از تشنگان خدمتم

2862.jpgمن هم اگر مدير شدم افتاده مي شوم
از بند تن رها شده آزاده مي شوم

ميز رياستي بدهندم اگر شبي
من هم رفيق سبحه و سجاده مي شوم

گردم اگر مدير دو تا تيم ورزشي
همراز توپ و همدم كباده مي شوم

هر جا خبر نگاري بپرسد چه مي كني
گويم براي نوكري آماده مي شوم

يك زنگ مذهبي بگذارم به گوشي ام
ايزد پرست و عاشق و دلداده مي شوم

يك شام توپ و چرب و چيلي مي زنم سپس
مهمان سفره اي كه بود ساده مي شوم

يك جاده هم نشانه كنم در جنوب شهر
گاهي پياده عازم آن جاده مي شوم

از تشنگان خدمتم، اي ميز من لذا
بر گردن تو يكسره قلاده مي شوم

دلبر اگر ميانه ي مردم ببيندم
خوابانده پلك و خادمي افتاده مي شوم

شب ها كه مي كند به دلم دلبري نظر
في الفور اسير جام مي و باده مي شوم

احمد آوازه

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
کپچا تصویری
کارکترهایی که در تصویر نمایش داده میشوند را وارد کنید