اسلاید شو

  • 2952.jpgیکهو دیوار اتاقم شد خراب / من کمی گشتم دچار اضطراب / ریخت گچهایش به کلی ناگهان / هم به روی میز و هم بر مبلمان / در دلم گفتم: خداوند رئوف! / این بلا احساس من را کرده اوف!

  • 2951.jpgدوستان شخصی که برای دزدی رفته و دست خالی برگشته بود از او پرسیدند شیری یا روباه؟ و یارو گفت؛ مگه خر چه عیبی داره؟!

  • 2950.jpgیارو دست کشید به آفتابه، ناگهان غول جادو از آن بیرون آمد و گفت، یک آرزویت را برآورده می‌کنم، یارو گفت؛ من یک خانه می‌خواهم! و غول جادو گفت؛ مرد حسابی! من اگر خانه داشتم که توی آفتابه زندگی نمی‌کردم!

  • 2946.jpg چندی پیش که قیمت نان 30 درصد گران شد، همچین در محافل خبری و رسانه‌ای چو انداخته شد که گویا این افزایش قیمت به درخواست برادران اتحادیه نانوایان صورت گرفته است.

  • 2947.jpgیارو افتاده بود توی چاه و درب و داغون شده بود. از بالای چاه پرسیدند چطوری؟ گفت؛ نفسم بند اومده اما شانس آوردم که ته چاه سوراخ نیست!

  • 2948.jpgاز یارو پرسیدند؛ متوجه شدی که دیشب زلزله اومد؟ گفت؛ نه! من رویم اونطرف بود!

  • 2949.jpgدر آستانه اربعین حسینی(ع) و در حالی که جهان اسلام به سوگ نشسته و عاشقان پاکباز مولای شهیدمان(ع) بزرگترین راهپیمایی تاریخ به سوی حرم مطهرش را با پای پیاده رقم زده و آوازه آن در سراسر جهان حیرت آمیخته به احترام آفریده است، بخشی از گزارش خبرنگار آمریکایی «هافینگتون پست» از راهپیمایی عظیم و بی‌نظیر اربعین حسینی(ع)را با هم می‌خوانیم.

  • 2941.jpgچند سالی رفته‌ام در خط و کار صادرات / بنده هر چیزی که پاش افتاد! صادر می‌کنم / از برای کندن یک قسمت از کوه اورال / با قطار از بیستون فرهاد صادر می‌کنم / غربیان در علم و تحقیقات خیلی کودنند! / پس برای غرب استعداد صادر می‌کنم

  • 2940.jpg گوش شیطان کر، قاصدک خوش خبر برای ما خبر آورد که گویا چند روز پیش در شورای رقابت، یک بار دیگر صحبت بر سر افزایش قیمت دو نوع خودرو بوده که بنا به گفته رئیس شورا، ظاهرا اعضای محترم شورا با آن، یعنی با افزایش نرخ آنها، مخالفت کردند.

  • 2939.jpgیارو در بخش مراقبت‌های ویژه بیمارستان به ملاقات یک مجروح چینی رفته بود. بیمار با آمدن او در حالی که نمی‌توانست حرف بزند، با دست و چشم ابراز نگرانی می‌کرد ولی یارو متوجه نمی‌شد. بیمار چند خط روی یک تکه کاغذ نوشت و در حالی که دست و پا می‌زد فوت کرد. یارو کاغذ را که به خط چینی بود به یک مترجم نشان داد. مترجم گفت نوشته؛ مرتیکه بی‌شعور پاتو را از روی شیلنگ اکسیژن بردار.

 

  • 2029.jpgدو ســوم از بشر،شر بود از اول / بدین معنی که بی سر بود از اول / رمــوز ِ فتنه را چون آب ِ خوردن / هنـــرمندانه از بر بود از اول / بـه نامــش ظلـم و تبعیض نژادی / بـه زشتـی ثـبت دفتر بود از اول

  • 1156.jpgکاش / گره سبزه عید / گره از ابروانت بازکند / بهار / از همه درختان / بالا می‌رود

به سایت دروپال فارسی خوش آمدید!

