بهاریه

1154.jpgدر استقبال از بیت «صبا که خنده‌زنان صبح روز عید رسد/ پیامکی است که از جانب سعید رسد» از خود شاعر!

نگار سروقدم منتظر که عید رسد
و من چو بید که هنگامه خرید رسد

ز صفرهای اتیکت دو تا ندیدم، وای
چه رنج‌ها که مرا زین خطای دید رسد

«وظیفه گر برسد مصرفش گل است و نبید»
ز قسط نوبت اگر بر گل و نبید رسد

خبر هنوز ندارم ز عیدی وزرا
که سال نو چقدر وعده و وعید رسد

ز معنی لغت عید گشته‌ام عاجز
بگو مدد ز لغت‌نامه عمید رسد

چه لذتی است ز سبزی‌پلو مرا شب عید؟
اگر نه بر سر آن ماهیِ سفید رسد

به وقت دید بسی خوردم و ندانستم
که یک‌دو روز دگر وقت بازدید رسد

به جان دوست که نقداً حساب من پاک است
مگر به داد من خسته سوبسید رسد

پسرعموی مرا لیک حالتی دگر است
که عید نزد جنابش به صد نوید رسد

دهد سفارش و با شوق منتظر باشد
که کیف و کفش عیالش ز مادرید رسد

چه ذوق‌ها پسرش را ست تا به سال جدید
برای موی سگش شامپویی جدید رسد

در این میانه دلم گفت: بس کن ای شاعر
ز سوز دل برهی چون نسیم عید رسد

چقدر دغدغه بیش و کم به سر داری
بهل که روزی‌ات آن‌سان که می‌رسید رسد

ز لطف و مرحمت حق امیدوار شود
به درگه کرمش هرکه ناامید رسد

امید دارم تا از کلیدسازی عرش
برای کار فروبسته‌ات کلید رسد

***

اطاله بس، که بهاریه‌ام به دست شما
خوش است در غزلی مختصر مفید رسد

غزل سرودم و لاغیر چون‌که ترسیدم
که چشم‌زخم به نیمایی و سپید رسد

خدا کند به دل دوستان در این ایام
طراوتی ز بهاریه سعید رسد

سعید سلیمان‌پور

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
کپچا تصویری
کارکترهایی که در تصویر نمایش داده میشوند را وارد کنید