اسلاید شو

  • 2902.jpgدنيا شده از ديده ي من مثبت هجده / هم نسل نو هم نسل كهن مثبت هجده / معيار تماشاي همه گشته تو گويي / در شهر و ده و دشت و دمن مثبت هجده / يابد به خدا قيمت زر گر بنويسي / بر روي تن پاره چدن مثبت هجده

  • 2901.jpgمبادا با آن که از خویشاوندان خود بریده است، مصاحبت کنی که من او را در قرآن ملعون یافتم.

  • 2899.jpgحکم شرعی کاربردهای موسیقی چیست؟معنای لغوی موسیقی در فرهنگ لغت چیست؟ منابع دینی چه بیانی درباره موسیقی دارند؟ موضوع موسیقی چیست؟فتوای درباره موسیقی چگونه است؟ برخورد محتاطانه یا قاطعانه؟غنا چیست؟ مفاهیمی مانند لهب و لعو در کجاها مصداق پیدا می کند؟

  • 2898.jpgیارو 20 میلیون به شخصی بدهکار بود و برای پرداخت آن، امروز و فردا می‌کرد. طلبکار در محله یارو سر و صدا راه انداخت و پول خود را مطالبه کرد. یارو از خانه بیرون آمد و گفت؛ 5 میلیون آن را ماه دیگر می‌دهم! 7میلیون را هم دو ماه دیگر! چقدر می‌ماند؟ طلبکار گفت؛ 8میلیون.

  • 2900.jpgخاطراتی كه شده زخمی ورّاجی‌ها / با كمی بی‌نمكی می‌شود "اخراجی‌ها" / یك چنین بافته از لودگی و حرف حساب / نیست در قوطی عطاری و نسّاجی‌ها / "حذف" را "حفظ" نوشتند كنار "ارزش" / آه از این خاله! از این خرس! از این حاجی‌ها

  • 2897.jpgانیمیشن یکی از ساختارهای جذاب سینمایی است که لزوماً مخاطب آن کودکان نیستند و بسیاری از انیمیشن‌های جذاب و زیبای جهان، علاوه بر کودکان و شاید بیشتر از آنها بزرگسالان را مخاطب قرار می‌دهند. با این فرض، هرچند تولیدات انیمیشن می‌توانند طیف گسترده‌ای از مخاطبان را به خود اختصاص دهند،

  • 2896.jpgلعل خندان، نرگس فتّان گران است و گران / گیسوان غالیه افشان گران است و گران / دوش در بازار حُسن دلبران چرخی زدم / جملۀ اقلام مهرویان گران است و گران! / عاشقی خود سهل باشد، وصل جانان مشکل است / درد، مجانی ولی درمان گران است و گران

  • 2895.jpgدایه‌ای داشت برای کودکی لالایی می‌خواند که خوابش ببرد، بعد از نیم ساعت، کودک با عصبانیت گفت؛ صدات‌رو قطع کن! بذار یه چرت بخوابم!

  • 2894.jpgحالا دیگر سال‌هاست که از کوچه‌های شلوغ و قیل و قال بچه‌ها خبری نیست. زمانی که اغلب بازی‌های کودکان به هفت سنگ و الک دولک یا بازی با توپ پلاستیکی و فوتبال گل کوچک خلاصه می‌شد. حالا بیش از یک دهه می‌شود که کم و کیف بازی‌های کودکان تغییر کرده است.

  • 2893.jpgآنهایی که به روح اعتقاد دارند، می‌دانند که رسیدن به آرامش روحی، یکی از نیازهای اصلی و بلکه نهایی آدمی است. طرف روحش آرام نباشد، بتدریج، فاتحه جسمش نیز خوانده است.

 

  • 2763.jpgبه کجا چنین شتابان ای مغز؟ به تو احتیاج داریم اینجا / تو اگر روی به جایت چندین غم لاعلاج داریم اینجا / مغزها منبع ثروت هستند که خوراکشان کتاب است، کتاب...

  • 13890331_1.jpgنوكر مشتي‌هاي لوطي‌صفت / مخلص آدمهاي بامعرفت / جون به فداي مردم صميمي / معرفت عتيقه و قديمي / قديمترها قاتله هم‌صفت داشت / دزد سرگردنه معرفت داشت

به سایت دروپال فارسی خوش آمدید!

