اسلاید شو

  • 3272.jpg«بهترین چیز که دیدیم به دنیا، پول است / با صفا، با برکت، خوشگل و زیبا پول است» / گرچه چرک کف دست است ولی باید گفت / بهترین چرک کف دست به مولا پول است / مرده را زنده کند با دم عیسایی خود / دوش می گفت کسی فوت مسیحا پول است

  • 3271.jpgمی‌گویند شخصی نزد قاضی رفت و از شخص دیگری شکایت کرد. قاضی گفت؛ حق با توست. ساعتی بعد طرف مقابل آمد و ماجرای دعوای خود را شرح داد. قاضی گفت؛ بله، حق با توست. منشی دادگاه به قاضی گفت؛ این دیگر چه جور قضاوت کردن است؟ و قاضی فکری کرد و گفت؛ آره، مثل اینکه حق با تو هم هست!

  • 3270.jpgمن ز قار کلاغ می‌ترسم / از نبود چراغ می‌ترسم / کله‌ام مثل کبک زیر برف / از خبرهای داغ می‌ترسم / توی کفشم چند تا ریگ است / لاجرم از چماق می‌ترسم

  • 3269.jpgگفت: اما، تلویزیون العربیه رجز می‌خواند که نظامیان آل‌سعود مثل شیر قوی! مثل عقاب تیزبین! و مثل اسب نجیب! هستند.
    گفتم: پس برای مقابله با آنها باید به باغ‌وحش حمله کرد!

  • 3268.jpgاهل کار صواب، کنکوری / تیز و حاضرجواب، کنکوری / توی دفتر همیشه حاضر خورد / در حضور و غیاب، کنکوری / فارسی را کمی، ولی می‌خواند / جبر را بی‌حساب کنکوری

  • 3267.jpgشخصی به یک شرکت ساختمانی زنگ زد و گفت وقتی پروژه‌هایی که بر عهده گرفته‌اید را مطابق جدول زمانی که اعلام کرده‌اید انجام نمی‌دهید، این جدول زمانی به چه درد می‌خورد؟ و مسئول روابط عمومی شرکت جواب داد؛ فایده جدول زمان‌بندی این است که شما متوجه می‌شوید، چه کارهایی را باید انجام می‌دادیم که نداده‌ایم!

  • 3266.jpgچند خط حرفِ دوستانه زدیم / سرِ موضوع شعر چانه زدیم / هم جناب مدیر راضی شد / هم دلِ سردبیر راضی شد / داشت شعرم پیامِ اخلاقی / ای عزیزان! بقایتان باقی!

  • 3265.jpgیارو برای شکار به کوهستان رفته بود بعد از بازگشت رفقایش پرسیدند؛ فلانی شیری یا روباه؟ و یارو با عصبانیت گفت؛ هیچکدام، اصلاً مگه خر چشه؟!

  • 3264.jpg«سرسبزترین بهار تقدیم تو باد» / یک عالمه یونجه‌زار تقدیم تو باد / امسال بزک! اگر نمیری شاید / هم کمبزه هم خیار تقدیم تو باد

  • 3263.jpgطرف می‌گفت؛ هر وقت پای پدرم به لیوان آب می‌خورد و روی فرش می‌ریزد به ما می‌گوید؛ آخه اینجا جای لیوان گذاشتنه؟ و هر وقت پای ما به لیوان می‌خورد، می‌گوید؛ مگه کوری که لیوان به این بزرگی را نمی‌بینی؟!

 

  • 402.jpgمردی را دندان درد می‌کرد. پیش جراح رفت. گفت: دو آقچه {واحد پول} بده تا برکنم. گفت: یک آقچه بیش نمی‌دهم. چون مضطرب شد، ناچار دو آقچه بداد و سر پیش برد و دندانی که درد نمی‌کرد، به او نشان داد. جراح آن را کند.

  • 168.jpgمیان مجلسی هنگام ناهار / (دقیقا موقع نصف النهارم!) / یکی از دوستان برخاست از جا / که: «باید من برم! که کار دارم / قرارم مجلس ختمی است جایی / لهذا عذر خواه و شرمسارم»

به سایت دروپال فارسی خوش آمدید!

