگردان چارلی چاپلین.
9. کارگردان پل فرهوفن.
10. کارگردان رندال والاس.
11. کارگردان الیا کازن.
.Cold War12
13. کارگردان فیلیپ نویس.
14.. کارگردان جفری ناچمانوف.
15. کارگردان ریدلی اسکات.
16. کارگردان گوین هود.
17. کارگردان رومن پولانسکی.

سیدغلامحسن خاکزاد شاهاندشتی

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
کپچا تصویری
کارکترهایی که در تصویر نمایش داده میشوند را وارد کنید