اسلاید شو

  • 2705.jpgما بالاخره تکلیف خودمان را نفهمیدیم که میان وزارتخانه‌های دولت و شرکت‌های خودروسازی، در عمل و درواقع، کدام یک رئیس آن دیگری است؟!... شاید ما بیش از حد نفهمیم و نمی‌فهمیم! (صادقانه و متواضعانه، خودمان را عرض می‌کنیم).

  • 2704.jpgشخصی موعظه می‌کرد و می‌گفت؛ دروغگویی مادر همه گناهان است و بعد به یکی از حاضران گفت؛ چرا از دروغگویی دست برنمی‌داری؟ یارو جواب داد؛ خب! واسه اینکه، احترام مادر واجبه!

  • 2703.jpgیارو به بقال سرکوچه گفت؛ آقا صابون داری؟ جواب داد آره! گفت؛ پس اون دست‌های کثیف و آلوده‌ات را حسابی بشور، بعد 200 گرم پنیر بده!

  • 2702.jpgیک روز دکترها گفتند قلب‌ بابا خوب کار نمی‌کند . راست می‌گفتند چون فشارش دایم بالا و پایین می‌شد و ضربان‌اش هم هی تند و کند می‌شد و به قول خود بابا ریپ می‌زد. دکتر بخشاییان پزشک قلب بابا بعد از چند آزمایش تشخیص داد که باید برای قلب بابا هر چه زودتر باتری کار بگذارند. دکتر امیدوار بود بتواند عمل را با موفقیت انجام بدهد و قبل از این که قلب بابا از کار بیفتد بتواند باتری را کار بگذارد.

  • 2701.jpgتشویق خیلی چیز خوبی است. آن قدر که اگر طرف به زبان خوش حاضر به قبول تشویق نشد، به زور باید تشویقش کرد. گاهی خب خود طرف هنوز گرم است، متوجه نیست که به تشویق نیاز دارد. اطرافیان که کنار گود نشستند، گاهی بهتر می‌فهمند.

  • 2700.jpgمسافری در یکی از شهرها با چند نفر دعوایش شد و به او ناسزا گفتند، وقتی مسافر به شهر خودش رسید، پشت بام خانه را سوراخ کرد و رو به آن شهر فریاد زد، فلان و فلان و فلان هم خودت هستی و... همسرش صدایش کرد و گفت؛ بس کن دیگه! بیا پائین! الان خون راه می‌اندازی!

  • 2694.jpgالبته این مطلب را اگر بعد افطار بخوانید، بهتر است. به هرحال، داخلش پیتزا هست و باید احتیاط کرد. ولی خب چاره‌ای هم نیست، باید ادامه دهم. روزنامه، صبح در می‌آید، نه بعد از افطار!... حالا بحث اصلی ما البته پیتزا هم نیست، بلکه راجع به این دم و دستگاه‌های کارتخوان موسوم به «pos»نصب شده در مغازه‌ها و مراکز فروش می‌خواهیم برای بار چندم صحبت کنیم

  • 2697.jpgیک مرد پشت پنجره سیگار می کشد / با یک تریپ مسخره سیگار می کشد / سیگار را ته حلقش کند فرو / او از صمیم قلب خود انگار می کشد / چون کامیون نشسته و هی دود می کند / یک بار نه دوبار نه صد بار می کشد

  • 2696.jpgافراد بی مانند همیشه می مانند.
    به هم نپریم، باهم بپریم.
    وقتی به قله رسید که جواب سربالای کوه را نشنید.

  • 2695.jpgای عزیزان که در آن دنیایید / هـــمه تان خانم یــــــا آقایید / اینکه خفته است محمد حسن است / آری این مرقد مرحوم من است / مدتی بنده هم از لطف خدا / زنده بودم چو شما در دنیا

 

  • 861.jpgدوسِت دِرُم مَگِر چه قد می‏یرزه / که ای جوری دست و دلت ملرزه؟ / دوسِت درُم مفتِکی‏یه نه پولی / به مرغه‏یم خروس مگه قوقولی / ای مرغ عشقایی که جفت و جورن / بال و پر همدگَه ره مُجورن

  • 1019.jpgتو شهر ما وقتی ترافیک می‌شه / خیابونای شهرمون شیک می‌شه / حال می‌کنی خیابونو می‌بینی / مثل یه جعبه‌ی پر از شیرینی / انگاری چیده یک نفر پیش هم / خودروها رو مرتب و منظم

به سایت دروپال فارسی خوش آمدید!

