اسلاید شو

  • 2801.jpgبار دیگر جمعی از جوانان این مملکت از نگرانی درآمدند و با اعلام اسامی‌شان به‌عنوان قبول‌شدگان در دانشگاه، نفس راحتی کشیدند و به جماعت گفتند: آخیش ش ش..... راحت شدیم‌ها!

  • 2800.jpgاز یارو پرسیدند اسب تندتر می‌دود یا خر؟ گفت؛ اگر تعریف از خودم نباشد، خر!

  • 2798.jpgسرودم شعر خود را با قناعت / چرا؟ چون واقعا زیرا قناعت… / …همیشه بوده و تا هست باشد / کلید لذت از دنیا قناعت / به آقا تا کند خانم محبت / به خانم تا کند آقا قناعت…

  • 2799.jpgگفته بودی مدال می‌گیریم / در المپیک حال می‌گیریم! / در شنا می رویم زیرآبی / صد مدال از کرال می‌گیریم / کمکی از خلیج فارس و خزر / کوسه و بچه‌وال می‌گیریم!

  • 2797.jpgپدری با هر بهانه‌ای به فرزند خود ایراد می‌گرفت و می‌گفت ناپلئون همسن تو که بود فلان کار مهم را انجام داد و اندازه تو که بود فلان اقدام برجسته را داشت. روزی پسرش به وی گفت؛ باباجان! ناپلئون در سن و سال شما هم که بود، امپراتور فرانسه بود، شما چی؟!

  • 2796.jpgمی شود با پول، خیلی کار کرد / راه ناهموار را هموار کرد! / می شود بیدار را خواباند و بعد / مردم در خواب را بیدار کرد / می شود بیمار را سالم نمود / یا که سالم را شبی بیمار کرد

  • 2795.jpgمرگِ من دارد هزاران راه حلِ بهتری / کاش می مردم، نمی دیدم تو را با هر خری ! / در قبال کارهایت کرده ام عمری سکوت / کارِ خوبی نیست این که با فلانی… می پری ! / خوب من ! دنیا ندارد ارزش این کارها / تو دلت با دیگران و بنده هم با دیگری

  • 2794.jpgیارو یک شلوار دزدیده‌ بود، رفت به خیابان که آن را بفروشد، دزد دیگری شلوار را از او دزدید. وقتی یارو نزد سایر دوستان دزدش بازگشت، پرسیدند؛ شلوار را چند فروختی، گفت به قیمت خرید!

  • 2793.jpgهر آن كس كه در حرفة خود كسي است / و كس بودنش قابل بررسي است / اگر كاردان باشد و اهل فكر / سرش نيز پر باشد از فكر بكر / دلش خوش نباشد به ماهانگي / به وقت اداري و پرچانگي

  • 2792.jpgپدری به پسرش گفت؛ دلم می‌خواهد امسال معدلت 18 باشد و پسرش گفت؛ امسال معدلم 20 می‌شود. پدر با تعجب گفت؛ شوخی نکن! و پسرش جواب داد؛ خودت سر شوخی را باز کردی!

 

  • 1522.jpgای صبا! دیگر از این پس خبر از یار نیار / که کنون دلزده از عشقم و فارغ از یار / نه فقط با تو و اخبار تو مشکل دارم / ساعت بیست و سی نیز نبینم اخبار! / تا که تغییر کند کاربریمان زین پس / رفتم از حلقۀ عُشّاق به سوق تُجّار!

  • 1699.jpgراویان گفته‌اند ـ با تخمین ـ / شصت هفتاد سال پیش از این / لب یک دشت خشک لم‌یزرع / خالی از آب و عاری از مرتع / در بیابان غیرحاصل‌خیز / زیر پای همین خلیج عزیز

به سایت دروپال فارسی خوش آمدید!