لطفا برای کار با وب سایت مراحل زیر را دنبال کنید:

  1. برای پیکربندی وب سایت، بر روی بخش مدیریت کلیک کنید. در بخش سفارشی سازی شما می توانید وب سایت خود را پیکربندی کنید.
  2. برای اضافه نمودن امکانات جدید می توانید در بخش افزونه ها امکانات مورد نظر را فعال یا غیر فعال نمائید.
  3. برای سفارشی سازی قالب می توانید به بخش قالب ها مراجعه نموده یا از بخش قالب های فارسی قالب مورد نظر خود را دریافت نمایید.
  4. برای ارسال محتوا شما می توانید با استفاده از صفحه ایجاد محتوا, محتوای جدیدی را ایجاد کنید. این پیام در صورتی که یک محتوا در صفحه اول قرار گیرد, دیگر نمایش داه نمی شود.

برای دریافت اطلاعات بیشتر می توانید به بخش مقالات و آموزش ها در وب سایت رسمی پشتیبانی دروپال فارسی مراجعه نمائید.

 

3271.jpgمی‌گویند شخصی نزد قاضی رفت و از شخص دیگری شکایت کرد. قاضی گفت؛ حق با توست. ساعتی بعد طرف مقابل آمد و ماجرای دعوای خود را شرح داد. قاضی گفت؛ بله، حق با توست. منشی دادگاه به قاضی گفت؛ این دیگر چه جور قضاوت کردن است؟ و قاضی فکری کرد و گفت؛ آره، مثل اینکه حق با تو هم هست!

3269.jpgگفت: اما، تلویزیون العربیه رجز می‌خواند که نظامیان آل‌سعود مثل شیر قوی! مثل عقاب تیزبین! و مثل اسب نجیب! هستند.
گفتم: پس برای مقابله با آنها باید به باغ‌وحش حمله کرد!

3267.jpgشخصی به یک شرکت ساختمانی زنگ زد و گفت وقتی پروژه‌هایی که بر عهده گرفته‌اید را مطابق جدول زمانی که اعلام کرده‌اید انجام نمی‌دهید، این جدول زمانی به چه درد می‌خورد؟ و مسئول روابط عمومی شرکت جواب داد؛ فایده جدول زمان‌بندی این است که شما متوجه می‌شوید، چه کارهایی را باید انجام می‌دادیم که نداده‌ایم!

3265.jpgیارو برای شکار به کوهستان رفته بود بعد از بازگشت رفقایش پرسیدند؛ فلانی شیری یا روباه؟ و یارو با عصبانیت گفت؛ هیچکدام، اصلاً مگه خر چشه؟!

3263.jpgطرف می‌گفت؛ هر وقت پای پدرم به لیوان آب می‌خورد و روی فرش می‌ریزد به ما می‌گوید؛ آخه اینجا جای لیوان گذاشتنه؟ و هر وقت پای ما به لیوان می‌خورد، می‌گوید؛ مگه کوری که لیوان به این بزرگی را نمی‌بینی؟!

3260.jpgکشیش به دانش‌آموزان می‌گفت؛ همه ما انسان‌ها فرزندان حضرت آدم هستیم. یکی از دانش‌آموزان گفت؛ ولی پدر مقدس! پدر من می‌گوید که ما از نسل میمون هستیم و کشیش گفت؛ ببین فرزندم! مسائل خانوادگی شما به ما ربطی ندارد!

3256.jpgطرف می‌گفت؛ لذت‌بخش‌ترین قسمت کوهنوردی هنگامی است که از خواب بیدار می‌شوی و می‌بینی دیگه دیر شده و می‌تونی دوباره راحت بخوابی!

3259.jpgچند نفر تصمیم گرفتند برای تفریح به صحرا بروند اولی گفت؛ من نان می‌آورم دومی؛ گوشت، سومی؛ میوه، چهارمی؛ تنقلات و پنجمی گفت؛ من هم داداشم را با خودم می‌آورم که دست خالی نیامده باشم!