لطفا برای کار با وب سایت مراحل زیر را دنبال کنید:

  1. برای پیکربندی وب سایت، بر روی بخش مدیریت کلیک کنید. در بخش سفارشی سازی شما می توانید وب سایت خود را پیکربندی کنید.
  2. برای اضافه نمودن امکانات جدید می توانید در بخش افزونه ها امکانات مورد نظر را فعال یا غیر فعال نمائید.
  3. برای سفارشی سازی قالب می توانید به بخش قالب ها مراجعه نموده یا از بخش قالب های فارسی قالب مورد نظر خود را دریافت نمایید.
  4. برای ارسال محتوا شما می توانید با استفاده از صفحه ایجاد محتوا, محتوای جدیدی را ایجاد کنید. این پیام در صورتی که یک محتوا در صفحه اول قرار گیرد, دیگر نمایش داه نمی شود.

برای دریافت اطلاعات بیشتر می توانید به بخش مقالات و آموزش ها در وب سایت رسمی پشتیبانی دروپال فارسی مراجعه نمائید.

 

2704.jpgشخصی موعظه می‌کرد و می‌گفت؛ دروغگویی مادر همه گناهان است و بعد به یکی از حاضران گفت؛ چرا از دروغگویی دست برنمی‌داری؟ یارو جواب داد؛ خب! واسه اینکه، احترام مادر واجبه!

2703.jpgیارو به بقال سرکوچه گفت؛ آقا صابون داری؟ جواب داد آره! گفت؛ پس اون دست‌های کثیف و آلوده‌ات را حسابی بشور، بعد 200 گرم پنیر بده!

2700.jpgمسافری در یکی از شهرها با چند نفر دعوایش شد و به او ناسزا گفتند، وقتی مسافر به شهر خودش رسید، پشت بام خانه را سوراخ کرد و رو به آن شهر فریاد زد، فلان و فلان و فلان هم خودت هستی و... همسرش صدایش کرد و گفت؛ بس کن دیگه! بیا پائین! الان خون راه می‌اندازی!

2692.jpgقاضی به متهم گفت؛ اگر می‌گویی که فقط یک شاخه گل به سمت شاکی پرتاب کرده‌ای پس چرا سرش شکسته است؟ و متهم گفت؛ قربان گل رو با گلدون پرت کردم!

2689.jpgیارو وارد کابین خلبان شد و گفت؛ برو واشنگتن، خلبان گفت؛ نمی‌روم! گفت برو لندن خلبان گفت؛ نمی‌روم... گفت بهت می‌گم برو تل‌آویو... و خلبان پاسخ می‌داد، مسیر خود را تغییر نمی‌دهم که نمی‌دهم و یارو که حسابی ناامید شده بود گفت؛ پس بذار یه بوق بزنم!

2686.jpgیارو به رفیقش می‌گفت؛ فکر نکن آنهمه خدمتی که به من کردی بی‌نتیجه بوده! تصمیم دارم شب عروسیت با آبکش برات آب بیارم!

2685.jpgواعظی بر منبرمی‌گفت؛ در جهنم به تعداد گناهانی که هر کس مرتکب شده است به او سوزن می‌زنند. یکی پرسید؛ پدر من در چه حال است. واعظ گفت؛ پدرت را برده‌اند زیر چرخ‌خیاطی!

2683.jpgخوشا به حال باغبانی که شغال از او قهر کند!

2681.jpgیارو در مسابقه 20 سوالی شرکت کرده بود. جواب که هویج بود را یواشکی به او گفتند و توصیه کردند همان اول نگوید که قضیه لو نرود. مسابقه که شروع شد، یارو پرسید؛ جانداره؟ مجری گفت؛ نه! یارو پرسید؛ توی جیب جا میشه؟ مجری گفت؛ نه! و یارو گفت؛ پس معلومه که هویجش خیلی بزرگه!