لطفا برای کار با وب سایت مراحل زیر را دنبال کنید:

  1. برای پیکربندی وب سایت، بر روی بخش مدیریت کلیک کنید. در بخش سفارشی سازی شما می توانید وب سایت خود را پیکربندی کنید.
  2. برای اضافه نمودن امکانات جدید می توانید در بخش افزونه ها امکانات مورد نظر را فعال یا غیر فعال نمائید.
  3. برای سفارشی سازی قالب می توانید به بخش قالب ها مراجعه نموده یا از بخش قالب های فارسی قالب مورد نظر خود را دریافت نمایید.
  4. برای ارسال محتوا شما می توانید با استفاده از صفحه ایجاد محتوا, محتوای جدیدی را ایجاد کنید. این پیام در صورتی که یک محتوا در صفحه اول قرار گیرد, دیگر نمایش داه نمی شود.

برای دریافت اطلاعات بیشتر می توانید به بخش مقالات و آموزش ها در وب سایت رسمی پشتیبانی دروپال فارسی مراجعه نمائید.

 

2800.jpgاز یارو پرسیدند اسب تندتر می‌دود یا خر؟ گفت؛ اگر تعریف از خودم نباشد، خر!

2797.jpgپدری با هر بهانه‌ای به فرزند خود ایراد می‌گرفت و می‌گفت ناپلئون همسن تو که بود فلان کار مهم را انجام داد و اندازه تو که بود فلان اقدام برجسته را داشت. روزی پسرش به وی گفت؛ باباجان! ناپلئون در سن و سال شما هم که بود، امپراتور فرانسه بود، شما چی؟!

2794.jpgیارو یک شلوار دزدیده‌ بود، رفت به خیابان که آن را بفروشد، دزد دیگری شلوار را از او دزدید. وقتی یارو نزد سایر دوستان دزدش بازگشت، پرسیدند؛ شلوار را چند فروختی، گفت به قیمت خرید!

2792.jpgپدری به پسرش گفت؛ دلم می‌خواهد امسال معدلت 18 باشد و پسرش گفت؛ امسال معدلم 20 می‌شود. پدر با تعجب گفت؛ شوخی نکن! و پسرش جواب داد؛ خودت سر شوخی را باز کردی!

2788.jpgیکی از خلفای بنی‌عباس به مباشر خود گفت؛ پدران من هر یک لقبی داشتند مثل؛ المتوکل بالله، المعتصم بالله و... حالا چه لقبی را برای من مناسب می‌دانی؟ و مباشر گفت؛ العیاذ بالله!

2783.jpgرئیس یک گروه به یکی از اعضا که ساز مخالف کوک کرده بود گفت؛ اگر در انتخابات به من رأی ندهی دیگر هرگز مرا نخواهی دید. و عضو حزب با مهربانی گفت؛ یعنی از من قهر می‌کنی؟ و رئیس حزب گفت؛ نه خیر! چشم‌هایت را درمی‌آورم!

2779.jpgیارو می‌گفت مشکل ما به هیچوجه «پول» نیست، بلکه «بی‌پولی» است!

2775.jpgبابا به پسرش گفت؛ خیلی تشنه‌ام، برو یک لیوان آب برای من بیار. پسره گفت؛ آخه دارم فیلم تماشا می‌کنم! پسر دوم گفت؛ بابا! ولش کن خیلی بی‌ادبه، خودت برو یک لیوان آب کن و بخور، یک لیوان هم واسه من بیار!

2770.jpgاز شخصی که ادعا می‌کرد متخصص مهندسی معکوس است پرسیدند؛ تا حالا چه کار علمی مهمی داشته‌ای؟ گفت؛ تخصص من در حوزه مهندسی معکوس هواپیمای بدون سرنشین است. پرسیدند یعنی با مهندسی معکوس هواپیمای بدون سرنشین ساخته‌ای؟ گفت؛ نه! به تکنولوژی سرنشین بدون هواپیما دست یافته‌ام!

2773.jpgحکایت آن یارو شده که از یک جزوه 20 صفحه‌ای، 450 صفحه خلاصه‌برداری کرده بود.

