اسلاید شو

  • 2544.jpgشنیدم رئیسی گرانمایه بود / که غمخوار مرئوسِ دون‌پایه بود / نه اهل ریا و نه مست غرور / نه چون برخی از همگنان بی‌شعور! / دو چشمش پر از اشک و دل، ریش‌ریش / که خوردی غم کارمندان خویش

  • 2543.jpgوقتی زمانه عوض می‌شود، خیلی چیزها باید عوض بشود. عوض شدن اشکالی ندارد، عوضی شدن خوب نیست. به عنوان مثال، الان که چرخ کل جامعه دارد به سمت مصرف بهینه و هدفمند انرژی، پیش می‌رود و قبض‌های صادره و واصله هم گواه صادق این ماجراست؛ فلذا بسیاری از امور زندگی مثل برق باید با این حرکت سازگار شود.

  • 2542.jpgبه آمریکا می‌گویند هر چند که خودمان مثل شما نتوانستیم علیه جمهوری اسلامی ایران هیچ غلطی بکنیم ولی در عوض برایت تخم جاسوس کاشته‌ایم! که تازه اگر سبز بشود می‌تواند نماد جنبش سبز! هم باشد و ریشه واقعی آن را نشان بدهد!

  • 2541.jpgهركس كه در مسير قلم تخته‌گاز رفت / كوتاه گشت عمرش و آخر دراز رفت / لاف و خلاف راه تو را باز مي‌كند / بيچاره رهروي كه به راه مُجاز رفت / گفتم: دوپشته رفتنت اين‌جا صلاح نيست / نشنيد و چارچرخ وجودش فراز رفت

  • 2540.jpgشخصی برای معالجه درد عضلانی در پاهای خود به دکتر مراجعه کرده و پزشک به او گفت؛ باید روزی 5 کیلومتر راه برود. طرف بعد از سه ماه به دکتر زنگ زد. دکتر پرسید؛ کجایی چرا دیگر مراجعه نکردی؟ و او در پاسخ گفت؛ مطابق دستور شما روزی 5 کیلومتر راه رفته‌ام و حالا به لب مرز رسیده‌ام! ادامه بدهم یا برگردم!

  • 2539.jpgیارو توی اتوبوس دستهایش را مثل دسته‌های کوزه به کمرش زده بود. یکی از مسافران گفت؛ آقا! این چه طرز ایستادنه؟ دستهایت را بنداز! و یارو نگاهی به دستهایش کرد و گفت؛ پس هندونه‌ها کو؟!

  • 2538.jpgاز نوکری پرسیدند رابطه تو با اربابت چطوریه؟ گفت؛ هر وقت من حرف می‌زنم اربابم میگه بازهم آروق زدی؟ و هر وقت اربابم آروق می‌زنه، من میگم؛ قربان چی فرمایش کردید؟!

  • 2537.jpgمشتری به فروشنده ماشین گفت؛ این چه ماشینی است؟ همه جایش که صدا میده! و فروشنده گفت؛ اختیار دارید قربان! در عوض بوقش صدا نمیده! امتحان بفرمائید!

  • 2536.jpg«ماها گورمت زین» را می‌شناسید؟ ... عجب تفاهمی؛ اتفاقاً نگارنده نیز نمی‌شناسد. خوشحالم که در یک سطح پرواز می‌کنیم. از اهل خبر پرسیدیم، گفتند که ایشان ظاهرا یک رمال مالزیایی مدعی ارتباطات حسنه با اجنه محترم است که مدعی شده است هواپیمای مفقود شده مالزی توسط جن‌ها ربوده شده است. تا به حال جن هواپیماربا ندیده بودیم!

  • 2535.jpgیارو می‌گفت؛ درسته که پیتزا، خودش گرده و موقع خوردن ظاهر مثلث داره ولی نباید گول این ظاهر متفاوت رو بخورید، چون همش توی یک جعبه است که مربعی شکله!