2678.jpgبه بعضی‌ها باید گفت؛ برای تنوع هم که شده، چند دقیقه آدم باش!

2674.jpgبررسی «نسبت بین قرآن و هنر» را در مقیاس‌های مختلفی می‌توان مطرح کرد؛ که در این بحث، هنر در مقیاس کلی، یعنی کلیّت هنر، با تمام شاخه‌هایی که دارد بررسی می‌شود. این که: «هفت رشته هنری یا بیش‌تر، چه نسبتی با قرآن می‌توانند برقرار کنند؟»؛ «هنر چیست؟»؛ «قرآن چگونه کتابی است؟» و «چگونه می‌توان بین هنر و قرآن نسبت برقرار کرد؟» موضوع این بحث است.

2671.jpgطراحی بی‌نظیر و پیچیدگی‌های گیم‌ها و کنسول‌ها و انواع و اقسام بازی‌های رایانه‌ای جدید، که سه چهار ساعت از ۲۴ ساعت روزانه برخی افراد را پر می‌کند، دارای احکام و حساب و کتاب‌های فقهی است که لازم است به آنها توجه جدی داشته باشم...

2614.jpgاگر هنر را به خلق زیبایی معنی کنیم و یا اگر هنر را در کار و حرفه توأم با زیبایی تعریف کنیم و یا اگر هنر را به شکل دادن به اشیاء بر اساس مقارنت و تعادلی تماشایی تعریف کنیم و اگر از مصادیق هنر شیوایی گفتار در نثر گویی و انضباط کلام در شعر گویی، تمرین و زیبانویسی و کارهای دستی را نام برد، همه وجه را می توانیم در زندگی حضرت زهرا (س) پیدا کنیم.

2591.jpgنظرسنجی اخیر وزارت ارشاد بار دیگر بر این نکته تاکید می‌کند که با وجود هجمه‌ شدید رسانه‌ای اخیر علیه سینماگرانی مانند ده‌نمکی و حاتمی‌کیا، حتی در تهران هم با اختلاف فاحشی محبوبیت آن‌ها بالاتر است .

2594.jpgشهید آوینی تلاش می کرد تا این مطلب را اثبات کند که سینما ابزاری علی السویه نیست که ما بتوانیم مثل یک ابزار خنثی به همان سادگی از آن استفاده بکنیم که غربی ها از آن استفاده می کنند. وی برای این حرف دلایل فلسفی داشت، که متأسفانه امروز هم بسیاری از فعالان فرهنگی ما آن را درک نمی کنند.

2583.jpgشعر از هنرهاي كلامي محسوب مي شود. از آن جا كه جوهر تخيّل و توصيف و تشبيه و نازك خيالي و لطيف گويي و نكته سنجي و گزيده گويي، هنر شاعران است و به كارگيري عنصر وزن و آهنگ در شعر، از اوّليات آن است، شاعر را هنرمندي مي توان شمرد كه ابزار كارش واژه است و با قدرت خيال، از واژه ها پيكر تراشي مي كند و با كلمات به نقاشي مي پردازد و با تسلّط بروزن و قافيه و صناعات ادبي و مراعات ايجاز در كلام و عروض در آهنگ، تصويري بديع ارائه مي دهد.

2584.jpgحضور ابراهیم حاتمی‌کیا کارگردان بعد از نمایش فیلم «چ». افزود: تاریخ انقلاب بخصوص اوایل آن، پر از حادثه‌ها و فراز و نشیب‌هایی بود که از دید ما هنرمندان، این حوادث، حوادثی دراماتیک بوده که در جنگ و بعد از جنگ گم شده و کمتر گفته می‌شود و همین امر باعث می‌شود این اتفاقات در اذهان باقی نمانند.

2448.jpgرسانه ها چقدر در زندگی ما نقش بازی می کنند و ما چقدر متوجه پتانسیل و ظرفیت های موجود در رسانه ها هستیم؟ انسان وقتی وارد اجتماع می شود بسیار در معرض پیام های محیطی و پیام های رسانه ای و در معرض پیام هایی که پنهان و فرآیند اطلاع رسانی قرار دارد.

