بررسي يك فيلم تاثير گذار

1214.jpgپیانیست (pianist 2002)
کارگردان رومن پولانسکی تهیه‌کننده آلبرت س. رودی نویسنده ولادیسلاو اشپیلمن (کتاب) رونالد هاروود (فیلمنامه) بازیگران آدرین برودی

خانواده اشپیلمن خانواده خوشبختی بودند و در آغاز جنگ در امنیت بودند. واکنش اولیه آنها این بود: ما هیچ جا نمی‌رویم. حلقه نازیها روز به روز تنگ تر می‌شد ولی با این حال خانواده او از گزارش‌های مربوط به اعلام جنگ انگلستان و فرانسه علیه آلمان دلگرم می‌شدند و امیدراور بودند نازیها به زودی عقب رانده می‌شوند و زندگی به حالت عادی بر می‌گردد. اما چنین اتفاقی نمی‌افتد. یهودیان شهر مجبور به تسلیم دارایی هایشان و نقل مکان به منطقه‌ای که با دیوارهای آجری از بقیه شهر جدا شده می‌گردند. یک نیروی پلیس یهود (که برای اجرای قوانین نازیها فعالیت می‌کردند) به اشپیلمن پستی در این نیرو پیشنهاد می‌کند، اما او امتنا می‌کند، اما یک دوست خوب که به این نیرو پیوسته بعداً زندگی اشپیلمن را با بیرون کشیدن او از قطاری که عازم کمپ‌های مرگ است نجات می‌دهد.( اشتباه، همان افسر پلیس که در بالا ذکر شد با خارج کردن اشپیلمن از صف قطار او را از مرگ نجات میدهد. )

سپس فیلم داستانی بلند و باورنکردنی از چگونگی نجات اشپیلمن از جنگ با پنهان شدن در ورشو و کمک نیروی مقاومت لهستان روایت می‌کند. در طول فیلم چندین بار می‌شنویم که اشپیلمن به دیگران اطمینان می‌دهد که همه چیز به حالت اول باز می‌گردد، این ایمان و عقیده او بر پایه اطلاعات و یا خوش بینی او نیست، بلکه این اعتقاد از عشق او به موسیقی سرچشمه می‌گیرد و در تمام صحنه‌های فیلم مشهود است.

اشپیلمن برای مدتی امنیت دارد اما گرسنه، تنها، بیمار و وحشت زده‌است. پایان جنگ نزدیک است و شهر ویران شده، در یک صحنه اشپیلمن در میان ویرانه‌ها اتاقی پیدا می‌کند که یک پیانو به طور کنایه آمیزی در آن باقی مانده اما او دیگر شهامت نواختن ندارد. صحنه‌های پایانی فیلم شامل مواجه اشپیلمن با یک سروان آلمانی است که به طور اتفاقی محل اختفای او را پیدا کرده‌است. او به اشپیلمن کمک می‌کند نجات یابد اما بعد از جنگ خودش به کمک اشپیلمن نیاز پیدا می‌کند و اشپیلمن نمی‌تواند به موقع برسد.
این فیلم به کارگردانی رومن پلانسکی است و شرکت فینا گراف شرکت کاملا یهودی که در سال 1909 تاسیس شده و شروع به ساخت فیلم های صهیونیستی کرده است اين شركت تهیه کنندگی این فیلم را به عهده گرفته است.