3254.jpgیارو بدجوری دچار اسهال و استفراغ شده بود، پرسیدند این چه حالی است؟ گفت؛ راستش قمپز درکرده بودم که می‌خواهم بیماری «پُست تراوماتیک استرس دیس اُردر» بگیرم ولی بعدا دیدم خیلی سخته، به همین اسهال و استفراغ راضی شدم!

3251.jpgیارو در جریان یک رزمایش با چتر نجات از هواپیما بیرون پرید ولی چترش باز نشد... با خود گفت؛ خدا را شکر که مانور است!

3253.jpgمی توان گفت که فیلم "پسر بچگی" محوری ترین فیلم امسال سینمای هالیوود بود. فیلمی که از نخستین روزهای نمایش خود در اوایل سال 2014 در جشنواره ساندنس و اولین اکران عمومی اش در اوایل تابستان (5 ژوئن) تا روزی که مراسم اسکار برگزار شد، تقریبا یک سال متوالی اکران های مختلف در کشورهای گوناگون و جشنواره های ریز و درشت را تجربه کرد.

3250.jpgسال 1824این یک خواب نبود، اشیاء ساکن دیگر حرکت می‌کردند! با نگاه کردن به چند تصویر پس سر هم از یک جسم، می‌توانستیم حرکت آن‌ها را مشاهده کنیم.

3217.jpgتعريف‌ دين‌: دين‌ عبارت‌ است‌ از مجموعه‌ ي گزاره‌ هايي‌ ساختارمند و هستي‌ شنـاسـانـه‌ در بـاب‌ جـهـان‌ و انسـان‌ ويك‌ سلسله‌ بايد و نبايدها و شايد و نشايدهايي‌ كه‌ از سوي هستـي‌ پرداز بـه‌ وسيلـه‌ انسـانـهـايـي‌ ويژه‌ براي تامين‌ كمال‌ و سعادت‌ بشر ابلاغ‌ شده‌ است‌

2711.jpgدكتر صادق طباطبايى در گفت‏وگويى ضمن روايت خاطرات خود با امام خمينى (ره) در قبل از انقلاب، درباره حوادث نوفل‏لوشاتو، خاطراتى بيان كرد، از جمله گفت: افق ديد يك فقيه در آراى او خيلى نقش دارد. البته امام در عراق هم برخلاف محيط آنجا افكار مترقى‏اى داشتند.

2918.jpgرسانه به معنی و مفهوم رساندن است منظور از آن دسته ای از جریاناتی که مورد توجه تعداد کثیری می باشد و از تمدن های جدید بوجود آمده اند اما رسانه هنری هرجریانی است که انتقال دهنده فرهنگ ها و افکار عده ای به صورت هنری باشد

2917.jpgاز دیدگاه شهید مطهری زیبایی را نمی توان تعریف كرد. به تعبیر ایشان زیبایی «مما یدرك و لا یوصف» است؛ درك می شود اما توصیف نمی شود. او با نقد نظر افلاطون كه زیبایی را قابل تعریف می داند می گوید:

2899.jpgحکم شرعی کاربردهای موسیقی چیست؟معنای لغوی موسیقی در فرهنگ لغت چیست؟ منابع دینی چه بیانی درباره موسیقی دارند؟ موضوع موسیقی چیست؟فتوای درباره موسیقی چگونه است؟ برخورد محتاطانه یا قاطعانه؟غنا چیست؟ مفاهیمی مانند لهب و لعو در کجاها مصداق پیدا می کند؟

2894.jpgحالا دیگر سال‌هاست که از کوچه‌های شلوغ و قیل و قال بچه‌ها خبری نیست. زمانی که اغلب بازی‌های کودکان به هفت سنگ و الک دولک یا بازی با توپ پلاستیکی و فوتبال گل کوچک خلاصه می‌شد. حالا بیش از یک دهه می‌شود که کم و کیف بازی‌های کودکان تغییر کرده است.