لطفا برای کار با وب سایت مراحل زیر را دنبال کنید:

  1. برای پیکربندی وب سایت، بر روی بخش مدیریت کلیک کنید. در بخش سفارشی سازی شما می توانید وب سایت خود را پیکربندی کنید.
  2. برای اضافه نمودن امکانات جدید می توانید در بخش افزونه ها امکانات مورد نظر را فعال یا غیر فعال نمائید.
  3. برای سفارشی سازی قالب می توانید به بخش قالب ها مراجعه نموده یا از بخش قالب های فارسی قالب مورد نظر خود را دریافت نمایید.
  4. برای ارسال محتوا شما می توانید با استفاده از صفحه ایجاد محتوا, محتوای جدیدی را ایجاد کنید. این پیام در صورتی که یک محتوا در صفحه اول قرار گیرد, دیگر نمایش داه نمی شود.

برای دریافت اطلاعات بیشتر می توانید به بخش مقالات و آموزش ها در وب سایت رسمی پشتیبانی دروپال فارسی مراجعه نمائید.

 

2951.jpgدوستان شخصی که برای دزدی رفته و دست خالی برگشته بود از او پرسیدند شیری یا روباه؟ و یارو گفت؛ مگه خر چه عیبی داره؟!

2950.jpgیارو دست کشید به آفتابه، ناگهان غول جادو از آن بیرون آمد و گفت، یک آرزویت را برآورده می‌کنم، یارو گفت؛ من یک خانه می‌خواهم! و غول جادو گفت؛ مرد حسابی! من اگر خانه داشتم که توی آفتابه زندگی نمی‌کردم!

2947.jpgیارو افتاده بود توی چاه و درب و داغون شده بود. از بالای چاه پرسیدند چطوری؟ گفت؛ نفسم بند اومده اما شانس آوردم که ته چاه سوراخ نیست!

2948.jpgاز یارو پرسیدند؛ متوجه شدی که دیشب زلزله اومد؟ گفت؛ نه! من رویم اونطرف بود!

2939.jpgیارو در بخش مراقبت‌های ویژه بیمارستان به ملاقات یک مجروح چینی رفته بود. بیمار با آمدن او در حالی که نمی‌توانست حرف بزند، با دست و چشم ابراز نگرانی می‌کرد ولی یارو متوجه نمی‌شد. بیمار چند خط روی یک تکه کاغذ نوشت و در حالی که دست و پا می‌زد فوت کرد. یارو کاغذ را که به خط چینی بود به یک مترجم نشان داد. مترجم گفت نوشته؛ مرتیکه بی‌شعور پاتو را از روی شیلنگ اکسیژن بردار.

2936.jpgیارو می‌گفت؛ امامزاده یعقوب را بالای مناره مصر، پلنگ خورده است! به او گفتند؛ امامزاده نبود و پیغمبرزاده بود، یعقوب نبود و یوسف بود، بالای مناره نبود و در صحرا بود، مصر نبود و کنعان بود، پلنگ نبود و گرگ بود و قضیه از اصل هم دروغ بود چون گرگ حضرت یوسف(ع) را نخورده بود و این دروغ را برادران او، یعنی اجداد همان‌هایی ساخته بودند که فتنه‌گران 88 به دستور آنها شعار «نه غزه نه لبنان» سر داده بودند!

2934.jpgیارو رفته بود شیلی، می‌ترسید بخوابه، پرسیدند چرا می‌ترسی؟ گفت؛ به نقشه شیلی نگاه کن، خیلی باریکه، می‌ترسم اگر توی خواب یک غلت کوچک بخورم، بیفتم توی دریا و غرق بشم!

2933.jpgیارو با ناراحتی و در حالی که پشت خود را مالش می‌داد می‌گفت؛ عجب زمونه‌ای شده! شیر آب‌گرم حموم رو که باز می‌کنی نیم‌ساعت طول میکشه تا آب گرم بیاد اما شیر آب گرم توالت را که باز می‌کنی، بلافاصله آب‌داغ 100‌درجه... بعله...