2443.jpgآیت الله جوادی آملی درباره فلسفه هنر در اسلام فرمودند: اصل هنر و جمال و جلال در نظام الهی هست و آنچه که مسئولیت شما در حوزه است این است که هنر معقولی را ارائه کنید.این استاد صاحب نظر در هنر و ادبیات با بیان اینکه بین "هنر نازل" و "هنر متنزّل" فرق زیادی است، افزودند: آنچه که امروز در کشور ما وجود دارد هنر نازل است؛ ولی آنچه که اثر هنری را ماندگار می کند هنر متنزّل است.

2445.jpgفرزندان ما نباید فیلم های مستهجن ببینند این جمله ای است که والدین ایرانی به آن توجه دارند و در مواقع مختلف آن را تاکید می کنند والدین ایرانی همیشه در این استرس و ترس بسر می برند که مبادا بچه های کم سن و سالشان تصویری مبتذل و غیر اخلاقی را نگاه کنند چرا که همه بخوبی می دانند که تماشای این تصاویر هم برای یک بچه کم سن وسال چقدر می تواند دردناک و فاجعه انگیز باشد

2697.jpgیک مرد پشت پنجره سیگار می کشد / با یک تریپ مسخره سیگار می کشد / سیگار را ته حلقش کند فرو / او از صمیم قلب خود انگار می کشد / چون کامیون نشسته و هی دود می کند / یک بار نه دوبار نه صد بار می کشد

2695.jpgای عزیزان که در آن دنیایید / هـــمه تان خانم یــــــا آقایید / اینکه خفته است محمد حسن است / آری این مرقد مرحوم من است / مدتی بنده هم از لطف خدا / زنده بودم چو شما در دنیا

2691.jpgخداوندا در این وضع گرانی / که باشد سخت حال زندگانی / نباشد هیچ کس راضی به این که / کنی یک ماه ما را میهمانی ! / ولی حالا که کردی میهمانم / خودم می آیم از روی نشانی

2690.jpgنامه یعنی آنچه آدم می نویسد بهر یاری / گر که داری خوش به حالت گر نداری خب نداری / در میان نامه آدم چیزهایی می نویسد / چیزهای بی سر و ته غالبا هم استعاری / شخص عاشق در میان نامه بر حیثیت خود / حمله گاهی می کند آن هم به شکل انتحاری

2688.jpgز گهواره تا گور دانش بجوی / به هر شکل و هر جور دانش بجوی / به هنگام غسل و کفن با امید / تو از سدر و کافور دانش بجوی / زبان خوش این است گر نشنوی / به ضرب دو تا زور دانش بجوی

2687.jpgفکرم همه جا هست ولی پیش خدا نیست / سجاده زردوز که محراب دعا نیست / گفتند سر سجده کجا رفته حواست؟ / اندیشه سیال من – ای دوست – کجا نیست؟! / از شدت اخلاص من عالم شده حیران / تعریف نباشد، ابداً قصد ریا نیست!

2682.jpgدرین اوقات بیکاری به هر حال، / ندارم جز قلم یاری به هر حال، / رفیق ِ بی کلک ، خودکار خوبم / تو هم قطعاً مرض داری به هر حال، / گلــی در بــوستان عــلم، امّـا / به چشم عده ای خاری به هر حال،

2680.jpgتا دولت شعبان سپری گشت و نهان شد / ماه «رمضان» آمد و ماه «رم از آن» شد / این رم نه از آن است که ارباب شکم را / در باب شکم پرورشی کار نهان شد / ما را رم از آن است در این ماه که در شهر / سی درصدی اجناس به یکباره گران شد

2677.jpgهم به تندی ِ زبان می خندم / هم به تلخی ِ بیان می خندم / گرچه سرویس شدن آسان است / به گشادی ِ دهان می خندم ! / کشــور ما که ندارد عیبی / پس به اوضاع جهان می خندم