لطفا برای کار با وب سایت مراحل زیر را دنبال کنید:

  1. برای پیکربندی وب سایت، بر روی بخش مدیریت کلیک کنید. در بخش سفارشی سازی شما می توانید وب سایت خود را پیکربندی کنید.
  2. برای اضافه نمودن امکانات جدید می توانید در بخش افزونه ها امکانات مورد نظر را فعال یا غیر فعال نمائید.
  3. برای سفارشی سازی قالب می توانید به بخش قالب ها مراجعه نموده یا از بخش قالب های فارسی قالب مورد نظر خود را دریافت نمایید.
  4. برای ارسال محتوا شما می توانید با استفاده از صفحه ایجاد محتوا, محتوای جدیدی را ایجاد کنید. این پیام در صورتی که یک محتوا در صفحه اول قرار گیرد, دیگر نمایش داه نمی شود.

برای دریافت اطلاعات بیشتر می توانید به بخش مقالات و آموزش ها در وب سایت رسمی پشتیبانی دروپال فارسی مراجعه نمائید.

 

2898.jpgیارو 20 میلیون به شخصی بدهکار بود و برای پرداخت آن، امروز و فردا می‌کرد. طلبکار در محله یارو سر و صدا راه انداخت و پول خود را مطالبه کرد. یارو از خانه بیرون آمد و گفت؛ 5 میلیون آن را ماه دیگر می‌دهم! 7میلیون را هم دو ماه دیگر! چقدر می‌ماند؟ طلبکار گفت؛ 8میلیون.

2895.jpgدایه‌ای داشت برای کودکی لالایی می‌خواند که خوابش ببرد، بعد از نیم ساعت، کودک با عصبانیت گفت؛ صدات‌رو قطع کن! بذار یه چرت بخوابم!

2892.jpgیارو به دکتر مراجعه کرد و پرسید؛ می‌توانم در صورت سکته مغزی اعضای بدنم را به دیگران هدیه کنم؟ دکتر بعد از معاینه گفت؛ نه متاسفانه! یارو پرسید؛ چرا؟! دکتر گفت؛ آخه مغز نداری که سکته مغزی کنی!

2891.jpgیارو تصادف کرده بود، پزشک معالج گفت؛ عکس‌ها نشان می‌دهد که دو تا از دنده‌ها و استخوان فک و ساق پایت شکسته است ولی جای نگرانی نیست! با فتوشاپ درستش می‌کنم!

2890.jpgاحتمالا به جای آن که مثل دانشمندان انقلابی کشورمان با مهندسی معکوس، هواپیمای بدون سرنشین بسازد، با مهندسی معکوس، سرنشین بدون هواپیما تولید می‌کرد!

2889.jpgمعلم انشاء یک صندلی وسط کلاس گذاشت و به دانش‌آموزان گفت؛ چه کسی می‌تواند اثبات کند که این صندلی وسط اتاق نیست؟ و دانش‌آموزی نمره بیست گرفت. چون فقط در یک جمله نوشته بود «کدام صندلی»؟!

2886.jpgیارو پرسید؛ اون چیه که توش ماست می‌ریزند و بعد باهاش شلیک می‌کنند؟ طرف گفت؛ خب! معلومه! تفنگه دیگه، ماست هم نکته انحرافیشه!

2885.jpgیارو به دکتر گفت؛ آقای دکتر! این داداش من فکر می‌کنه که ماشینه و هر وقت باهاش کار دارم، میگه پنچرم! چراغم شکسته! ترمزم بریده! و... دکتر گفت؛ خب! بیار اینجا معاینه‌اش کنم! و یارو گفت؛ نمیشه آقای دکتر! چون هر چی گوشش رو می‌پیچونم، استارت نمی‌زنه!

2884.jpgمی‌گویند یکی از سناتورهای آمریکایی با اتومبیل خود از یک جاده جنگلی می‌گذشت، ناگهان گاوی را دید که وسط جاده ایستاده است. هر چه بوق زد حیوان کنار نرفت. سناتور توقف کرد و پیاده شد،‌ دید گاو یک نگاهی به او کرد و یک نگاهی هم به تابلوی «محل عبور حیوانات» که کنار جاده نصب شده بود و بعد سرش را به نشانه تاسف تکان داد و ماماما... کنان دور شد!