در سال 1905 فیلم شبهای عربی و در سال 1921 فیلم شیخ ساخته شد در این فیلم ها زندگی اعراب مسلمان به گونه ای تحریف آمیز بیان شده است شاید بتوان گفت نخستین فیلم تبلیغی یهود ، فیلم آهنگ زندگی است که در دهه 30 ساخته شده است و در سال 1937 نیز فیلم شاه شاهان برای تبریه یهود برای مصلوب ساختن مسیح ساخته شد.
ادامه این روند در مجله cristian free news (اخبار مسیحی آزاد) را در بر داشت که در سال 1938 مقاله ای نوشت که صنعت فیلم سازی در امریکا کاملا یهودی است : اعترافات یک افسر نازی ، خداحافظ کلومبو ، راشل راشل ، سامسون دلیله ، از جمله فیلم هایی هستند که به حمایت یهودیان پرداخته است خروج (اکسدوس) 1150 به کارگردانی اوتو پریمنجر ساخته شد که به مسأله مهاجرت یهودیان به فلسطین و مقدمات تشکیل اسراییل را بازگو می کند نقطه قابل توجه این است که هالیوود تاکید دارد بعضی فیلم ها را مجدد بسازد مانند فیلم بن هور که تا کنون سه بار ساخته شده است در سال 1926 برای اولین بار و در سال 1959 برای بار دوم و در سال 1982 با بازی چارلتون هستون برای بار سوم ساخته شد.

در بعد جنگ جهانی دوم و اتمام ستمگری نازی ها و ضدیت با یهود ، موضوع خوبی برای تصویر کشیده شدن اماده شد یادداشت های آن فرانک ، کشتی احمق ها ، خبر چین ، ویترین ، پرونده اودیسه و پیانیست از این مجموعه اند این فیلم ها درباره حضور مستقیم یهودیان در هالیوود صحبت های فراوانی کرده اند.
اسپیلبرگ کارگردانی یهودی متعصبی است که در فیلم هایش عقاید خوبش را بروز می دهد ای تی ، دویل ، فهرست شیندلر از فيلم هاي او بشمار مي رود فیلم فهرست شیندلر اسپیلبرگ با فیلم بیا وینگو کالیمود دارای مناسبات فراوانی اند.

در مورد حضور یهودیان در هالیوود می توان گفت كه یکی از مفاهیم ادبیات یهود درباره موضوعی است که به نام یهود آواره ، که در داستان ها و ادبیات یهود تکرار می شود آوارگی یهودی یک حرکت کاملا سازماندهی شده توسط جنگی که علیه قومی به ظاهر شکل می گیرد و در اثر آن عده ای آواره می شوند و در جهان پخش می شوند و به کارشان ادامه می دهند این شگرد و سناریو و سیاست قوم یهود است که سال هاست بر روی ان برنامه ریزی كرده است.
ایشان از خودشان داستان هايی خلق کردند درباره کشته شدن یهودیان و در ادامه آوارگی آن ها توجیه می شود یهود دارای مظلومیتي مي شود که این خوراک اصلی رسانه ها شده است رسانه ای به نام سینما که این امکان را به خوبی برای جهانی کردن این گونه اندیشه ها در نظر گرفته است.

پیانیست داستان زندگی اش پیل من است که در بین سال های 1339 تا 1946 را به نمایش می کشد فیلم با بمباران ورشو پایتخت لهستان شروع می شود ولدی بر خلاف نظر خانواده اش به جایی نمی خواهد برود چون می داند سرنوشتی جز آوارگی در انتظار او نیست اعضای خانواده وی وقتی خبر ورود انگلیس و فانسه را می شنوند تصمیم خود را برای خروج از ورشو عوض می کنند و در ادامه با حضور نازی هیچ جایی برای یهود باقی نمی ماند ورود به رستوران ، پارک و مکان های عمومی دیگر ممنوع می شود و در حقیقت یهودیان از عامه مردم جدا می شوند این مساله با بستن علامت ستاره یهود به بازوان ان ها مشهورتر می شوند و حتی دیوار کشیدن پیرامون منطقه یهودی نشین اتهام آلمان ها را در مورد ستمگری بر یهود را پر رنگ تر می کند این اقدامات در سرتاسر فیلم شرم آور ذکر می شود برادر ولدی را می توان وجدان آگاه یهود دانست او از روحیه جهادی برخوردار است یعنی آن چیزی که یهودیان از آن بی بهره اند.