2711.jpgدكتر صادق طباطبايى در گفت‏وگويى ضمن روايت خاطرات خود با امام خمينى (ره) در قبل از انقلاب، درباره حوادث نوفل‏لوشاتو، خاطراتى بيان كرد، از جمله گفت: افق ديد يك فقيه در آراى او خيلى نقش دارد. البته امام در عراق هم برخلاف محيط آنجا افكار مترقى‏اى داشتند.

2710.jpgدر زمان حيات آيت‏الله شهيد مرتضى مطهرى فيلمى ساخته شد به نام «محلل»؛ فيلمى كه صريح و آشكار موازين شرعى را دستمايه طنز و تمسخر قرار داده بود. علامه مطهرى نه حكم تكفير فيلمساز را صادر كرد و نه نيروهاى مذهبى را عليه فيلم و كارگردان شوراند؛

2674.jpgبررسی «نسبت بین قرآن و هنر» را در مقیاس‌های مختلفی می‌توان مطرح کرد؛ که در این بحث، هنر در مقیاس کلی، یعنی کلیّت هنر، با تمام شاخه‌هایی که دارد بررسی می‌شود. این که: «هفت رشته هنری یا بیش‌تر، چه نسبتی با قرآن می‌توانند برقرار کنند؟»؛ «هنر چیست؟»؛ «قرآن چگونه کتابی است؟» و «چگونه می‌توان بین هنر و قرآن نسبت برقرار کرد؟» موضوع این بحث است.

2671.jpgطراحی بی‌نظیر و پیچیدگی‌های گیم‌ها و کنسول‌ها و انواع و اقسام بازی‌های رایانه‌ای جدید، که سه چهار ساعت از ۲۴ ساعت روزانه برخی افراد را پر می‌کند، دارای احکام و حساب و کتاب‌های فقهی است که لازم است به آنها توجه جدی داشته باشم...

2614.jpgاگر هنر را به خلق زیبایی معنی کنیم و یا اگر هنر را در کار و حرفه توأم با زیبایی تعریف کنیم و یا اگر هنر را به شکل دادن به اشیاء بر اساس مقارنت و تعادلی تماشایی تعریف کنیم و اگر از مصادیق هنر شیوایی گفتار در نثر گویی و انضباط کلام در شعر گویی، تمرین و زیبانویسی و کارهای دستی را نام برد، همه وجه را می توانیم در زندگی حضرت زهرا (س) پیدا کنیم.

2591.jpgنظرسنجی اخیر وزارت ارشاد بار دیگر بر این نکته تاکید می‌کند که با وجود هجمه‌ شدید رسانه‌ای اخیر علیه سینماگرانی مانند ده‌نمکی و حاتمی‌کیا، حتی در تهران هم با اختلاف فاحشی محبوبیت آن‌ها بالاتر است .

2594.jpgشهید آوینی تلاش می کرد تا این مطلب را اثبات کند که سینما ابزاری علی السویه نیست که ما بتوانیم مثل یک ابزار خنثی به همان سادگی از آن استفاده بکنیم که غربی ها از آن استفاده می کنند. وی برای این حرف دلایل فلسفی داشت، که متأسفانه امروز هم بسیاری از فعالان فرهنگی ما آن را درک نمی کنند.

2583.jpgشعر از هنرهاي كلامي محسوب مي شود. از آن جا كه جوهر تخيّل و توصيف و تشبيه و نازك خيالي و لطيف گويي و نكته سنجي و گزيده گويي، هنر شاعران است و به كارگيري عنصر وزن و آهنگ در شعر، از اوّليات آن است، شاعر را هنرمندي مي توان شمرد كه ابزار كارش واژه است و با قدرت خيال، از واژه ها پيكر تراشي مي كند و با كلمات به نقاشي مي پردازد و با تسلّط بروزن و قافيه و صناعات ادبي و مراعات ايجاز در كلام و عروض در آهنگ، تصويري بديع ارائه مي دهد.