 

  • 2522.jpgقـــدرت ِ فــن بیــان را از کـجا آورده ای؟ / «ایــن درازی ِ زبان را از کجا آورده ای؟!» / دیده شد در خانه ات مرغ و پنیر و تخم مرغ / قوت ِ از ما بهتران را از کجا آورده ای؟ / با کلیدت باز کردی این دکان را، عیب نیست / ساز و برگ این دکان را از کجا آورده ای؟

  • a1.jpgزندگى مو جنون گرفته، برگرد / جلو چشامو خون گرفته، برگرد / اين دفه ديگه نقل هر ساليت نيست / انگارى كه زبون خوش حاليت نيست / حكم تو شلاقه، اگه قاضى ام / جيك بزنى، به مرگتم راضى ام

به سایت دروپال فارسی خوش آمدید!

لطفا برای کار با وب سایت مراحل زیر را دنبال کنید:

  1. برای پیکربندی وب سایت، بر روی بخش مدیریت کلیک کنید. در بخش سفارشی سازی شما می توانید وب سایت خود را پیکربندی کنید.
  2. برای اضافه نمودن امکانات جدید می توانید در بخش افزونه ها امکانات مورد نظر را فعال یا غیر فعال نمائید.
  3. برای سفارشی سازی قالب می توانید به بخش قالب ها مراجعه نموده یا از بخش قالب های فارسی قالب مورد نظر خود را دریافت نمایید.
  4. برای ارسال محتوا شما می توانید با استفاده از صفحه ایجاد محتوا, محتوای جدیدی را ایجاد کنید. این پیام در صورتی که یک محتوا در صفحه اول قرار گیرد, دیگر نمایش داه نمی شود.

برای دریافت اطلاعات بیشتر می توانید به بخش مقالات و آموزش ها در وب سایت رسمی پشتیبانی دروپال فارسی مراجعه نمائید.

 

2542.jpgبه آمریکا می‌گویند هر چند که خودمان مثل شما نتوانستیم علیه جمهوری اسلامی ایران هیچ غلطی بکنیم ولی در عوض برایت تخم جاسوس کاشته‌ایم! که تازه اگر سبز بشود می‌تواند نماد جنبش سبز! هم باشد و ریشه واقعی آن را نشان بدهد!

2540.jpgشخصی برای معالجه درد عضلانی در پاهای خود به دکتر مراجعه کرده و پزشک به او گفت؛ باید روزی 5 کیلومتر راه برود. طرف بعد از سه ماه به دکتر زنگ زد. دکتر پرسید؛ کجایی چرا دیگر مراجعه نکردی؟ و او در پاسخ گفت؛ مطابق دستور شما روزی 5 کیلومتر راه رفته‌ام و حالا به لب مرز رسیده‌ام! ادامه بدهم یا برگردم!

2539.jpgیارو توی اتوبوس دستهایش را مثل دسته‌های کوزه به کمرش زده بود. یکی از مسافران گفت؛ آقا! این چه طرز ایستادنه؟ دستهایت را بنداز! و یارو نگاهی به دستهایش کرد و گفت؛ پس هندونه‌ها کو؟!

2538.jpgاز نوکری پرسیدند رابطه تو با اربابت چطوریه؟ گفت؛ هر وقت من حرف می‌زنم اربابم میگه بازهم آروق زدی؟ و هر وقت اربابم آروق می‌زنه، من میگم؛ قربان چی فرمایش کردید؟!

2537.jpgمشتری به فروشنده ماشین گفت؛ این چه ماشینی است؟ همه جایش که صدا میده! و فروشنده گفت؛ اختیار دارید قربان! در عوض بوقش صدا نمیده! امتحان بفرمائید!

2535.jpgیارو می‌گفت؛ درسته که پیتزا، خودش گرده و موقع خوردن ظاهر مثلث داره ولی نباید گول این ظاهر متفاوت رو بخورید، چون همش توی یک جعبه است که مربعی شکله!

2533.jpgمی‌گویند گاوها از ابتدا شاخ نداشتند ولی وقتی دیدند بعضی‌ها شیر آنها را با آب قاطی می‌کنند و به دوستان خود می‌دهند، از تعجب شاخ درآوردند.

2532.jpgیارو وارد مطب یک روانپزشک شد و گفت؛ آقای دکتر! مردم مرا گاو صدا می‌زنند. دکتر پرسید؛ از کی؟ و یارو گفت؛ از همان موقع که گوساله بودم!

2529.jpgمجله توفیق کاریکاتوری از خلیج فارس داشت که در آن یک کشتی نفتکش غول‌پیکر در حال حرکت به سوی آمریکا بود و یک گاری نفتی به سمت داخل کشور در حرکت بود و دکتر اقبال رئیس شرکت نفت رو به گاری کرده و داد می‌زد؛ آهای بردند! آهای خوردند!

