خنده حلال

بازی

1942.jpgدر جبهه جنوب بودم. برادران داشتند بازی می‌کردند. خواستند بازی شان را برای سخنرانی من تعطیل کنند. گفتم نه. لباسم را کندم و با آنها بازی کردم. گفتم این فایده‌اش بیشتر است!

مرا به 8 گردو فروختند

1941.jpgروزی پیامبر همراه بلال از کوچه ای می‌گذشتد. بچه ها مشغول بازی بودند. همین که پیامبر را دیدند، دور ایشان حلقه زدند و دامن‌شان را گرفتند و گفتند همان طوری که حسن و حسین را بر شانه تان سوار می‌کنید، ما را هم برشانه خود سوار کنید.

پای من شبیه چیست

1934.jpgروزی پیامبر اکرم (ص) در حضور اصحاب و یاران در مسجد نشسته بودند. پس از مدتی پای آن حضرت خسته می‌شود و پیامبر حیا می‌کنند که پایشان را دراز کنند

شما مثل حرف نون هستید

1933.jpgروزی امیرالمومنین (ع) با دو تن از اصحاب که قدشان از حضرت بلندتر بود قدم می‌زد. یکی سمت راست حضرت راه می‌رفت و دیگری در سمت چپ ایشان.

چشم همسرت لکه سفید دارد

1932.jpgبانویی خدمت پیامبر رسید حضرت از او پرسیدند همسرت کدامیک از مسلمانان است، زن پاسخ داد فلان کس. پیامبر (ص) پرسیدند، همان که لکه سفیدی در چشمش هست؟