2897.jpgانیمیشن یکی از ساختارهای جذاب سینمایی است که لزوماً مخاطب آن کودکان نیستند و بسیاری از انیمیشن‌های جذاب و زیبای جهان، علاوه بر کودکان و شاید بیشتر از آنها بزرگسالان را مخاطب قرار می‌دهند. با این فرض، هرچند تولیدات انیمیشن می‌توانند طیف گسترده‌ای از مخاطبان را به خود اختصاص دهند،

2710.jpgدر زمان حيات آيت‏الله شهيد مرتضى مطهرى فيلمى ساخته شد به نام «محلل»؛ فيلمى كه صريح و آشكار موازين شرعى را دستمايه طنز و تمسخر قرار داده بود. علامه مطهرى نه حكم تكفير فيلمساز را صادر كرد و نه نيروهاى مذهبى را عليه فيلم و كارگردان شوراند؛

3272.jpg«بهترین چیز که دیدیم به دنیا، پول است / با صفا، با برکت، خوشگل و زیبا پول است» / گرچه چرک کف دست است ولی باید گفت / بهترین چرک کف دست به مولا پول است / مرده را زنده کند با دم عیسایی خود / دوش می گفت کسی فوت مسیحا پول است

3270.jpgمن ز قار کلاغ می‌ترسم / از نبود چراغ می‌ترسم / کله‌ام مثل کبک زیر برف / از خبرهای داغ می‌ترسم / توی کفشم چند تا ریگ است / لاجرم از چماق می‌ترسم

3268.jpgاهل کار صواب، کنکوری / تیز و حاضرجواب، کنکوری / توی دفتر همیشه حاضر خورد / در حضور و غیاب، کنکوری / فارسی را کمی، ولی می‌خواند / جبر را بی‌حساب کنکوری

3266.jpgچند خط حرفِ دوستانه زدیم / سرِ موضوع شعر چانه زدیم / هم جناب مدیر راضی شد / هم دلِ سردبیر راضی شد / داشت شعرم پیامِ اخلاقی / ای عزیزان! بقایتان باقی!

3264.jpg«سرسبزترین بهار تقدیم تو باد» / یک عالمه یونجه‌زار تقدیم تو باد / امسال بزک! اگر نمیری شاید / هم کمبزه هم خیار تقدیم تو باد

3257.jpg« ساده بگم ساده بگم ، دهاتی ام دهاتی ام » / اما نه اون نسلِ قدیم ، نسلِ روغن نباتی ام ! / از وقتی نِت اومد تو دهِ ، روحیه ها عوض شدن / بحران شخصیت که نه ! درگیر بی ثباتی ام ! / مانند آب و روغن ِ ماشینِ مَش مندلی ام / دَس رو دلم نذار که من امشب یه خورده قاطی ام !

3245.jpgیکنفر وقتِ کار، می خندید / از غم روزگار می خندید / گریه می کرد مَرد بی مایه / مرد سرمایه دار می خندید / خواب دیدم که بعدِ تدفینم / همسرم بر مزار می خندید!

3247_0.jpgخداوندا چرا این گونه شادیم؟ / مخالف با اصول حزب بادیم؟ / چرا این قدر با تدبیر هستیم؟ / چرا ما از خوشی ها سیر هستیم؟ / امید ما چرا این قدر بالاست؟ / سبدهامان پر از انبوه کالاست؟

3248.jpgبنده آدم حسابی‌ام اما، نه به اندازه‌ی شما حضرات / بنده اینجایم و شما آنجا! من کجا و شما کجا حضرات؟ / خرده پایی که غیر کار و تلاش، هیچ چیزی ندارم آقایان / و غلط می‌کنم اگر بکنم، کرده‌ام را قیاس با حضرات / من و امثال من فقط شاید، سر سوزن تخصصی داریم / ای به قربان آن تعهدتان، عذر تقصیر بنده را حضرات...

3242.jpgپسر كو ندارد نشان از پدر / ندارد تن و روح و جان از پدر / نخستين زبان بشر، مادری است / بشر پس ندارد زبان از پدر / ولی هی نباید بگوید که من، / نه این دارم اصلاً نه آن از پدر

2341_0.jpgروابط عمومی تعاریف متعددی دارد که از میان آن‌ها دو تعریف زیر، جزو مهم‌ترین تعاریف هستند:
1- به روابطی که خصوصی نباشد، روابط عمومی می‌گویند.
2- روابطی که در اختیار همه باشد و همه بتوانند مانند تلفن عمومی، دستشویی عمومی، وسایل حمل نقل عمومی و ... از آن استفاده کنند.

