احساس مسئولیت

979.jpgگروهى از جوانان برنامه‏اى ريختند براى خانواده‏هايى كه محروم و مستضعف هستند من هم يكوقت با آنها رفتم و يك خانه‏اى رفتيم و ديديم كه بچه‏ها روى مقوا نشسته‏اند حتى زيلو و موكت هم ندارند من يك خورده ناراحت شدم رفقايى كه با من بودند گفتند ناراحتى ندارد اين خوب است از اينها بدتر هم داريم.

بعد گفتند كه ما يك خانه‏اى رفتيم احوالپرسى كنيم شيرينى‏ها و كلوچه‏هايى را هم برده بوديم براى بچه‏هاى كوچك آنها را داديم به بچه‏ها كه بخورند، يك بيسكويت كه داديم به يك بچه چهار ساله و يكى به بچه‏نه ساله، ديديم بچه نه ساله بيسكويتش را گذاشت روى تاقچه آمد به بچه كوچيكه گفت داداش بيا تو هم بيسكويتت را نخور بگذاريم روى تاقچه اگر دوباره آوردند باز هم بگذاريم روى تاقچه وقتى زياد شدند آنها را بفروشيم و با پولش جوراب بخريم آنوقت افرادى هستند كه براى تغيير مد ماشين و مد لوستر گاهى هزارها تومان مى‏دهند.