2882.jpgاز یارو پرسیدند قبض آب و برق و تلفن و گاز خانه‌ات را چطوری پرداخت می‌کنی؟ گفت؛ یک همسایه حواس پرت داریم، قبض‌ها را می‌گذارم زیر برف‌پاک‌کن ماشینش و او به هوای قبض جریمه همه را پرداخت می‌کند!

2899.jpgحکم شرعی کاربردهای موسیقی چیست؟معنای لغوی موسیقی در فرهنگ لغت چیست؟ منابع دینی چه بیانی درباره موسیقی دارند؟ موضوع موسیقی چیست؟فتوای درباره موسیقی چگونه است؟ برخورد محتاطانه یا قاطعانه؟غنا چیست؟ مفاهیمی مانند لهب و لعو در کجاها مصداق پیدا می کند؟

2894.jpgحالا دیگر سال‌هاست که از کوچه‌های شلوغ و قیل و قال بچه‌ها خبری نیست. زمانی که اغلب بازی‌های کودکان به هفت سنگ و الک دولک یا بازی با توپ پلاستیکی و فوتبال گل کوچک خلاصه می‌شد. حالا بیش از یک دهه می‌شود که کم و کیف بازی‌های کودکان تغییر کرده است.

2897.jpgانیمیشن یکی از ساختارهای جذاب سینمایی است که لزوماً مخاطب آن کودکان نیستند و بسیاری از انیمیشن‌های جذاب و زیبای جهان، علاوه بر کودکان و شاید بیشتر از آنها بزرگسالان را مخاطب قرار می‌دهند. با این فرض، هرچند تولیدات انیمیشن می‌توانند طیف گسترده‌ای از مخاطبان را به خود اختصاص دهند،

2711.jpgدكتر صادق طباطبايى در گفت‏وگويى ضمن روايت خاطرات خود با امام خمينى (ره) در قبل از انقلاب، درباره حوادث نوفل‏لوشاتو، خاطراتى بيان كرد، از جمله گفت: افق ديد يك فقيه در آراى او خيلى نقش دارد. البته امام در عراق هم برخلاف محيط آنجا افكار مترقى‏اى داشتند.

2710.jpgدر زمان حيات آيت‏الله شهيد مرتضى مطهرى فيلمى ساخته شد به نام «محلل»؛ فيلمى كه صريح و آشكار موازين شرعى را دستمايه طنز و تمسخر قرار داده بود. علامه مطهرى نه حكم تكفير فيلمساز را صادر كرد و نه نيروهاى مذهبى را عليه فيلم و كارگردان شوراند؛

2674.jpgبررسی «نسبت بین قرآن و هنر» را در مقیاس‌های مختلفی می‌توان مطرح کرد؛ که در این بحث، هنر در مقیاس کلی، یعنی کلیّت هنر، با تمام شاخه‌هایی که دارد بررسی می‌شود. این که: «هفت رشته هنری یا بیش‌تر، چه نسبتی با قرآن می‌توانند برقرار کنند؟»؛ «هنر چیست؟»؛ «قرآن چگونه کتابی است؟» و «چگونه می‌توان بین هنر و قرآن نسبت برقرار کرد؟» موضوع این بحث است.

2671.jpgطراحی بی‌نظیر و پیچیدگی‌های گیم‌ها و کنسول‌ها و انواع و اقسام بازی‌های رایانه‌ای جدید، که سه چهار ساعت از ۲۴ ساعت روزانه برخی افراد را پر می‌کند، دارای احکام و حساب و کتاب‌های فقهی است که لازم است به آنها توجه جدی داشته باشم...

2614.jpgاگر هنر را به خلق زیبایی معنی کنیم و یا اگر هنر را در کار و حرفه توأم با زیبایی تعریف کنیم و یا اگر هنر را به شکل دادن به اشیاء بر اساس مقارنت و تعادلی تماشایی تعریف کنیم و اگر از مصادیق هنر شیوایی گفتار در نثر گویی و انضباط کلام در شعر گویی، تمرین و زیبانویسی و کارهای دستی را نام برد، همه وجه را می توانیم در زندگی حضرت زهرا (س) پیدا کنیم.