3211.jpgوقتی در جلسه‌ی مجلس و وقت اداری، به جای نماینده‌ی محترمی، صندلی خالی آن نماینده‌ی محترم به چشم می‌خورد، به این اتفاق، غیبت در جلسه مجلس می‌گویند.

3204.jpg۱- اعتماد به نفس دیگران را از آنها سلب کنید. ساده‌ترین روش این است که بدون اینکه برای افزایش اعتماد به نفس خودتان زحمتی بکشید، باعث شوید اعتماد به نفس دیگران از اعتماد به نفس شما کمتر شود. یکی از راه‌های مفید برای رسیدن به این هدف، نقد شبانه‌روزی افراد و عملکرد آنها است.

3129.jpgاز آنجایی که شک نداریم خدا ما را می‌شناسد، اگر بخواهیم به این اصطلاح معروف که می‌گویند "فلانی را فقط خودش می‌شناسد و خدا" توجه داشته باشیم باید ببینیم آیا واقعاً خودمان، خودمان را می‌شناسیم یا نه؟! مثل خیلی چیزها که هر کسی تفسیر و تعبیر خودش را راجع به آن دارد، خودشناسی هم الی ماشاالله، تعریف و تفسیر دارد؛

3126.jpgاگر مایل هستید شخصیت شما رشد کند، ابتدا لازم است شخصیت داشته باشید. چون نمی‌شود چیزی را که وجود ندارد رشد داد. یعنی اگر در طول روز بیش از سه بار با عنوان «بی شخصیت» مورد خطاب قرار می‌گیرید بهتر است در اسرع وقت فکری به حال خودتان بکنید.

3064.jpgبر همگان واضح و مبرهن است که ما باید به دیگران احترام بگذاریم و به هر کسی که دیدیم سلام کنیم. البته باید یادمان باشد که در طول روز به یک نفر صد بار سلام نکنیم. چون من این کار را کردم و عمویمان به من گفت: ... ، خسته شدم آنقدر جواب سلام تو را دادم. عمویم راست می‌گوید. هر چند کمی بی‌ادب است و باید به پدربزرگم بگویم ادبش کند.

3006.jpgدر سال‌های بسیار دور در کشوری بسیار دور آدم‌های بسیار دوری می‌زیستند که اکثریتشان از شعور و فرهنگ، بسیار دور بودند. در یکی از شهرهای این کشور خیاطی زندگی می‌کرد که فرقی با بقیه خیاط‌ها نداشت. این خیاط دو پسر داشت. پسران این خیاط مانند پسران بسیاری مردمان آن شهر کم‌شعور بودند.

2928.jpgدر چین اگر خانواده‌ای بیش از یک بچه به دنیا بیاورد باید اسم بچه دوم را بگذارد از دست در رفته. اسم بچه سوم را بگذارد: بدشانسی بزرگ. از بچه چهارم به بعد والدین باید اسم خودشان را عوض کنند. اسم مرد را بگذارند: شل مغز. اسم زن را بگذارند: تولیدی. بچه چهارم را هم ول کنند تا اسمش بشود نیو فولدر.

2909.jpgطبق گفته‌ها، پیدایش شله به زمان حمله مغول‌ها به ایران از سمت خراسان بر می‌گردد که به دلیل کمبود وقت و مواد غذایی، هر نوع ماده غذایی که پیدا می‌شده‌است و در دسترس بوده درون دیگ‌های بزرگ ریخته و به هم می‌زدند و می‌پختند. در همینجا باید از مغولها برای همین یک کار مثبتی که در کنار تمام فجایعشان انجام دادند، تشکر کرد. عدو شود سبب خیر…!

2831.jpgسیلی خوردن به خاطر سیگار نکشیدن، یکی از سنت‌های اجدادی خاندان ما «قلیچی»‌هاست. تقریبا اکثر پسرهای قوم ما، تجربه سیلی خوردن به خاطر سیگارهای کشیده‌شده توسط دوستان‌شان را دارند. به‌عنوان مثال خود من هنوز وارد دبیرستان نشده بودم که این تجربه را کسب کردم. قضیه هم خیلی ساده بود.