2649.jpgجهان یک ذره شیرینی ندارد / به غیر از بنجل چینی ندارد / سراپا شعر طنز است و فکاهه / دو مصرع شعر آیینی ندارد / جهان چندیست دیگر بارور نیست / از این رو طفلکی نینی ندارد

2702.jpgیک روز دکترها گفتند قلب‌ بابا خوب کار نمی‌کند . راست می‌گفتند چون فشارش دایم بالا و پایین می‌شد و ضربان‌اش هم هی تند و کند می‌شد و به قول خود بابا ریپ می‌زد. دکتر بخشاییان پزشک قلب بابا بعد از چند آزمایش تشخیص داد که باید برای قلب بابا هر چه زودتر باتری کار بگذارند. دکتر امیدوار بود بتواند عمل را با موفقیت انجام بدهد و قبل از این که قلب بابا از کار بیفتد بتواند باتری را کار بگذارد.

2696.jpgافراد بی مانند همیشه می مانند.
به هم نپریم، باهم بپریم.
وقتی به قله رسید که جواب سربالای کوه را نشنید.

2639.jpgاگر جام‌جهانی فوتبال در ایران برگزار می‌شد، تماشاگران هنگام روبرو شدن با هر کدام از تیم‌ها چه شعارهایی می‌دادند؟ در ادمه، شعارهای پیش‌بینی شده برای رویارویی با تک‌تک تیم‌های حاضر در جام جهانی ۲۰۱۴ را خواهید خواند(لطفا طوری بخوانید که انگار در استادیم آزادی می‌خوانید)

2552.jpg1- مرتضی : پسر کوچک و باهوشی که پس از فوت مادر و تجدید فراش پدر با مادربزرگش زندگی می نماید . حساس _ خیال باف .
2- مادربزرگ: زن کهنسال _ مهربان_ در این اواخر چشم هایش کم سو شده و مرتضی در تلاش است برای او عینک تهیه کند.

2551.jpgتصور کنید پنجاه سال پیش، از کودکان دبستانی در یک دهکده دور در ایران خواسته اند که درباره مترو انشا بنویسند. در ضمن معلم برای آنان توضیح داده است که مترو گونه ای از حمل و نقل است که در زیر زمین جریان دارد. چند نمونه از انشاهای نوشته شده را در زیر می خوانیم:

2531.jpgمش‌مراد در یک کنفرانس مطبوعاتی شرکت کرد و خطاب به مسافران نوروزی عزیز که قصد سفر به مشهد را دارند، آخرین توصیه‌هایش را ارائه کرد. به نقل از ده‌آرا، وی توصیه‌های خود را به شرح زیر بیان کرد:

2517.jpgکاري پيش آمده نمي توانم سر قرار بمانم تو اين پيامک را الان دريافت مي کني اما من آنرا همان ديروز براي تو ارسال کرده بودم.

2513.jpgپله پله تا ملكوت مؤسسه هواپیمایی «پله پله تا ملکوت» روز گذشته طی پروازی آزمایشی آغاز به کار کرد. به گزارش چیپنا این موسسه هواپیمایی که با شعار «زمین را دوباره خواهیم دید بخدا» فعالیت خود را آغاز کرده است، مجهز به سیزده فروند هواپیمای «جامبولینگ 3» است که از زمان جنگ جهانی دوم تاکنون شصت و هفت هزار پرواز موفق انجام داده است و دارای بالهای پرچ شده میباشد.

2510.jpgهمسایه‌ها و اقوام از این که کار خاصی نکرده‌اید، به شما می‌خندند، اما شما به‌زودی به آن‌ها نشان خواهید داد؛ حالا این که چی را نشان خواهید داد، معلوم نیست.

2507.jpgنظر به اينكه وزير بازرگاني اعلام فرموده كه به زودي موج ارزاني در راه است ، اينجانب پيشنهاد مي‌كنم مسئولان حوادث غير مترقبه در حالت آماده باش كامل قرار بگيرند تا خداي نكرده اين موج‌هاي ارزاني كه قرار است به زودي و به صورت ناگهاني خودش را نشان دهد ، به يكباره تبديل به سونامي نگردد!