2591.jpgنظرسنجی اخیر وزارت ارشاد بار دیگر بر این نکته تاکید می‌کند که با وجود هجمه‌ شدید رسانه‌ای اخیر علیه سینماگرانی مانند ده‌نمکی و حاتمی‌کیا، حتی در تهران هم با اختلاف فاحشی محبوبیت آن‌ها بالاتر است .

2594.jpgشهید آوینی تلاش می کرد تا این مطلب را اثبات کند که سینما ابزاری علی السویه نیست که ما بتوانیم مثل یک ابزار خنثی به همان سادگی از آن استفاده بکنیم که غربی ها از آن استفاده می کنند. وی برای این حرف دلایل فلسفی داشت، که متأسفانه امروز هم بسیاری از فعالان فرهنگی ما آن را درک نمی کنند.

2902.jpgدنيا شده از ديده ي من مثبت هجده / هم نسل نو هم نسل كهن مثبت هجده / معيار تماشاي همه گشته تو گويي / در شهر و ده و دشت و دمن مثبت هجده / يابد به خدا قيمت زر گر بنويسي / بر روي تن پاره چدن مثبت هجده

2900.jpgخاطراتی كه شده زخمی ورّاجی‌ها / با كمی بی‌نمكی می‌شود "اخراجی‌ها" / یك چنین بافته از لودگی و حرف حساب / نیست در قوطی عطاری و نسّاجی‌ها / "حذف" را "حفظ" نوشتند كنار "ارزش" / آه از این خاله! از این خرس! از این حاجی‌ها

2896.jpgلعل خندان، نرگس فتّان گران است و گران / گیسوان غالیه افشان گران است و گران / دوش در بازار حُسن دلبران چرخی زدم / جملۀ اقلام مهرویان گران است و گران! / عاشقی خود سهل باشد، وصل جانان مشکل است / درد، مجانی ولی درمان گران است و گران

2881.jpgشبِ تلـخـــی ســت دلـــم تیغ و سپر می خواهد / آمــدن در صــفِ ایــن جنــگ هــــنر می خواهد / « جنــگ هـفـتـــاد و دو ملـّـت همه را عذر بنه » / این نبـــردی ســت کـه هفتاد و دو سر می خواهد / رفــت عـبـاس پــی آب و نـــدانســت کـه شــب / خــیـمـه ی غمــزده ی شــاه، قــمــر می خواهد

2870.jpgمن نمـی خوابم شب از فکر و خیال / مشــکلی دارم بـــه نــامِ اشـتغــال / کارهــای بی شمـــاری کـــرده ام / از فــــروشِ ارز و بـــنـزیـن تا بلال / لیک هر کاری که رفتم در پِـی اش / عـاقــبت خــوردم بـه نوعی ضدِّحال

2869.jpgبه نام خداوند نان آفرین / و دندان و نان توأمان آفرین / خداوند اقشار شاسّی بلند! / و بیچاره‌ها را ژیان آفرین / از این خاك سهمی به ما داده است / خداوند آبونمان آفرین

2867.jpgتو اکثر روزنامه‌ها یه صفحه است / که خیلی‌ها نمیدن اونو از دست / صفحه‌ای از حوادث جور وا جور / حوادث سه نقطه‌ای و ناجور / حوادث عجیب غریب و خفن / از همه... از پیر و جوون، مرد و زن

2862.jpgمن هم اگر مدير شدم افتاده مي شوم / از بند تن رها شده آزاده مي شوم / ميز رياستي بدهندم اگر شبي / من هم رفيق سبحه و سجاده مي شوم / گردم اگر مدير دو تا تيم ورزشي / همراز توپ و همدم كباده مي شوم

2861.jpgآواز نخوان اینهمه ، سرسام گرفتم / از دست تو هی قرص دیازپام گرفتم / لعنت به همان روز که تو کفتر خود را / پر دادی و من کفتری از بام گرفتم / عاشق شدم و پول هر آن چیز که داریم / با زور خودم از پدرم وام گرفتم !