2931.jpgمی‌گویند؛ آقا روباهه زیر درخت داشت با موبایلش شماره می‌گرفت. زاغی از بالای درخت گفت؛ اونجا آنتن نمیده! موبایلت رو بنداز بالا برات شماره بگیرم! و آقا روباهه موبایلش رو انداخت بالا و گفت؛ شماره بگیر بده. زاغی گفت؛ کور خوندی! این موبایل به جای اون تکه پنیری که چند سال پیش ازم دزدیده بودی!

2930.jpgمی‌گویند دو تا کامیون با هم تصادف کرده بودند، یک گاری آنطرف خیابان از ترس مثل بید می‌لرزید!

2711.jpgدكتر صادق طباطبايى در گفت‏وگويى ضمن روايت خاطرات خود با امام خمينى (ره) در قبل از انقلاب، درباره حوادث نوفل‏لوشاتو، خاطراتى بيان كرد، از جمله گفت: افق ديد يك فقيه در آراى او خيلى نقش دارد. البته امام در عراق هم برخلاف محيط آنجا افكار مترقى‏اى داشتند.

2918.jpgرسانه به معنی و مفهوم رساندن است منظور از آن دسته ای از جریاناتی که مورد توجه تعداد کثیری می باشد و از تمدن های جدید بوجود آمده اند اما رسانه هنری هرجریانی است که انتقال دهنده فرهنگ ها و افکار عده ای به صورت هنری باشد

2917.jpgاز دیدگاه شهید مطهری زیبایی را نمی توان تعریف كرد. به تعبیر ایشان زیبایی «مما یدرك و لا یوصف» است؛ درك می شود اما توصیف نمی شود. او با نقد نظر افلاطون كه زیبایی را قابل تعریف می داند می گوید:

2899.jpgحکم شرعی کاربردهای موسیقی چیست؟معنای لغوی موسیقی در فرهنگ لغت چیست؟ منابع دینی چه بیانی درباره موسیقی دارند؟ موضوع موسیقی چیست؟فتوای درباره موسیقی چگونه است؟ برخورد محتاطانه یا قاطعانه؟غنا چیست؟ مفاهیمی مانند لهب و لعو در کجاها مصداق پیدا می کند؟

2894.jpgحالا دیگر سال‌هاست که از کوچه‌های شلوغ و قیل و قال بچه‌ها خبری نیست. زمانی که اغلب بازی‌های کودکان به هفت سنگ و الک دولک یا بازی با توپ پلاستیکی و فوتبال گل کوچک خلاصه می‌شد. حالا بیش از یک دهه می‌شود که کم و کیف بازی‌های کودکان تغییر کرده است.

2897.jpgانیمیشن یکی از ساختارهای جذاب سینمایی است که لزوماً مخاطب آن کودکان نیستند و بسیاری از انیمیشن‌های جذاب و زیبای جهان، علاوه بر کودکان و شاید بیشتر از آنها بزرگسالان را مخاطب قرار می‌دهند. با این فرض، هرچند تولیدات انیمیشن می‌توانند طیف گسترده‌ای از مخاطبان را به خود اختصاص دهند،

2710.jpgدر زمان حيات آيت‏الله شهيد مرتضى مطهرى فيلمى ساخته شد به نام «محلل»؛ فيلمى كه صريح و آشكار موازين شرعى را دستمايه طنز و تمسخر قرار داده بود. علامه مطهرى نه حكم تكفير فيلمساز را صادر كرد و نه نيروهاى مذهبى را عليه فيلم و كارگردان شوراند؛

2674.jpgبررسی «نسبت بین قرآن و هنر» را در مقیاس‌های مختلفی می‌توان مطرح کرد؛ که در این بحث، هنر در مقیاس کلی، یعنی کلیّت هنر، با تمام شاخه‌هایی که دارد بررسی می‌شود. این که: «هفت رشته هنری یا بیش‌تر، چه نسبتی با قرآن می‌توانند برقرار کنند؟»؛ «هنر چیست؟»؛ «قرآن چگونه کتابی است؟» و «چگونه می‌توان بین هنر و قرآن نسبت برقرار کرد؟» موضوع این بحث است.