2584.jpgحضور ابراهیم حاتمی‌کیا کارگردان بعد از نمایش فیلم «چ». افزود: تاریخ انقلاب بخصوص اوایل آن، پر از حادثه‌ها و فراز و نشیب‌هایی بود که از دید ما هنرمندان، این حوادث، حوادثی دراماتیک بوده که در جنگ و بعد از جنگ گم شده و کمتر گفته می‌شود و همین امر باعث می‌شود این اتفاقات در اذهان باقی نمانند.

2448.jpgرسانه ها چقدر در زندگی ما نقش بازی می کنند و ما چقدر متوجه پتانسیل و ظرفیت های موجود در رسانه ها هستیم؟ انسان وقتی وارد اجتماع می شود بسیار در معرض پیام های محیطی و پیام های رسانه ای و در معرض پیام هایی که پنهان و فرآیند اطلاع رسانی قرار دارد.

2799.jpgگفته بودی مدال می‌گیریم / در المپیک حال می‌گیریم! / در شنا می رویم زیرآبی / صد مدال از کرال می‌گیریم / کمکی از خلیج فارس و خزر / کوسه و بچه‌وال می‌گیریم!

2798.jpgسرودم شعر خود را با قناعت / چرا؟ چون واقعا زیرا قناعت… / …همیشه بوده و تا هست باشد / کلید لذت از دنیا قناعت / به آقا تا کند خانم محبت / به خانم تا کند آقا قناعت…

2796.jpgمی شود با پول، خیلی کار کرد / راه ناهموار را هموار کرد! / می شود بیدار را خواباند و بعد / مردم در خواب را بیدار کرد / می شود بیمار را سالم نمود / یا که سالم را شبی بیمار کرد

2795.jpgمرگِ من دارد هزاران راه حلِ بهتری / کاش می مردم، نمی دیدم تو را با هر خری ! / در قبال کارهایت کرده ام عمری سکوت / کارِ خوبی نیست این که با فلانی… می پری ! / خوب من ! دنیا ندارد ارزش این کارها / تو دلت با دیگران و بنده هم با دیگری

2793.jpgهر آن كس كه در حرفة خود كسي است / و كس بودنش قابل بررسي است / اگر كاردان باشد و اهل فكر / سرش نيز پر باشد از فكر بكر / دلش خوش نباشد به ماهانگي / به وقت اداري و پرچانگي

2791.jpgشده انگار زندگي دشوار / عينهو راه شوسه ناهموار / نيست جرأت كه آدمي برود / از براي خريد در بازار / دست روي هرآنچه بگذاري / در ميارد براي تو اطوار!

2790.jpgتكنولوژي ببين چه كار مي‌كنه / هرچي خلافكاره، شكار مي‌كنه / دوربين مخفي شده به سادگی / مامور راهنمايي رانندگي! / فرقي نداره درجه‌ش چي باشه / هرچي باشه ابهت تو نگاشه!

2789.jpgشبي خواب بودم، نه خيلي عميق / به خواب من آمد ز عهد عتيق / حكيمي سخن‌دان و آموزگار / فزون بود سنّ وي از يك‌هزار / چو دقّت نمودم به سيماي او / بديدم كه پيري است صورت نكو

2787.jpgهمين جا ما جدالي مختصر با «اوباما» كرديم / و شايد خاطر خوانندگان باشد، چرا كرديم / سخن گفتيم از طبلي كه دائم روش مي‌كوبيد / به سهم خويش از اين بابت هياهو بي‌صدا كرديم / كسي كه صاحب نوبل شده، از جنگ مي‌گويد؟! / بسي لعنت به جنگ و نوبل و اين چيزها كرديم!

2786.jpgدر جهان هركس كه قدري منصف است / دين‌ندار و دين‌مدار و حق‌پرست / اندكي در باب اسرئيل اگر / فكر بنمايد –كمي يا بيشتر- / خوب مي‌فهمد كه اين نامردمان / فتنه‌سازي هست كاروبارشان

2702.jpgیک روز دکترها گفتند قلب‌ بابا خوب کار نمی‌کند . راست می‌گفتند چون فشارش دایم بالا و پایین می‌شد و ضربان‌اش هم هی تند و کند می‌شد و به قول خود بابا ریپ می‌زد. دکتر بخشاییان پزشک قلب بابا بعد از چند آزمایش تشخیص داد که باید برای قلب بابا هر چه زودتر باتری کار بگذارند. دکتر امیدوار بود بتواند عمل را با موفقیت انجام بدهد و قبل از این که قلب بابا از کار بیفتد بتواند باتری را کار بگذارد.