2854.jpgما به دنیایی پر از تبعیض عادت کرده ایم / فرق دارد زهره با پرویز ، عادت کرده ایم / می رسد ارث از پدر چون بعضی از این چیزها / فی المثل پول و مقام و میز , عادت کرده ایم / گاه سر، گاهی دل و گاهی غرور این روزها / این که دائم بشکند یک چیز، عادت کرده ایم

2831.jpgسیلی خوردن به خاطر سیگار نکشیدن، یکی از سنت‌های اجدادی خاندان ما «قلیچی»‌هاست. تقریبا اکثر پسرهای قوم ما، تجربه سیلی خوردن به خاطر سیگارهای کشیده‌شده توسط دوستان‌شان را دارند. به‌عنوان مثال خود من هنوز وارد دبیرستان نشده بودم که این تجربه را کسب کردم. قضیه هم خیلی ساده بود.

2825.jpgبه مناسبت هفته بهداشت، خبرنگار ما سر زده به بیمارستانی در پایتخت رفته است تا اوضاع و احوال بیماران را بررسی کند، با هم این گزارش را ببینیم.

2823.jpgراستش من اهل سیگار و دود این جور چیزها نیستم و دوستانم همیشه بچه مثبت یا بچه ننه صدایم می کردند و عده ا ی هم دائما نگران شکستن النگوهایم بودند، ولی یک برادر بزرگتر دارم که او هم مثل خود من اهل این جور چیزها نیست. اما برادر کوچکترم ،بعضی وقت ها ، یواشکی دود می کند.آن هم بدور از چشم پدر و مادر.

2821.jpgباز نشسته بودم کنار شط و به جای تیراندازی، سنگ‌های ریز را توی آب می‌انداختم. همه جا سکوت بود و سکوت. ظهرکه‌می‌شد هر دو طرفِ آب، یک آتش‌بس ننوشته را خودبه‌خود اجرا می‌کردند؛ نه تیری، نه تیرباری و نه آر‌پی‌جی...

2819.jpgبچه که بودم نفهم که بودم یه بار همینجور که داشتم مشق هام رو می نوشتم خودکارم رو گذاشتم رو لبم و ادای سیگار کشیدن درآوردم و رفتم تو فکر این که چطوری وسط روز از مدرسه بیام بیرون و با سنگ بزنم شیشه ماشینِ ناظم مدرسه مون رو بشکنم بعدم یه گالن بنزین بریزم رو لاستیک نزدیک به باکش و کمی هم بریزم کف خیابون و در حالی که با یه کبریت سیگارمو روشن کردم

2702.jpgیک روز دکترها گفتند قلب‌ بابا خوب کار نمی‌کند . راست می‌گفتند چون فشارش دایم بالا و پایین می‌شد و ضربان‌اش هم هی تند و کند می‌شد و به قول خود بابا ریپ می‌زد. دکتر بخشاییان پزشک قلب بابا بعد از چند آزمایش تشخیص داد که باید برای قلب بابا هر چه زودتر باتری کار بگذارند. دکتر امیدوار بود بتواند عمل را با موفقیت انجام بدهد و قبل از این که قلب بابا از کار بیفتد بتواند باتری را کار بگذارد.

2696.jpgافراد بی مانند همیشه می مانند.
به هم نپریم، باهم بپریم.
وقتی به قله رسید که جواب سربالای کوه را نشنید.

2639.jpgاگر جام‌جهانی فوتبال در ایران برگزار می‌شد، تماشاگران هنگام روبرو شدن با هر کدام از تیم‌ها چه شعارهایی می‌دادند؟ در ادمه، شعارهای پیش‌بینی شده برای رویارویی با تک‌تک تیم‌های حاضر در جام جهانی ۲۰۱۴ را خواهید خواند(لطفا طوری بخوانید که انگار در استادیم آزادی می‌خوانید)

2552.jpg1- مرتضی : پسر کوچک و باهوشی که پس از فوت مادر و تجدید فراش پدر با مادربزرگش زندگی می نماید . حساس _ خیال باف .
2- مادربزرگ: زن کهنسال _ مهربان_ در این اواخر چشم هایش کم سو شده و مرتضی در تلاش است برای او عینک تهیه کند.