2671.jpgطراحی بی‌نظیر و پیچیدگی‌های گیم‌ها و کنسول‌ها و انواع و اقسام بازی‌های رایانه‌ای جدید، که سه چهار ساعت از ۲۴ ساعت روزانه برخی افراد را پر می‌کند، دارای احکام و حساب و کتاب‌های فقهی است که لازم است به آنها توجه جدی داشته باشم...

2614.jpgاگر هنر را به خلق زیبایی معنی کنیم و یا اگر هنر را در کار و حرفه توأم با زیبایی تعریف کنیم و یا اگر هنر را به شکل دادن به اشیاء بر اساس مقارنت و تعادلی تماشایی تعریف کنیم و اگر از مصادیق هنر شیوایی گفتار در نثر گویی و انضباط کلام در شعر گویی، تمرین و زیبانویسی و کارهای دستی را نام برد، همه وجه را می توانیم در زندگی حضرت زهرا (س) پیدا کنیم.

2952.jpgیکهو دیوار اتاقم شد خراب / من کمی گشتم دچار اضطراب / ریخت گچهایش به کلی ناگهان / هم به روی میز و هم بر مبلمان / در دلم گفتم: خداوند رئوف! / این بلا احساس من را کرده اوف!

2941.jpgچند سالی رفته‌ام در خط و کار صادرات / بنده هر چیزی که پاش افتاد! صادر می‌کنم / از برای کندن یک قسمت از کوه اورال / با قطار از بیستون فرهاد صادر می‌کنم / غربیان در علم و تحقیقات خیلی کودنند! / پس برای غرب استعداد صادر می‌کنم

2938.jpgمرد و زن! پیر و جوان! صد روزه درمان می‌شود / مشکل ایرانیان صد روزه درمان می‌شود / هم فلان موضوع و بهمان چیز و هم امثالهم / کلّهم، بهمان... فلان... صد روزه درمان می‌شود / مشکل اهل زمین، تنها نه! بلکه آسمان / یا که حتّی کهکشان صد روزه درمان می‌شود

2937.jpgمی فرستد مرا درون بهشت / توی عقبا علوم انسانی / با کنش های فرد کار دارد / لب دریا علوم انسانی / بوده از عهد حضرت آدم / تا به حالا علوم انسانی

2935.jpgهمت نموده ام که جهان را ادیت کنم / اصلاً تمام کون و مکان را ادیت کنم / مقبول اهل فضل و هنر تا شود رخم / باید دماغ و فک و دهان را ادیت کنم / غیر از لباس رسمی و این قاب عینکم / باید طریق شرح و بیان را ادیت کنم

2927.jpgدهد مجنون به لیلا خرس با قلب / شباهت دارد آیا خرس با قلب؟ / دوباره آمد ایام ولنتاین / جهان تسخیر شد با خرس‌باقلب / برای فتح قلب ماه‌سیما / خریده جعفر آقا! خرس با قلب

2921_0.jpgساقی بده از آن می مشدی ‌ت سبویی / تا قایمکی تر کنم از باده گلویی / زآن می که کند زاویه‌ی دید مرا باز / اعطا کندم پنجره‌ای رو به ویویی / کز خانه برون آیم و از خلق ببرّم / بالشت و تشک پهن کنم بر سر کویی

2920.jpgپسرم آمد و گفتا که به جان پدرم / پرم از شور و شعف حامل چندتا خبرم / مادرم گفته اگر بچه ی خوبی بشوم / دیگر از روی کابینت روی قالی نپرم / بزنم مسواک خود را اقلاً روزی دو بار / هر دو ساعت بزنم شانه و ژل روی سرم

2916.jpgزنده كه هستیم با دنیا تعارف می‌كنیم / تا كه می‌میریم با عقبی تعارف می‌كنیم / شك نداریم از تعارف، خارها گل می‌شود / چون گلستان می‌شود دنیا، تعارف می‌كنیم / در تعارف حاجتی به استخاره نیست پس / فارغ از هر شاید و امّا تعارف می‌كنیم