2696.jpgافراد بی مانند همیشه می مانند.
به هم نپریم، باهم بپریم.
وقتی به قله رسید که جواب سربالای کوه را نشنید.

2639.jpgاگر جام‌جهانی فوتبال در ایران برگزار می‌شد، تماشاگران هنگام روبرو شدن با هر کدام از تیم‌ها چه شعارهایی می‌دادند؟ در ادمه، شعارهای پیش‌بینی شده برای رویارویی با تک‌تک تیم‌های حاضر در جام جهانی ۲۰۱۴ را خواهید خواند(لطفا طوری بخوانید که انگار در استادیم آزادی می‌خوانید)

2552.jpg1- مرتضی : پسر کوچک و باهوشی که پس از فوت مادر و تجدید فراش پدر با مادربزرگش زندگی می نماید . حساس _ خیال باف .
2- مادربزرگ: زن کهنسال _ مهربان_ در این اواخر چشم هایش کم سو شده و مرتضی در تلاش است برای او عینک تهیه کند.

2551.jpgتصور کنید پنجاه سال پیش، از کودکان دبستانی در یک دهکده دور در ایران خواسته اند که درباره مترو انشا بنویسند. در ضمن معلم برای آنان توضیح داده است که مترو گونه ای از حمل و نقل است که در زیر زمین جریان دارد. چند نمونه از انشاهای نوشته شده را در زیر می خوانیم:

2531.jpgمش‌مراد در یک کنفرانس مطبوعاتی شرکت کرد و خطاب به مسافران نوروزی عزیز که قصد سفر به مشهد را دارند، آخرین توصیه‌هایش را ارائه کرد. به نقل از ده‌آرا، وی توصیه‌های خود را به شرح زیر بیان کرد:

2517.jpgکاري پيش آمده نمي توانم سر قرار بمانم تو اين پيامک را الان دريافت مي کني اما من آنرا همان ديروز براي تو ارسال کرده بودم.

2513.jpgپله پله تا ملكوت مؤسسه هواپیمایی «پله پله تا ملکوت» روز گذشته طی پروازی آزمایشی آغاز به کار کرد. به گزارش چیپنا این موسسه هواپیمایی که با شعار «زمین را دوباره خواهیم دید بخدا» فعالیت خود را آغاز کرده است، مجهز به سیزده فروند هواپیمای «جامبولینگ 3» است که از زمان جنگ جهانی دوم تاکنون شصت و هفت هزار پرواز موفق انجام داده است و دارای بالهای پرچ شده میباشد.

2510.jpgهمسایه‌ها و اقوام از این که کار خاصی نکرده‌اید، به شما می‌خندند، اما شما به‌زودی به آن‌ها نشان خواهید داد؛ حالا این که چی را نشان خواهید داد، معلوم نیست.

2507.jpgنظر به اينكه وزير بازرگاني اعلام فرموده كه به زودي موج ارزاني در راه است ، اينجانب پيشنهاد مي‌كنم مسئولان حوادث غير مترقبه در حالت آماده باش كامل قرار بگيرند تا خداي نكرده اين موج‌هاي ارزاني كه قرار است به زودي و به صورت ناگهاني خودش را نشان دهد ، به يكباره تبديل به سونامي نگردد!

2801.jpgبار دیگر جمعی از جوانان این مملکت از نگرانی درآمدند و با اعلام اسامی‌شان به‌عنوان قبول‌شدگان در دانشگاه، نفس راحتی کشیدند و به جماعت گفتند: آخیش ش ش..... راحت شدیم‌ها!