2551.jpgتصور کنید پنجاه سال پیش، از کودکان دبستانی در یک دهکده دور در ایران خواسته اند که درباره مترو انشا بنویسند. در ضمن معلم برای آنان توضیح داده است که مترو گونه ای از حمل و نقل است که در زیر زمین جریان دارد. چند نمونه از انشاهای نوشته شده را در زیر می خوانیم:

2893.jpgآنهایی که به روح اعتقاد دارند، می‌دانند که رسیدن به آرامش روحی، یکی از نیازهای اصلی و بلکه نهایی آدمی است. طرف روحش آرام نباشد، بتدریج، فاتحه جسمش نیز خوانده است.

2888.jpg خبر دسته اول: «معاون اجرایی رئیس‌جمهور گفت: کیفیت خودروهای داخلی قابل دفاع نیست.» ـ به نقل از جراید خبر دسته دوم: «دبیر انجمن صنایع لبنی گفت: لبنیات تا پایان سال هیچ افزایش قیمتی ندارد.» ـ به نقل از همان جراید

2887.jpg در این سرمای زودرس پاییزی، کلاهمان را از فرط خوشحالی مفرط حاضریم به قاعده برج رفیع میلاد به هوا بیندازیم به خاطر شنیدن این خبر که ظاهرا قرار است خیلی جدی و بدون یک ذره رودربایستی لازم، با برخی از پزشکان زیرمیزی بگیر، برخورد قاطع و شدیداللحن بشود.

2864.jpgتحولاتی که این روزها در نظام سلامت ملت و مملکت اتفاق می‌افتد، از هر جهت خوشایند ملت و مملکت است، حتی از همان جهاتی که شما فکر می‌کنید. الان نیز خبر خوش رسیده که دولت محترم قرار است به سلامتی ملت، سومین گام بلند خود را هم در این مسیر بردارد. در این مرحله گویا قرار است که وزارت بهداشت و الی آخر، نظارت بیشتری بر پرداختی‌های نظام سلامت داشته باشد.

2859.jpgدرخصوص گردش به چپ و راست ـ حالا در هر دولتی ـ تجربه نشان داده است که در ایران کلا با سه گروه آدم مواجهیم.

2858.jpgجامعه باز را انسان‌ها و شهروندانی تشکیل می‌دهند که معتقد به گفت‌وگو و نرمش و ملایمت در برخورد با دیگران و استفاده از عقل و منطق برای اثبات حرف خود یا احیاناً به کرسی نشاندن آن هستند.

2852.jpgچشم حسود کور، روز به روز داریم دانشجو در اندازه‌های مختلف می‌پذیریم. و الحمدلله در مقطع کارشناسی امسال، حدود 250 هزار عدد صندلی هم آخر کار اضافه آوردیم و بیشتر البته در دانشگاه‌های پولی، که همچنان هم خالی مانده‌اند و مسئولان آموزش عالی رو به تعالی ما سعی دارند هرطور شده پرش کنند.

2828.jpgما در مقامی نیستیم که به تجزیه و تحلیل مواد موجود در آب شرب مردم تهران بپردازیم؛ اما چون عجالتاً ما نیز از همین آب که بقیه مصرف می‌کنند، مصرف می‌کنیم؛ فلذا حق داریم راجع به آنچه برای ما مایه حیات ـ و ایضاً ممات ـ است و ماهانه پول قبض آن را به دولت می‌پردازیم و به عبارتی عامیانه‌تر و عوام‌پسندتر، می‌سلفانیم،

2809.jpgشوخ‌طبعی، انگار آغشته و سرشته با جوهر و جوهره ما ایرانی‌هاست، همچنان که ادبیات و شعر. در هر شرایطی، اگر پا دهد، دست به شوخ طبعی می‌زنیم که باعث لطافت فضا شود و انبساط خاطر حاصل گردد. از حوزه سیاست، جدی‌تر و خشک‌تر هم داریم؟.... در همین فضا اگر اتفاق افتد و زمینه‌اش جور شود، این ابتکار عمل را داریم که هوای خشک سیاست را به لطافت طنز و تبسم، تر و تازه کنیم.