3262.jpgنمی دانیم الان که شما دارید این مطلب را می خوانید «کارلوس کی روش» از فوتبال ایران رفته یا نرفته. اگر رفته باشد که این مطلب معنایش را از دست نمی دهد، اما اگر نرفته باشد، بالاخره یک زمانی خواهد رفت و برای آن زمان این مطلب معنا خواهد داشت.

3261.jpgبعد از تبلیغات فراوانی که در رسانه های جمعی و غیرجمعی پیرامون برگزاری نمایشگاه کتاب صورت می پذیرد، جو حاکم تاثیر خودش را بدجوری گذاشته و تصمیم می گیرد به نمایشگاه کتاب سری بزند، آن هم نه به دلیل اشاعه فرهنگ کتاب خوانی و نه به دلیل افزایش یک تنه سرانه مطالعه کشور به بیش از 2 دقیقه!

3258.jpgایران، عمده‌ترین مصرف‌کننده کله و پاچه در منطقه و بلکه در کل خاورمیانه و راستش را بخواهید، در سراسر دنیاست. جوری که اینجا ملت کله و پاچه می‌خورند، دانشمندان معتقدند که در دیگر کشورها نمی‌خورند.

3255.jpg فکر نکنم که فقط بنده اهل دقت نظر باشم. خودتعریفی است قطعاً. بقیه هم هستند. اصولا هرچیزی که طبق قاعده نباشد و به اصطلاح، کمی تابلو باشد؛ همه متوجه آن می‌شوند و همچین نیست که نگارنده خواسته باشد ادعای شکستن شاخ غول داشته باشد. مگر که زیادی، اعتماد به نفسی تابلو داشته باشد.

3248_0.jpg خیلی بد است که آدمیزاد با کلاه گذاشتن سر دیگران، یک پیراهنش دو تا بشود. از راه سالم و درستش کلی پشت سر طرف حرف و حدیث است که چرا پیراهنش دوتا شده؛ تا چه رسد به این که از راه خلاف و خفن، این کار صورت گرفته باشد. آدم آن پیراهن دوم را جر بدهد، بهتر است. پیراهن وقتی از راه درست و درمان به دست آمده باشد، می‌شود مصداق همان پیراهن معروف حضرت یوسف صاحب جمال که حتی بوی آن شهره آفاق و انفس شد.

3246.jpg۱- اقتصاد دستوری چیست؟
الف- گزینه الف
ب- به هر اقتصادی که غیردستوری نباشد، اقتصاد دستوری می‌گویند.
ج- به اقتصادی که از بالا بگویند "فلان" و ما که پایینیم بگوییم "چشم"، اقتصاد دستوری می‌گویند.

3244.jpgدر خبرها آمده که بود که یارانه‌ی اقشار پردرآمد قطع می‌شود و یا اینکه شده است! بعد هم یک سری از مسئولین آن را تکذیب و بعد تکذیبشان را تکذیب کردند. در ادامه برخی از مکالمات «سازمان قطع کردن یارانه» با تعدادی از این اقشار پردرآمد را می‌خوانیم

3224.jpg یقینا غلط فکر کردند آنهایی که همچین خیال کردند که روی آب نباید نظارت و مدیریت داشت. زهی خیال باطل!... امروزه، علم مدیریت چنان پیشرفت وحشتناکی کرده که حد و حساب ندارد. همه چیز در سایه مدیریت درست به پیش می‌رود. حتی همین آب که خیلی‌ها تصور می‌کنند مدیریت کردنش مثل آب خوردن است.

3227.jpg استثنائا صحبت از مسکن مهر نیست. می‌خواهم چند کلمه‌ای راجع به مدفن مهر صحبت کنم. و خیلی کوتاه هم؛ چون به اندازه کافی بحثش ترسناک هست. منم که حساس!...

