نثر طنز

در یک شب اتفاق افتاد

2495.jpgچند حلقه فيلم که ماه‌ها در در یک قفسه اداري حبس شده و منتظر دريافت پروانه نمايش بودند، داشتند راجع به تاخير در نوبت اكرانشان با هم درد دل مي‌کردند. فيلم تاريخي گفت: ما بايد اين تاخيرها را به فال نيك بگيريم. به نظرم هر چه بيشتر اينجا بمانيم و خاک بخوريم، از نظر تاريخي ارزشمان بيشتر مي شود.

تولد یک کچل

2494.jpgمردی کچل، عینکی، تپل، با سبیل‌های یکدستی که در صورتش نمایان است و به چهره‌اش حالتی بامزه‌ای داده در راهروی بیمارستان پشت در اتاق عمل در حال قدم زدن است و منتظر است. مرد به ساعتش نگاه می کند، صدای گریه‌ای به گوش می‌رسد؛ گریه یک نوزاد. حالت چهره مرد عوض می‌شود و به نشانه توجه چشمانش کمی بازتر می‌شود.

حکایت دارو

2486.jpgابو نعمت را مرضی عارض گشت سخت و اولاد را بخواست و حجله عروس سخن بیاراست و بفرمود ای فرزندان و ای ناخلفان، هیمه چوب آورید و از جنس خوب آورید! بیاوردند، اولی را به طرفه العینی بشکست و سپس دو چوب کنار هم بگذاشت و باز هم بشکست و ادامه دادن همی خواست که نعمت شاکی گشت که ای ابوی و ای پدر و ای سرور و ای سایه سر، آنچه بگفتی تکرار مکرر باشد و منجر به خاطر مکدر.

هنگام غش کردن مراقب باشید!

2481.jpgالبته ممکن است غش‌های دیگری نیز در جهت‌های فرعی (شمال شرقی، شمال غربی، جنوب شرقی و شمال غربی) رخ دهد. با همه این توصیفات، توصیه‌های زیر برای افراد دارای مشاغل مختلف برای رعایت نکات ایمنی در هنگام غش کردن ارائه می‌شود:

اعترافات بابک زنجانی

2482.jpgبرخی روزنامه ها و سایت ها هستند که دست اندرکارانشان همه جا دست دارند و دارای علم غیب هم هستند، در نتیجه ماورای دیوارها را هم می بینند و هر از گاهی از یک فردی که در زندان است نقل قول هایی مطرح می کنند که البته اکثرا موجبات خنده مرغ پخته را فراهم می کند. ما هم تصمیم گرفتیم برای این که بین سرداران قلم سری در بیاوریم، گوشه ای از برگه بازجویی یک متهم را افشا کنیم.