2705.jpgما بالاخره تکلیف خودمان را نفهمیدیم که میان وزارتخانه‌های دولت و شرکت‌های خودروسازی، در عمل و درواقع، کدام یک رئیس آن دیگری است؟!... شاید ما بیش از حد نفهمیم و نمی‌فهمیم! (صادقانه و متواضعانه، خودمان را عرض می‌کنیم).

2701.jpgتشویق خیلی چیز خوبی است. آن قدر که اگر طرف به زبان خوش حاضر به قبول تشویق نشد، به زور باید تشویقش کرد. گاهی خب خود طرف هنوز گرم است، متوجه نیست که به تشویق نیاز دارد. اطرافیان که کنار گود نشستند، گاهی بهتر می‌فهمند.

2694.jpgالبته این مطلب را اگر بعد افطار بخوانید، بهتر است. به هرحال، داخلش پیتزا هست و باید احتیاط کرد. ولی خب چاره‌ای هم نیست، باید ادامه دهم. روزنامه، صبح در می‌آید، نه بعد از افطار!... حالا بحث اصلی ما البته پیتزا هم نیست، بلکه راجع به این دم و دستگاه‌های کارتخوان موسوم به «pos»نصب شده در مغازه‌ها و مراکز فروش می‌خواهیم برای بار چندم صحبت کنیم

2684.jpgسابق بر این، یک شعری می‌خواندند که مصرع دومش این بود: «آنان که غنی‌ترند، محتاج‌ترند»؛ منتها بعضی‌ها ظاهرا مصرع اولش را به‌خاطر نداشتند و همچین انگاشتند که این واقعیت گویا در عالم مادیات به همین‌گونه است. اینها ملتفت نیستند که معنای اصلی شعر در عالم معنا مطرح است، نه عالم ماده.

2679.jpgاگر کسی الآن از شما بپرسد که تابوتت چند؟... اولا که جا می‌خورید و می‌ترسید (در خوشبینانه‌ترین حالتش!)؛ در ثانی، خنده‌تان می‌گیرد که مگر تابوت آدم ارزشی دارد؟... وقتی پای روح در میان نباشد، خود جسم و جسد چه ارزشی دارد که ظرف مخصوص آن یعنی تابوت بخواهد ارزش داشته باشد؟...

2676.jpgبعضی چیزها هست که از اول نبوده (چشم بسته غیب گفتیم!) و قصد و تعمدی هم برای بودن و به‌وجود آوردن آنها در کار نبوده؛ همین‌طور الکی و ناخواسته خودشان به‌وجود آمده، ولی بعدها به‌دلیل بی‌تفاوتی بقیه و اعتراض نکردن نسبت آنها، به صورت یک امر طبیعی درآمده‌اند؛ چندان که گویی از اول بوده و جزو لاینفک قضیه هم تشریف دارند.

2673.jpgکم در فضای جامعه آمار و ارقام مربوط به اعتیاد اعلام می‌شود، که فقط مانده در فضای علمی دانشگاه هم این جور آماری اعلام شود. به حق چیزهای ندیده و نشنیده!....

2670.jpgافطاری دادن از قدیم‌الایام، یک سنت حسنه‌ای بوده که مردم ما آن را خیلی دوست داشته‌اند و به صورت خودجوش در خانه‌های خود و در سطح فامیل یا در و همسایه و دوست و آشنا، اقدام به برگزاری آن می‌کردند.

2668.jpgسهراب که در شعر بلند صدای پای آب گفته است: «ساده باشیم / ساده باشیم چه در باجه یک بانک، چه در زیر درخت...»؛ منظور بی پیرایگی و بی تکلفی است. یعنی هرکی هستی، برای خودتی. وقتی وارد بانک شدی، مثل بقیه مشتری ها، از دستگاه نوبت ده مستقر در ورودی بانک، نوبت بگیر.

2667.jpgما تا الان همچین خیال می‌کردیم که همیشه برای هر چیزی باید برنامه داشت؛ حال آن که داشتن برنامه، همیشه هم خوب نیست. اگر باور نمی‌کنید، مثال بیاورم. بله، ظاهرا چاره‌ای نیست، باید مثال بیاورم. نمی‌دانم چرا ملت این قدر دیرباور شده‌اند. مگر چه اتفاقی افتاده است؟...

