اوشین

1478.jpgبه بابای تو لعنت می‌فرستم، بخت لاکردار
وگر پرسی: برای چی؟
یگانه پاسخت باشد: برای چی و زهر مار!
به بابای تو لعنت می‌فرستم، بخت لاکردار

***

بهاری دور...
در آن دوران که کوهان شتر، زین موتور بوده‌ست
همان روزی که بلبل، خل شد از رنگ و لعاب گل
اگر بابابزرگ بی‌عیال و پر ز احساسم
جوانمردانه تا ده، از سر چشمه
به جای کوزه «باجی»
یکی از کوزه‌های گنده «صغرابگم» را حمل می‌فرمود،
و فردایش برای خواستگاری خانه‌شان می‌رفت،
الاغ کدخداشان در به در می‌شد؟!
زمین و آسمان زیر و زبر می‌شد؟!
سرم را می‌زنم بر سینه دیوار
به بابای تو لعنت می‌فرستم بخت لاکردار

***

اگر «صغرابگم» مادربزرگ بنده می‌گردید،
تمام خاندان ما
چراغ جیب‌شان امروز روشن بود
و نانهاشان حسابی توی روغن بود
و من هم از سر ارث «ننه صغرا»
چنان فرزندِ فرزندش
-‌‌ که امضا، می‌زند انگشت
مسافر می‌کشیدم با مدل بالاترین ماشین
خودم را خوب می‌بستم
و می‌کردم ترقی بهتر از «اوشین»!(*)
که دستم بود توی ارز و پایم نیز در بازار
به بابای تو لعنت می‌فرستم بخت لاکردار

***

الا ای اشک، ای مشک، ای الک، ای زنجفیل
ای سنگ، ای قوطی
الا ای سرنوشت خنگ نالوطی
کنن من هستم و بر روی کوزه مدرک لیسانس
بخشکی شانس!

پاورقی:
*‌‌ «اوشین» نام یکی از افرادی است که نخست متعلق به قشر آسیب‌پذیر ژاپن بود، ولی در اثر خوردن هر روزة «برنج و تربچه» و پس‌انداز پولش، بدون کلاهبرداری توانست به مرفهی بی‌درد تبدیل شود!

گل آقا

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
کپچا تصویری
کارکترهایی که در تصویر نمایش داده میشوند را وارد کنید