در ادامه فیلم به این نکته تاکید می شود که تقصیر یهودیان امریکاست که دیگر یهودیان در عذابند آن ها باید دولت را زیر فشار خود قرار دهند تا از آن ها در سرتاسر جهان دفاع کنند
نهایتا در سراسر فیلم خشونت ، نسل کشی نازی بر ضد یهود به شکل واضح و تاثیر گذاری مطرح می شود افسر نازی که در انتها به ولدی غذا و لباس می دهد تنها یک استثنا نشان می دهد استثنای که زود از محور داستان خارج می شود تا تاثیر ذهنی مخاطب تاثیر گذار نباشد
پیانیست تنها نقطه عطف برجسته رومن پلانسکی است او بیشتر در زمینه های سطحی و عاشقانه تجربه داشته است فیلم هاي او نمونه ای از این آثار است.
فیلم پیانیست که بر اساس کتاب ولادیس لاو اش بیل من نوشته شده است سه جایزه اسکار برای بازی آدریان ولادی و فیلم نامه ران هارود به خود اختصاص داده است همچنین نخل طلایی سال 2002 به پیانیست رسید.
رومن پلانسکی که یک هلندی است در کودکی شاهد جنایات نازی بود او با دیدن کتاب پیانیست اثر اش پل من ترغیب به ساخت فیلم او شد. پلانسکی می گوید :این داستانی است که سال های سال دنبال آن بودم.

• در پایان اولین اکران فیلم در ورشو که ۳۵۰۰ نفر حضور داشته‌اند و رییس جمهور و نخست‌وزیر لهستان هم در میان آنان بوده‌اند، به مدت ۲۰ دقیقه همه کف می‌زده‌اند.[نیازمند منبع]
• رومن پولانسکی کارگردان فیلم بعد از متهم شدن به تجاوز جنسی به یک دختر ۱۳ ساله و برای فرار از زندانی شدن، در سال ۱۹۷۸ از آمریکا خارج شد و از آن زمان تاکنون به آمریکا باز نگشته‌است. اسکار بهترین کارگردانی برای پیانیست را هریسون فورد از طرف او دریافت کرد و ۵ ماه بعد در فرانسه به وی تحویل داد.[۱]
• آدرین برودی برای هر چه بهتر به تصویر کشیدن زندگی کسی که تمام داشته‌هایش را از دست داده، در عرض ۶ هفته نزدیک به ۱۴ کیلوگرم وزن کم کرده‌است. وی در طول مدت ساخت فیلم بسیاری از دارایی‌ها و اموال شخصی خودش (شامل آپارتمان شخصی و ماشینش) را رها کرده و خود را از خانواده و دوستانش جدا نموده بود[۲].

پایه گذار فیلم ولا دسیلوا اش بیل من در 5 دسامبر 1911 متولد شد مطالعاتش را در هنرستان موسیقی لهستان زیز نظر نیکلافسکی ادامه داد و در ادامه در دانشکده هنر برلین نیز زیر نظر آرتور اشسینبل و کونسر به ادامه تحصیل پرداخت در سال 1935 وارد رادیو لهستان شد و به نواختن کوزیکال کلاسیک و جاز پرداخت در سال 1946 کتاب مرگ یک شهر در مورد زندگی خودش را نوشت که توسط دستگاه کمونیستی لهستان متوقف شد ولی در سال 1998 نسخه جدید این کتاب را با عنوان پیانیست منتشر کرد با ترجمه آنتیا بل از این کتاب تایمز و گاردین و اکولومیست این کتاب را کتاب سال معرفی کردند
فروش این کتاب در فرانسه سیصد و بیست هزار نسخه و در لهستان دوصید هزار نسخه بود ویلا دیسلاو اش پیل من در سن 88 سالگی در سال دو هزار مرد و حاصل کتاب خودش یعنی فیلم پیانیست را ندید
از جمله شرکت های صهیونیستی مانند پارامونت ، شرکت برادران وارنر ( سازندگان ماتریکس ) ، شرکت مترو گلدن مایر ، یونیور سال ، ART U و UNITED ARTIS را می توان نام برد.

سيدغلامحسن خاكزاد شاهاندشتي

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
کپچا تصویری
کارکترهایی که در تصویر نمایش داده میشوند را وارد کنید