افتاده!

3120.jpgتا سر پر شور ما از شور و شر افتاده است
شور و حالی بین جمعی بی هنر افتاده است

شاعری که مدح این و آن بگوید ، شک مکن
تا ابد از چشم هر صاحب نظر افتاده است

گر که آویزان شوند از او جماعت ، واضح است
هر درختی پر ثمرتر ، بیش تر افتاده است

تا قلم بر روی کاغذ می دهم جولان ، عجیب
موقعیت های برخی در خطر افتاده است

از حماقت های تعدادی سلاطین جهان
ملتی همواره توی دردسر افتاده است

هم خودی ها را بسوزاند! وَ هم غیر خودی
آتشی که در میان خشک و تر افتاده است

سرنوشت این بشر از خوش خیالی قرن هاست
دست مشتی حاکمان کور و کر افتاده است!

آن که دایم تیز می راند ، یقینا در مسیر
عاقبت یک روز می بینی دمر افتاده است

فین (۱) به آن حمام هایی که به جای آب خوش
داخلش انواع تیغ و نیشتر افتاده است!

بس که بار زندگی این روزها سنگین شده ست
تازگی ها مرد خانه از کمر افتاده است!

می نوازد گرم، با دست محبت ، هر کسی
بچه ی ما را که حالا بی پدر افتاده است

پی نوشت:
۱- فین= تخلیه محتویات بینی! با عرض پوزش البته

راشدانصاری

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
کپچا تصویری
کارکترهایی که در تصویر نمایش داده میشوند را وارد کنید