3221.jpg هر چند که اصل خبر نمی‌دانیم از کجا آب می‌خورد (آن هم در این بحران کم‌آبی)؛ اما هر چه هست، شایعه‌ای در لایه‌های مختلف جامعه در گرفته که گویا این بار دیگر قرار است یارانه اشخاص مایه‌دار، از بیخ قطع شود.

1989.jpgشخصی زیر درخت گردو ایستاده بود و می‌گفت: « خدایا! همه کارهایت درست است. فقط نمی‌فهمم چرا گردوی به این کوچکی را بالای این درخت بزرگ قرار داده‌ای ولی هندوانه به آن بزرگی را لای بته های کوچک!»

1988.jpgشخصی وارد یک آسیاب گندم شد. دید به جای اینکه یک انسان گندمها را آسیاب کند، چوب آسیاب به گردن یک قاطر بسته شده. قاطر میچرخید و آسیاب کار میکرد اما به گردن قاطر یک زنگوله آویزان بود.

1986.jpgعلامه حلی در سنین کودکی پیش دایی اش که محقق بود می‌رفت و درس میخواند وقتی درسی را یاد نمیگرفت یا شیطنت میکرد، دایی دنبالش می‌کرد تا تنبیه اش کند، علامه کوچک اما سریع یک آیه سجده دار میخواند و دایی اش به سجده می رفت، آن وقت خودش پا به فرار می‌گذاشت و فرار می‌کرد.

1985.jpgسلطان محمود غزنوی برای خود قبری ساخت، تا زمانی که مرد آن جا دفنش کنند. وقتی می‌خواست روی سنگ قبرش آیه ای از قرآن را بنویسد از نوکرش پرسید: «چه آیه ای را بنویسم بهتر است؟» نوکر جواب داد: این آیه از قرآن را بنویس: «هذه جهنم التی کنتم توعدون / این جهنمی است که همواره وعده اش به شما داده می‌شد!».

1984.jpgجوانی همیشه ریشش را با تیغ می‌تراشید. وقتی علت این کار را از او پرسیدند، گفت: «مادرم میگوید پسرم! اگر تو ریش بگذاری مردم فکر میکنند سنت زیاد است. آن وقت میگویند حتما مادرش هم پیر است پس بهتر است قید ریشت را بزنی!»

2007.jpgچند ساعت به تحویل سال مانده بود. بچه ها توی حسینیه جمع شده بودند و قرار بود در تاریکی دعای توسل بخوانیم و بعد چراغها را روشن کنیم تا سال تحویل شود مجلس باحالی شده بود و بچه ها هر کدام در حال خودشان بودند و اشک می ریختند. مداح با امام زمان (عج) صحبت می کرد که: «آقا جان یک نظری هم امشب به مجلس ما داشته باش»

2006.jpgیکی از رزمندگان شوخ طبع در زمان عملیات به سایر رزمندگان گفت: «بچه ها هر چه به دستتان رسید نخورید؛ خصوصاً تیر و ترکش. چون اینها بیت المال است و حساب و کتاب دارد. فردا باید جوابگو باشیم».

1975.jpgیکی از بچه ها با اشتها و میل تمام مشغول خوردن بود و لابه لای لقمه هایی که می گرفت، هر وقت فرصت نفس کشیدن پیدا می کرد، خیلی جدی می گفت:«بزرگان ما میگویند یکی از راههای مبارزه با نفس آن است که هر چه او میگوید بکن، مخالف آن را عمل کنی؛ حتی اگر بگوید عبادت کن.

1974.jpgفرمانده با شور و حرارت مشغول صحبت بود و تقسیم وظایف میکرد و گروه ها یکی یکی توجیه می شدند. یک دفعه یادش آمد باید خبری را به قرارگاه برساند. سرش را چرخاند و به یک رزمنده نوجوان گفت: «پاشو با آن موتور سریع برو عقب این پیغام را بده».

1948.jpgهمه بچه ها داخل چادر جمع شده بودند و یک سره میگفتند و میخندیدند. هر کس جمله جالبی میگفت تا بچه ها را شاد کند. یکی از بچه ها اصلا حواسش به صحبت های ما نبود؛ فکرش جای دیگری بود. ساکت و آرام گوشه ای به کوله پشتی اش تکیه داده بود و با خودش فکر میکرد.