2912.jpgنگو در خانه ی ما برق رفته / بگو در کل دنیا برق رفته / بکن یک لامپ را در خانه خاموش / نمی دانی که صد جا برق رفته / تمام شهر از بالا به پاین / و از پایین به بالا برق رفته

2928.jpgدر چین اگر خانواده‌ای بیش از یک بچه به دنیا بیاورد باید اسم بچه دوم را بگذارد از دست در رفته. اسم بچه سوم را بگذارد: بدشانسی بزرگ. از بچه چهارم به بعد والدین باید اسم خودشان را عوض کنند. اسم مرد را بگذارند: شل مغز. اسم زن را بگذارند: تولیدی. بچه چهارم را هم ول کنند تا اسمش بشود نیو فولدر.

2909.jpgطبق گفته‌ها، پیدایش شله به زمان حمله مغول‌ها به ایران از سمت خراسان بر می‌گردد که به دلیل کمبود وقت و مواد غذایی، هر نوع ماده غذایی که پیدا می‌شده‌است و در دسترس بوده درون دیگ‌های بزرگ ریخته و به هم می‌زدند و می‌پختند. در همینجا باید از مغولها برای همین یک کار مثبتی که در کنار تمام فجایعشان انجام دادند، تشکر کرد. عدو شود سبب خیر…!

2831.jpgسیلی خوردن به خاطر سیگار نکشیدن، یکی از سنت‌های اجدادی خاندان ما «قلیچی»‌هاست. تقریبا اکثر پسرهای قوم ما، تجربه سیلی خوردن به خاطر سیگارهای کشیده‌شده توسط دوستان‌شان را دارند. به‌عنوان مثال خود من هنوز وارد دبیرستان نشده بودم که این تجربه را کسب کردم. قضیه هم خیلی ساده بود.

2825.jpgبه مناسبت هفته بهداشت، خبرنگار ما سر زده به بیمارستانی در پایتخت رفته است تا اوضاع و احوال بیماران را بررسی کند، با هم این گزارش را ببینیم.

2823.jpgراستش من اهل سیگار و دود این جور چیزها نیستم و دوستانم همیشه بچه مثبت یا بچه ننه صدایم می کردند و عده ا ی هم دائما نگران شکستن النگوهایم بودند، ولی یک برادر بزرگتر دارم که او هم مثل خود من اهل این جور چیزها نیست. اما برادر کوچکترم ،بعضی وقت ها ، یواشکی دود می کند.آن هم بدور از چشم پدر و مادر.

2821.jpgباز نشسته بودم کنار شط و به جای تیراندازی، سنگ‌های ریز را توی آب می‌انداختم. همه جا سکوت بود و سکوت. ظهرکه‌می‌شد هر دو طرفِ آب، یک آتش‌بس ننوشته را خودبه‌خود اجرا می‌کردند؛ نه تیری، نه تیرباری و نه آر‌پی‌جی...

2819.jpgبچه که بودم نفهم که بودم یه بار همینجور که داشتم مشق هام رو می نوشتم خودکارم رو گذاشتم رو لبم و ادای سیگار کشیدن درآوردم و رفتم تو فکر این که چطوری وسط روز از مدرسه بیام بیرون و با سنگ بزنم شیشه ماشینِ ناظم مدرسه مون رو بشکنم بعدم یه گالن بنزین بریزم رو لاستیک نزدیک به باکش و کمی هم بریزم کف خیابون و در حالی که با یه کبریت سیگارمو روشن کردم

2702.jpgیک روز دکترها گفتند قلب‌ بابا خوب کار نمی‌کند . راست می‌گفتند چون فشارش دایم بالا و پایین می‌شد و ضربان‌اش هم هی تند و کند می‌شد و به قول خود بابا ریپ می‌زد. دکتر بخشاییان پزشک قلب بابا بعد از چند آزمایش تشخیص داد که باید برای قلب بابا هر چه زودتر باتری کار بگذارند. دکتر امیدوار بود بتواند عمل را با موفقیت انجام بدهد و قبل از این که قلب بابا از کار بیفتد بتواند باتری را کار بگذارد.