2803.jpgاگر موافق باشید ـ البته اگر هم نباشید، فرقی نمی‌کند ـ برای شروع بحث امروز، در آستانه سال تحصیلی جدید(94ـ 93)، به سبک آموزگاران و معلم‌های عزیز مدارس، یک حاضر غایبی داشته باشیم، ببینیم چی به چی هست و کی به کی نیست:

1989.jpgشخصی زیر درخت گردو ایستاده بود و می‌گفت: « خدایا! همه کارهایت درست است. فقط نمی‌فهمم چرا گردوی به این کوچکی را بالای این درخت بزرگ قرار داده‌ای ولی هندوانه به آن بزرگی را لای بته های کوچک!»

1988.jpgشخصی وارد یک آسیاب گندم شد. دید به جای اینکه یک انسان گندمها را آسیاب کند، چوب آسیاب به گردن یک قاطر بسته شده. قاطر میچرخید و آسیاب کار میکرد اما به گردن قاطر یک زنگوله آویزان بود.

1986.jpgعلامه حلی در سنین کودکی پیش دایی اش که محقق بود می‌رفت و درس میخواند وقتی درسی را یاد نمیگرفت یا شیطنت میکرد، دایی دنبالش می‌کرد تا تنبیه اش کند، علامه کوچک اما سریع یک آیه سجده دار میخواند و دایی اش به سجده می رفت، آن وقت خودش پا به فرار می‌گذاشت و فرار می‌کرد.

1985.jpgسلطان محمود غزنوی برای خود قبری ساخت، تا زمانی که مرد آن جا دفنش کنند. وقتی می‌خواست روی سنگ قبرش آیه ای از قرآن را بنویسد از نوکرش پرسید: «چه آیه ای را بنویسم بهتر است؟» نوکر جواب داد: این آیه از قرآن را بنویس: «هذه جهنم التی کنتم توعدون / این جهنمی است که همواره وعده اش به شما داده می‌شد!».

1984.jpgجوانی همیشه ریشش را با تیغ می‌تراشید. وقتی علت این کار را از او پرسیدند، گفت: «مادرم میگوید پسرم! اگر تو ریش بگذاری مردم فکر میکنند سنت زیاد است. آن وقت میگویند حتما مادرش هم پیر است پس بهتر است قید ریشت را بزنی!»

2007.jpgچند ساعت به تحویل سال مانده بود. بچه ها توی حسینیه جمع شده بودند و قرار بود در تاریکی دعای توسل بخوانیم و بعد چراغها را روشن کنیم تا سال تحویل شود مجلس باحالی شده بود و بچه ها هر کدام در حال خودشان بودند و اشک می ریختند. مداح با امام زمان (عج) صحبت می کرد که: «آقا جان یک نظری هم امشب به مجلس ما داشته باش»

2006.jpgیکی از رزمندگان شوخ طبع در زمان عملیات به سایر رزمندگان گفت: «بچه ها هر چه به دستتان رسید نخورید؛ خصوصاً تیر و ترکش. چون اینها بیت المال است و حساب و کتاب دارد. فردا باید جوابگو باشیم».

1975.jpgیکی از بچه ها با اشتها و میل تمام مشغول خوردن بود و لابه لای لقمه هایی که می گرفت، هر وقت فرصت نفس کشیدن پیدا می کرد، خیلی جدی می گفت:«بزرگان ما میگویند یکی از راههای مبارزه با نفس آن است که هر چه او میگوید بکن، مخالف آن را عمل کنی؛ حتی اگر بگوید عبادت کن.

1974.jpgفرمانده با شور و حرارت مشغول صحبت بود و تقسیم وظایف میکرد و گروه ها یکی یکی توجیه می شدند. یک دفعه یادش آمد باید خبری را به قرارگاه برساند. سرش را چرخاند و به یک رزمنده نوجوان گفت: «پاشو با آن موتور سریع برو عقب این پیغام را بده».

1948.jpgهمه بچه ها داخل چادر جمع شده بودند و یک سره میگفتند و میخندیدند. هر کس جمله جالبی میگفت تا بچه ها را شاد کند. یکی از بچه ها اصلا حواسش به صحبت های ما نبود؛ فکرش جای دیگری بود. ساکت و آرام گوشه ای به کوله پشتی اش تکیه داده بود و با خودش فکر میکرد.