2774.jpgنظر اول: دانشگاه فقط مسئول درس و تحصیل و دادن مدرک به دانشجویان است و هیچ گونه مسئولیتی در قبال آینده شغلی آنها در خارج دانشگاه ندارد.(در اتوبوس های بین شهری هم حتما این نوشته را بالاسر جناب راننده دیده اید که: «من مسئول جان شما هستم، نه کار شما!...)

2771.jpgهنوز چند سالی از طرح موضوع «حملات سایبری» و شیوه‌ها و شگردهای بهداشتی مراقبت و مواظبت از ملت در این فضای مجازی و ایجازی نگذشته و هنوز مشکل سایت‌های خوفناک اجتماعی همچون فیسبوک ضالّه، حل یا منحل نشده که یکهو خبر از حملات جدیدی در فضای وایبری گوشی‌های تلفن همراه می‌شود که ما از آن با عنوان «حملات وایبری» 1 نام می‌بریم.

2761.jpgرکورد زدن که حتما نباید با دارا بودن بیشترین مشاغل اتفاق بیفتد که سابق بر این در کمال مهرورزی، گاهی اتفاق می‌افتاد و عزیزانی از اهل تمیز، همزمان چند شغل دولتی و غیردولتی داشتند؛ چنان‌که شاید خودشان نیز تعداد دقیق آن را در خاطر نداشتند. ایشان انگار که می‌خواستند در عمل، مراتب دانایی، توانایی، دارندگی و برازندگی خود را به نمایش عمومی بگذارند. نمی‌خواستند مخفی بماند.

2756.jpgاین قضیه «آزمون و خطا» هم باور بفرمایید برای خودش یک نظم و نسقی دارد و یک حد و حدودی. کم الکی که نیست. مملکت قانون دارد. این که در هر پدیده‌ای، همین‌طور کشکی و کتره‌ای، شتابزده و بدون مطالعه وارد عمل شویم و بعد که تیرمان به سنگ خورد، سینه جلو بدهیم که چیزی نیست، آزمون و خطاست؛ این که نشد دلیل. توجیه شاید.

2714.jpgامروز و امشب ملت همه دنبال ماه می گردند. تولد ماهم هست که هیچ بعید نیست ملت دنبال ماهم بگردند اگرچه، ما کجا و ماه آسمان کجا؟!.... علی القول شاعر: میان ماه من تا ماه گردون/تفاوت از زمین تا آسمان است.

2705.jpgما بالاخره تکلیف خودمان را نفهمیدیم که میان وزارتخانه‌های دولت و شرکت‌های خودروسازی، در عمل و درواقع، کدام یک رئیس آن دیگری است؟!... شاید ما بیش از حد نفهمیم و نمی‌فهمیم! (صادقانه و متواضعانه، خودمان را عرض می‌کنیم).

2701.jpgتشویق خیلی چیز خوبی است. آن قدر که اگر طرف به زبان خوش حاضر به قبول تشویق نشد، به زور باید تشویقش کرد. گاهی خب خود طرف هنوز گرم است، متوجه نیست که به تشویق نیاز دارد. اطرافیان که کنار گود نشستند، گاهی بهتر می‌فهمند.

2694.jpgالبته این مطلب را اگر بعد افطار بخوانید، بهتر است. به هرحال، داخلش پیتزا هست و باید احتیاط کرد. ولی خب چاره‌ای هم نیست، باید ادامه دهم. روزنامه، صبح در می‌آید، نه بعد از افطار!... حالا بحث اصلی ما البته پیتزا هم نیست، بلکه راجع به این دم و دستگاه‌های کارتخوان موسوم به «pos»نصب شده در مغازه‌ها و مراکز فروش می‌خواهیم برای بار چندم صحبت کنیم

2684.jpgسابق بر این، یک شعری می‌خواندند که مصرع دومش این بود: «آنان که غنی‌ترند، محتاج‌ترند»؛ منتها بعضی‌ها ظاهرا مصرع اولش را به‌خاطر نداشتند و همچین انگاشتند که این واقعیت گویا در عالم مادیات به همین‌گونه است. اینها ملتفت نیستند که معنای اصلی شعر در عالم معنا مطرح است، نه عالم ماده.