2696.jpgافراد بی مانند همیشه می مانند.
به هم نپریم، باهم بپریم.
وقتی به قله رسید که جواب سربالای کوه را نشنید.

2639.jpgاگر جام‌جهانی فوتبال در ایران برگزار می‌شد، تماشاگران هنگام روبرو شدن با هر کدام از تیم‌ها چه شعارهایی می‌دادند؟ در ادمه، شعارهای پیش‌بینی شده برای رویارویی با تک‌تک تیم‌های حاضر در جام جهانی ۲۰۱۴ را خواهید خواند(لطفا طوری بخوانید که انگار در استادیم آزادی می‌خوانید)

2946.jpg چندی پیش که قیمت نان 30 درصد گران شد، همچین در محافل خبری و رسانه‌ای چو انداخته شد که گویا این افزایش قیمت به درخواست برادران اتحادیه نانوایان صورت گرفته است.

2940.jpg گوش شیطان کر، قاصدک خوش خبر برای ما خبر آورد که گویا چند روز پیش در شورای رقابت، یک بار دیگر صحبت بر سر افزایش قیمت دو نوع خودرو بوده که بنا به گفته رئیس شورا، ظاهرا اعضای محترم شورا با آن، یعنی با افزایش نرخ آنها، مخالفت کردند.

2932.jpgدیروز صبح، با اطلاع از این‌که اخبار سراسری از افزایش 30 درصدی قیمت نان از روز سه‌شنبه خبر داده بود، با تصور این‌که صف مشتریان نانوایی سنگکی سرکوچه‌مان حتما و حکما حداقل تا 30 درصد دچار ریزش و افت تیراژ نان خواهد شد؛

2915.jpgاین قانون نانوشته «یا همه یا هیچ»را نمی‌دانیم کدام آدم شیرپاک خورده‌ای در طول تاریخ بشریت، از خودش درآورده؟... این همان رویکردی است که در نهایت و در مصاف با پدیده‌های اجتماعی به دو راهکار می‌رسد: «یا حل، یا منحل»؛ والسلام!

2893.jpgآنهایی که به روح اعتقاد دارند، می‌دانند که رسیدن به آرامش روحی، یکی از نیازهای اصلی و بلکه نهایی آدمی است. طرف روحش آرام نباشد، بتدریج، فاتحه جسمش نیز خوانده است.

2888.jpg خبر دسته اول: «معاون اجرایی رئیس‌جمهور گفت: کیفیت خودروهای داخلی قابل دفاع نیست.» ـ به نقل از جراید خبر دسته دوم: «دبیر انجمن صنایع لبنی گفت: لبنیات تا پایان سال هیچ افزایش قیمتی ندارد.» ـ به نقل از همان جراید

2887.jpg در این سرمای زودرس پاییزی، کلاهمان را از فرط خوشحالی مفرط حاضریم به قاعده برج رفیع میلاد به هوا بیندازیم به خاطر شنیدن این خبر که ظاهرا قرار است خیلی جدی و بدون یک ذره رودربایستی لازم، با برخی از پزشکان زیرمیزی بگیر، برخورد قاطع و شدیداللحن بشود.

2864.jpgتحولاتی که این روزها در نظام سلامت ملت و مملکت اتفاق می‌افتد، از هر جهت خوشایند ملت و مملکت است، حتی از همان جهاتی که شما فکر می‌کنید. الان نیز خبر خوش رسیده که دولت محترم قرار است به سلامتی ملت، سومین گام بلند خود را هم در این مسیر بردارد. در این مرحله گویا قرار است که وزارت بهداشت و الی آخر، نظارت بیشتری بر پرداختی‌های نظام سلامت داشته باشد.

2859.jpgدرخصوص گردش به چپ و راست ـ حالا در هر دولتی ـ تجربه نشان داده است که در ایران کلا با سه گروه آدم مواجهیم.

2858.jpgجامعه باز را انسان‌ها و شهروندانی تشکیل می‌دهند که معتقد به گفت‌وگو و نرمش و ملایمت در برخورد با دیگران و استفاده از عقل و منطق برای اثبات حرف خود یا احیاناً به کرسی نشاندن آن هستند.

