شعر طنز

افتاده!

3120.jpgتا سر پر شور ما از شور و شر افتاده است / شور و حالی بین جمعی بی هنر افتاده است / شاعری که مدح این و آن بگوید ، شک مکن / تا ابد از چشم هر صاحب نظر افتاده است / گر که آویزان شوند از او جماعت ، واضح است / هر درختی پر ثمرتر ، بیش تر افتاده است

سال نو

3118.jpgمی شود امسال بهتر سال نو / بهتر از هر سال دیگر، سال نو / می شود با لطف مسوولان ِ امر / غصه و غم خاک بر سر، سال نو! / یا پیامک می رسد از دوستان / یا که می آید نمابر سال نو

شيب ملايم

3099.jpgافزوده فشارم شده با شيب ملايم / از دست قرارم شده با شيب ملايم / از بس كه ز بي پولي خود ناله نمودم / افسرده نگارم شده با شيب ملايم / از دست تورم چه بگويم كه دليلِ / احوال نزارم شده با شيب ملايم

به دريا زد و رفت

3096.jpg«دل من يه روز به دريا زد و رفت» / به دوبي بدون ويزا زد و رفت / شلوارك به جاي پيژامه پوشيد / «پشت پا به رسم اينجا زد و رفت» / «پاشنه كفش فرارو ور كشيد» / با همين قايق شوتي ها زد و رفت

گاه نامه

3095.jpgاعصاب من از عشوه ي دلدار فنا شد / عمرم به خدا در طلب يار فنا شد / (در حسرت ديدار تو آواره ترينم) / سامان دلم در ره ديدار فنا شد / شب بود و من و ياد تو و شعله ي شمعي / آن شعله حدوداً سه و نيم چهار فنا شد