1989.jpgشخصی زیر درخت گردو ایستاده بود و می‌گفت: « خدایا! همه کارهایت درست است. فقط نمی‌فهمم چرا گردوی به این کوچکی را بالای این درخت بزرگ قرار داده‌ای ولی هندوانه به آن بزرگی را لای بته های کوچک!»

1988.jpgشخصی وارد یک آسیاب گندم شد. دید به جای اینکه یک انسان گندمها را آسیاب کند، چوب آسیاب به گردن یک قاطر بسته شده. قاطر میچرخید و آسیاب کار میکرد اما به گردن قاطر یک زنگوله آویزان بود.

1986.jpgعلامه حلی در سنین کودکی پیش دایی اش که محقق بود می‌رفت و درس میخواند وقتی درسی را یاد نمیگرفت یا شیطنت میکرد، دایی دنبالش می‌کرد تا تنبیه اش کند، علامه کوچک اما سریع یک آیه سجده دار میخواند و دایی اش به سجده می رفت، آن وقت خودش پا به فرار می‌گذاشت و فرار می‌کرد.

1985.jpgسلطان محمود غزنوی برای خود قبری ساخت، تا زمانی که مرد آن جا دفنش کنند. وقتی می‌خواست روی سنگ قبرش آیه ای از قرآن را بنویسد از نوکرش پرسید: «چه آیه ای را بنویسم بهتر است؟» نوکر جواب داد: این آیه از قرآن را بنویس: «هذه جهنم التی کنتم توعدون / این جهنمی است که همواره وعده اش به شما داده می‌شد!».

1984.jpgجوانی همیشه ریشش را با تیغ می‌تراشید. وقتی علت این کار را از او پرسیدند، گفت: «مادرم میگوید پسرم! اگر تو ریش بگذاری مردم فکر میکنند سنت زیاد است. آن وقت میگویند حتما مادرش هم پیر است پس بهتر است قید ریشت را بزنی!»

2007.jpgچند ساعت به تحویل سال مانده بود. بچه ها توی حسینیه جمع شده بودند و قرار بود در تاریکی دعای توسل بخوانیم و بعد چراغها را روشن کنیم تا سال تحویل شود مجلس باحالی شده بود و بچه ها هر کدام در حال خودشان بودند و اشک می ریختند. مداح با امام زمان (عج) صحبت می کرد که: «آقا جان یک نظری هم امشب به مجلس ما داشته باش»

2006.jpgیکی از رزمندگان شوخ طبع در زمان عملیات به سایر رزمندگان گفت: «بچه ها هر چه به دستتان رسید نخورید؛ خصوصاً تیر و ترکش. چون اینها بیت المال است و حساب و کتاب دارد. فردا باید جوابگو باشیم».

1975.jpgیکی از بچه ها با اشتها و میل تمام مشغول خوردن بود و لابه لای لقمه هایی که می گرفت، هر وقت فرصت نفس کشیدن پیدا می کرد، خیلی جدی می گفت:«بزرگان ما میگویند یکی از راههای مبارزه با نفس آن است که هر چه او میگوید بکن، مخالف آن را عمل کنی؛ حتی اگر بگوید عبادت کن.

1974.jpgفرمانده با شور و حرارت مشغول صحبت بود و تقسیم وظایف میکرد و گروه ها یکی یکی توجیه می شدند. یک دفعه یادش آمد باید خبری را به قرارگاه برساند. سرش را چرخاند و به یک رزمنده نوجوان گفت: «پاشو با آن موتور سریع برو عقب این پیغام را بده».

1948.jpgهمه بچه ها داخل چادر جمع شده بودند و یک سره میگفتند و میخندیدند. هر کس جمله جالبی میگفت تا بچه ها را شاد کند. یکی از بچه ها اصلا حواسش به صحبت های ما نبود؛ فکرش جای دیگری بود. ساکت و آرام گوشه ای به کوله پشتی اش تکیه داده بود و با خودش فکر میکرد.