1989.jpgشخصی زیر درخت گردو ایستاده بود و می‌گفت: « خدایا! همه کارهایت درست است. فقط نمی‌فهمم چرا گردوی به این کوچکی را بالای این درخت بزرگ قرار داده‌ای ولی هندوانه به آن بزرگی را لای بته های کوچک!»

1988.jpgشخصی وارد یک آسیاب گندم شد. دید به جای اینکه یک انسان گندمها را آسیاب کند، چوب آسیاب به گردن یک قاطر بسته شده. قاطر میچرخید و آسیاب کار میکرد اما به گردن قاطر یک زنگوله آویزان بود.

1986.jpgعلامه حلی در سنین کودکی پیش دایی اش که محقق بود می‌رفت و درس میخواند وقتی درسی را یاد نمیگرفت یا شیطنت میکرد، دایی دنبالش می‌کرد تا تنبیه اش کند، علامه کوچک اما سریع یک آیه سجده دار میخواند و دایی اش به سجده می رفت، آن وقت خودش پا به فرار می‌گذاشت و فرار می‌کرد.

1985.jpgسلطان محمود غزنوی برای خود قبری ساخت، تا زمانی که مرد آن جا دفنش کنند. وقتی می‌خواست روی سنگ قبرش آیه ای از قرآن را بنویسد از نوکرش پرسید: «چه آیه ای را بنویسم بهتر است؟» نوکر جواب داد: این آیه از قرآن را بنویس: «هذه جهنم التی کنتم توعدون / این جهنمی است که همواره وعده اش به شما داده می‌شد!».

1984.jpgجوانی همیشه ریشش را با تیغ می‌تراشید. وقتی علت این کار را از او پرسیدند، گفت: «مادرم میگوید پسرم! اگر تو ریش بگذاری مردم فکر میکنند سنت زیاد است. آن وقت میگویند حتما مادرش هم پیر است پس بهتر است قید ریشت را بزنی!»

2007.jpgچند ساعت به تحویل سال مانده بود. بچه ها توی حسینیه جمع شده بودند و قرار بود در تاریکی دعای توسل بخوانیم و بعد چراغها را روشن کنیم تا سال تحویل شود مجلس باحالی شده بود و بچه ها هر کدام در حال خودشان بودند و اشک می ریختند. مداح با امام زمان (عج) صحبت می کرد که: «آقا جان یک نظری هم امشب به مجلس ما داشته باش»

2006.jpgیکی از رزمندگان شوخ طبع در زمان عملیات به سایر رزمندگان گفت: «بچه ها هر چه به دستتان رسید نخورید؛ خصوصاً تیر و ترکش. چون اینها بیت المال است و حساب و کتاب دارد. فردا باید جوابگو باشیم».

1975.jpgیکی از بچه ها با اشتها و میل تمام مشغول خوردن بود و لابه لای لقمه هایی که می گرفت، هر وقت فرصت نفس کشیدن پیدا می کرد، خیلی جدی می گفت:«بزرگان ما میگویند یکی از راههای مبارزه با نفس آن است که هر چه او میگوید بکن، مخالف آن را عمل کنی؛ حتی اگر بگوید عبادت کن.

1974.jpgفرمانده با شور و حرارت مشغول صحبت بود و تقسیم وظایف میکرد و گروه ها یکی یکی توجیه می شدند. یک دفعه یادش آمد باید خبری را به قرارگاه برساند. سرش را چرخاند و به یک رزمنده نوجوان گفت: «پاشو با آن موتور سریع برو عقب این پیغام را بده».

1948.jpgهمه بچه ها داخل چادر جمع شده بودند و یک سره میگفتند و میخندیدند. هر کس جمله جالبی میگفت تا بچه ها را شاد کند. یکی از بچه ها اصلا حواسش به صحبت های ما نبود؛ فکرش جای دیگری بود. ساکت و آرام گوشه ای به کوله پشتی اش تکیه داده بود و با خودش فکر میکرد.