اعترافات بابک زنجانی

2482.jpgبرخی روزنامه ها و سایت ها هستند که دست اندرکارانشان همه جا دست دارند و دارای علم غیب هم هستند، در نتیجه ماورای دیوارها را هم می بینند و هر از گاهی از یک فردی که در زندان است نقل قول هایی مطرح می کنند که البته اکثرا موجبات خنده مرغ پخته را فراهم می کند. ما هم تصمیم گرفتیم برای این که بین سرداران قلم سری در بیاوریم، گوشه ای از برگه بازجویی یک متهم را افشا کنیم. این متهم، همان بابک زنجانی خوشتیپ خودمان است که از سینما و فوتبال گرفته تا صنعت هواپیمایی و توریسم و بانکداری و فروش نفت و قاچاق طلا و یحتمل واردات شیر مرغ و صادرات جان آدمیزاد دست دارد و آدم را یاد زبل خان می اندازد: "زبل خان اینجا، زبل اونجا، زبل خان همه جا..." جای شکرش باقی است که زنجانی الان در بازداشت است، وگرنه شخصا می ترسیدم در یخچال را باز کنم و زنجانی از آن بپرد بیرون. متن برگه بازجویی بابک زنجانی، آن طور که به دست ما رسیده، به شرح زیر است:

(در ابتدای صفحه جمله ای درباره لزوم حفظ صداقت ذکر شده است)

سئوال: آیا شما قبول دارید که دو میلیارد دلار حاصل از فروش نفت را به خزانه واریز نکرده اید؟

جواب: در واقع بنده خواستم این پول را به حساب دولت واریز کنم اما دیدم که این کار باعث می شود دولت به درآمد نفت وابسته شود. مگر نمی گویند هرچه بودجه دولت کم تر به نفت متکی باشد بهتر است؟

سئوال: درباره فعالیت های سینمایی تان توضیح دهید.

جواب: اول از همه این که من قصد نداشتم وارد سینما بشوم، اما ناخواسته من را به این راه کشیدند. حضور اول من در سینما مربوط به پشت صحنه فیلم " جدایی سعید از فاضل" بود که توسط آقای احمدی نژاد در مجلس اکران شد. البته چون حضور من در آن فیلم نامحسوس بود تصمیم گرفتم در فیلم "هیچ کجا هیچ کس" هم سرمایه گذاری کنم!

سئوال:آقای رضا ضراب، تاجر ایرانی الاصل که در ترکیه بازداشت شده، ادعا کرده شما رییس او هستید. در این باره چه توضیحی دارید؟

جواب: من اصلا آقای ضراب را نمی شناختم، فقط به من گفته بودند ایشان همسر یک خواننده زن معروف است. من نمی دانستم این قضیه چقدر صحت دارد، من سرباز این کشورم و ماهواره هم ندارم. از همسایه مان پرسیدم، گفت بله، درست است. من فقط یک بار آقای ضراب را دیدم، دستم را گذاشتم روی شانه اش و گفتم: ebru نوش جونت! اما شوهر اِبـرو، آبروی ما را برد.

سئوال: درباره فیلمی که از رقص شما در تاجیکستان منتشر شده چه توضیحی دارید؟ از هر اتهامی که بگذریم، این اتهام، اتهامی نابخشودنی است.

پاسخ: بله، تنها اتهامی که بنده آنرا قبول می کنم همین است. به خاطر این اشتباه مهلک و سنگین از پیشگاه ملت بزرگ ایران پوزش می طلبم. امیدوارم من را ببخشند. من تحت تاثیر تهاجم فرهنگی شخصی به نام محمد-خ که مجری مسابقات رقص است قرار گرفته بودم.

سئوال: در پایان اگر مسئله ای هست بنویسید.

پاسخ: مسئله خاصی نیست، فقط شومینه سلول بنده خوب نمی سوزد. اگر امکانش هست آن را درست کنید که شعله اش آبی بشود.

سامان فیروزی

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
کپچا تصویری
کارکترهایی که در تصویر نمایش داده میشوند را وارد کنید