2528.jpgدو نفر رفته بودند شکار که یک شیر به آنها حمله کرد. اولی رفت بالای درخت و دومی وارد یک غار شد. کسی که وارد غار شده بود هر چند لحظه یک‌بار از غار بیرون می‌آمد و دوباره با غرش شیر وارد غار می‌شد. رفیقش از بالای درخت گفت؛ چرا درون غار نمی‌مانی؟ و یارو گفت؛ آخه یک شیر هم توی غاره!

2448.jpgرسانه ها چقدر در زندگی ما نقش بازی می کنند و ما چقدر متوجه پتانسیل و ظرفیت های موجود در رسانه ها هستیم؟ انسان وقتی وارد اجتماع می شود بسیار در معرض پیام های محیطی و پیام های رسانه ای و در معرض پیام هایی که پنهان و فرآیند اطلاع رسانی قرار دارد.

2443.jpgآیت الله جوادی آملی درباره فلسفه هنر در اسلام فرمودند: اصل هنر و جمال و جلال در نظام الهی هست و آنچه که مسئولیت شما در حوزه است این است که هنر معقولی را ارائه کنید.این استاد صاحب نظر در هنر و ادبیات با بیان اینکه بین "هنر نازل" و "هنر متنزّل" فرق زیادی است، افزودند: آنچه که امروز در کشور ما وجود دارد هنر نازل است؛ ولی آنچه که اثر هنری را ماندگار می کند هنر متنزّل است.

2445.jpgفرزندان ما نباید فیلم های مستهجن ببینند این جمله ای است که والدین ایرانی به آن توجه دارند و در مواقع مختلف آن را تاکید می کنند والدین ایرانی همیشه در این استرس و ترس بسر می برند که مبادا بچه های کم سن و سالشان تصویری مبتذل و غیر اخلاقی را نگاه کنند چرا که همه بخوبی می دانند که تماشای این تصاویر هم برای یک بچه کم سن وسال چقدر می تواند دردناک و فاجعه انگیز باشد

2437.jpgج: هر موسيقی که به نظر عرف، موسيقی لهوی و مطرب - که مناسب با مجالس عيش و نوش است - باشد، موسيقی حرام محسوب می‏شود و فرقی نمی‏کند که موسيقی کلاسيک باشد يا غير کلاسيک. تشخيص موضوع هم موکول به نظر عرفی مکلَّف است؛ و اگر موسيقی اين گونه نباشد، به خودی خود اشکال ندارد.

2436.jpgستارگانی که در سینمای هالیوود در حال مطرح شدن و تصویر است منجول بازنمایی همان اساطیری نظام اساطیری یونان باستان است رب النوع هایی در قالب های انسانی خودشان تنزل پیدا می کنند و در آثار سینمایی مورد تحقق عینی قرار می گیرند و در مقابل چشم تماشاگر به خوبی جلوه گری می کنند

2387.jpgیک فیلم سینمایی وقتی می تواند دینی باشد که در حوزه معرفتی و سیرت آن که شامل پیامهای فیلم است، دینی عمل کرده و به ارزشهای متعالی انسانی بپردازد. دین اسلام از احکام، اخلاقیات و اعتقادات تشکیل شده.طبیعتا یک فیلم دینی هم فیلمی است که نه تنها احکام که ظاهر و پوسته دین است رعایت کرده بلکه با تصویر سازی ارزشهای والای انسانی را به پرده درآورد

2384.jpgسینمای جنگ، به آن جمله از فیلم ها اطلاق می‌شود که با موضوع جنگ میان دو کشور یا گروه، به وسیله‌ی تأکید بر ظواهر جنگ‌جویان و یا اسلحه‌ی آنان به دنبال نمایش دلاوری‌ها و شجاعت‌های نیرو‌های خود و یا مظلوم‌نمایی خود و ظالم و خون‌خوار جلوه دادن دشمنان همراه است.

2322.jpgزن در ابتداي شروع فعاليت هاليوود در دهه‌هاي آغازين قرن بيستم، بيشتر به عنوان بخشي از زينت و دكور صحنه به شمار مي‌رفت و نقش و جايگاه چنداني در روايت فيلم‌هاي هاليوود نداشت؛‌ شخصيت‌هايي مانند ميابل نورمند (زني كه قرينه چارلي چاپلين بود) و برخي ديگر از ستارگان نسل اول يا دوم هاليوود از این دسته به شمار می‌روند.