1989.jpgشخصی زیر درخت گردو ایستاده بود و می‌گفت: « خدایا! همه کارهایت درست است. فقط نمی‌فهمم چرا گردوی به این کوچکی را بالای این درخت بزرگ قرار داده‌ای ولی هندوانه به آن بزرگی را لای بته های کوچک!»

1988.jpgشخصی وارد یک آسیاب گندم شد. دید به جای اینکه یک انسان گندمها را آسیاب کند، چوب آسیاب به گردن یک قاطر بسته شده. قاطر میچرخید و آسیاب کار میکرد اما به گردن قاطر یک زنگوله آویزان بود.

1986.jpgعلامه حلی در سنین کودکی پیش دایی اش که محقق بود می‌رفت و درس میخواند وقتی درسی را یاد نمیگرفت یا شیطنت میکرد، دایی دنبالش می‌کرد تا تنبیه اش کند، علامه کوچک اما سریع یک آیه سجده دار میخواند و دایی اش به سجده می رفت، آن وقت خودش پا به فرار می‌گذاشت و فرار می‌کرد.

1985.jpgسلطان محمود غزنوی برای خود قبری ساخت، تا زمانی که مرد آن جا دفنش کنند. وقتی می‌خواست روی سنگ قبرش آیه ای از قرآن را بنویسد از نوکرش پرسید: «چه آیه ای را بنویسم بهتر است؟» نوکر جواب داد: این آیه از قرآن را بنویس: «هذه جهنم التی کنتم توعدون / این جهنمی است که همواره وعده اش به شما داده می‌شد!».

1984.jpgجوانی همیشه ریشش را با تیغ می‌تراشید. وقتی علت این کار را از او پرسیدند، گفت: «مادرم میگوید پسرم! اگر تو ریش بگذاری مردم فکر میکنند سنت زیاد است. آن وقت میگویند حتما مادرش هم پیر است پس بهتر است قید ریشت را بزنی!»

2007.jpgچند ساعت به تحویل سال مانده بود. بچه ها توی حسینیه جمع شده بودند و قرار بود در تاریکی دعای توسل بخوانیم و بعد چراغها را روشن کنیم تا سال تحویل شود مجلس باحالی شده بود و بچه ها هر کدام در حال خودشان بودند و اشک می ریختند. مداح با امام زمان (عج) صحبت می کرد که: «آقا جان یک نظری هم امشب به مجلس ما داشته باش»

2006.jpgیکی از رزمندگان شوخ طبع در زمان عملیات به سایر رزمندگان گفت: «بچه ها هر چه به دستتان رسید نخورید؛ خصوصاً تیر و ترکش. چون اینها بیت المال است و حساب و کتاب دارد. فردا باید جوابگو باشیم».

1975.jpgیکی از بچه ها با اشتها و میل تمام مشغول خوردن بود و لابه لای لقمه هایی که می گرفت، هر وقت فرصت نفس کشیدن پیدا می کرد، خیلی جدی می گفت:«بزرگان ما میگویند یکی از راههای مبارزه با نفس آن است که هر چه او میگوید بکن، مخالف آن را عمل کنی؛ حتی اگر بگوید عبادت کن.

1974.jpgفرمانده با شور و حرارت مشغول صحبت بود و تقسیم وظایف میکرد و گروه ها یکی یکی توجیه می شدند. یک دفعه یادش آمد باید خبری را به قرارگاه برساند. سرش را چرخاند و به یک رزمنده نوجوان گفت: «پاشو با آن موتور سریع برو عقب این پیغام را بده».

1948.jpgهمه بچه ها داخل چادر جمع شده بودند و یک سره میگفتند و میخندیدند. هر کس جمله جالبی میگفت تا بچه ها را شاد کند. یکی از بچه ها اصلا حواسش به صحبت های ما نبود؛ فکرش جای دیگری بود. ساکت و آرام گوشه ای به کوله پشتی اش تکیه داده بود و با خودش فکر میکرد.