2319.jpgچهارچوب نظریی نقد رسانه بر پایه شناخت حقیقت فیلم و سینما وتلویزیون است.
قدرت قابل تصور هر جامعه را قدرت سخت + قدرت نرم می دانیم
قدرت نرم: دیپلماسی و دانایی(علم) رسانه ای است

2320.jpgغرب می گوید: این متاعی تجمعی است. انسان یک دسته از این چهارتا را دارد و در اختیار اینها مسلوب الاختیار است. انسان یا سنتی متدین است یا مستبد و مرد سالار . یا انسان متجدد سکولار است یا آزادی خواه و زن سالار . حق انتخاب هم ندارید. چون این یک تقسیم بندی جامعه شناسانه است.

2544.jpgشنیدم رئیسی گرانمایه بود / که غمخوار مرئوسِ دون‌پایه بود / نه اهل ریا و نه مست غرور / نه چون برخی از همگنان بی‌شعور! / دو چشمش پر از اشک و دل، ریش‌ریش / که خوردی غم کارمندان خویش

2541.jpgهركس كه در مسير قلم تخته‌گاز رفت / كوتاه گشت عمرش و آخر دراز رفت / لاف و خلاف راه تو را باز مي‌كند / بيچاره رهروي كه به راه مُجاز رفت / گفتم: دوپشته رفتنت اين‌جا صلاح نيست / نشنيد و چارچرخ وجودش فراز رفت

2534.jpgمشتی بده یک عیدیی، طوری که بی خویشم کند / بر لارجی و سوپرایزیت عاشق‌تر از پیشم کند / دستی بکُن در جیب خود، و آنگه برون آور، بده / از آن تراول‌هایی که فارغ ز تشویشم کند / یارانه را چون قطع کرد، گویا که دارد نیتی / دولت که در این سال نو، بی‌پول و درویشم کند

2527.jpgسریال جدید و فانتزی می بینم
با مادر خود خاله قزی می بینم!
نوروز به همراه پسرخاله ی خود
در خانه کلاه قرمزی می بینم

2524.jpgبه منظور صفا و عشق و حالی! / سفر رفتیم یک شهر شمالی / هوای شهر ما آلوده بود و / هوای شهر آن ها بود عالی! / پتو و سفره را برداشت مادر / پدر هم توی دستش بود قالی

2522.jpgقـــدرت ِ فــن بیــان را از کـجا آورده ای؟ / «ایــن درازی ِ زبان را از کجا آورده ای؟!» / دیده شد در خانه ات مرغ و پنیر و تخم مرغ / قوت ِ از ما بهتران را از کجا آورده ای؟ / با کلیدت باز کردی این دکان را، عیب نیست / ساز و برگ این دکان را از کجا آورده ای؟

2520.jpgاز تعجب دهنت وا می‌مونه / همه‌چی مثل معما می‌مونه / اسکناسی که بشه تا توی جیب / تا بمونه توی جیب تا می‌مونه / هرچی که پایین بیاد بالا می‌ره / هرچی بالا بره بالا می‌مونه

2519.jpg«ز کوی یار می‌آید نسیم باد نوروزی» / بیا مطرب بزن سازی نگو دارد بدآموزی / «اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد» / برآنم بشکنم تخمه حدود شش‌کیلو روزی / «دمی با غم به سر بردن جهان یک سر نمی‌ارزد» / چرا اینقدر می‌اخمی؟ چرا هی کینه می‌توزی؟

2518.jpg«بهار آمد به صحرا و در و دشت» / بهاری دلپذیر و خوشگل و مَشت! / یهو دیدم صبا شنگول و سرمست / به بزم نوبهار از ره رسیده‌ست / صبا را گفتم:« ای باد دل آرا / الا ای قاصد عشّاق شیدا

2512.jpgیقیناً که تاجِ سرِ مرغ‌هاست / خروسی که در کشور مرغ‌هاست / سرش بر سر و سینۀ جوجه‌ها / پرش زیر بال و پر مرغ‌هاست / و شام شبش ران و جوجه‌کباب / و صبحانه‌اش جیگر مرغ‌هاست

2531.jpgمش‌مراد در یک کنفرانس مطبوعاتی شرکت کرد و خطاب به مسافران نوروزی عزیز که قصد سفر به مشهد را دارند، آخرین توصیه‌هایش را ارائه کرد. به نقل از ده‌آرا، وی توصیه‌های خود را به شرح زیر بیان کرد:

2517.jpgکاري پيش آمده نمي توانم سر قرار بمانم تو اين پيامک را الان دريافت مي کني اما من آنرا همان ديروز براي تو ارسال کرده بودم.

2513.jpgپله پله تا ملكوت مؤسسه هواپیمایی «پله پله تا ملکوت» روز گذشته طی پروازی آزمایشی آغاز به کار کرد. به گزارش چیپنا این موسسه هواپیمایی که با شعار «زمین را دوباره خواهیم دید بخدا» فعالیت خود را آغاز کرده است، مجهز به سیزده فروند هواپیمای «جامبولینگ 3» است که از زمان جنگ جهانی دوم تاکنون شصت و هفت هزار پرواز موفق انجام داده است و دارای بالهای پرچ شده میباشد.

2510.jpgهمسایه‌ها و اقوام از این که کار خاصی نکرده‌اید، به شما می‌خندند، اما شما به‌زودی به آن‌ها نشان خواهید داد؛ حالا این که چی را نشان خواهید داد، معلوم نیست.

2507.jpgنظر به اينكه وزير بازرگاني اعلام فرموده كه به زودي موج ارزاني در راه است ، اينجانب پيشنهاد مي‌كنم مسئولان حوادث غير مترقبه در حالت آماده باش كامل قرار بگيرند تا خداي نكرده اين موج‌هاي ارزاني كه قرار است به زودي و به صورت ناگهاني خودش را نشان دهد ، به يكباره تبديل به سونامي نگردد!

2503.jpgمردم محترم! ملت گرامی! همشهریان عزیز! خواهش می‌کنم دست از سر آقای x بردارید! من نمی‌دانم مگر این آقای x چه هیزم تری به شما فروخته؟ خدای نکرده ارث پدرتان را بالا کشیده که این طوری با او رفتار می‌کنید؟ چرا شرایط آقای x را درک نمی‌کنید؟ به خدا این آقای x حق دارد از دست شما سر به بیابان بگذارد. مگر آدم چقدر ظرفیت دارد؟

2495.jpgچند حلقه فيلم که ماه‌ها در در یک قفسه اداري حبس شده و منتظر دريافت پروانه نمايش بودند، داشتند راجع به تاخير در نوبت اكرانشان با هم درد دل مي‌کردند. فيلم تاريخي گفت: ما بايد اين تاخيرها را به فال نيك بگيريم. به نظرم هر چه بيشتر اينجا بمانيم و خاک بخوريم، از نظر تاريخي ارزشمان بيشتر مي شود.

2494.jpgمردی کچل، عینکی، تپل، با سبیل‌های یکدستی که در صورتش نمایان است و به چهره‌اش حالتی بامزه‌ای داده در راهروی بیمارستان پشت در اتاق عمل در حال قدم زدن است و منتظر است. مرد به ساعتش نگاه می کند، صدای گریه‌ای به گوش می‌رسد؛ گریه یک نوزاد. حالت چهره مرد عوض می‌شود و به نشانه توجه چشمانش کمی بازتر می‌شود.

2486.jpgابو نعمت را مرضی عارض گشت سخت و اولاد را بخواست و حجله عروس سخن بیاراست و بفرمود ای فرزندان و ای ناخلفان، هیمه چوب آورید و از جنس خوب آورید! بیاوردند، اولی را به طرفه العینی بشکست و سپس دو چوب کنار هم بگذاشت و باز هم بشکست و ادامه دادن همی خواست که نعمت شاکی گشت که ای ابوی و ای پدر و ای سرور و ای سایه سر، آنچه بگفتی تکرار مکرر باشد و منجر به خاطر مکدر.

2482.jpgبرخی روزنامه ها و سایت ها هستند که دست اندرکارانشان همه جا دست دارند و دارای علم غیب هم هستند، در نتیجه ماورای دیوارها را هم می بینند و هر از گاهی از یک فردی که در زندان است نقل قول هایی مطرح می کنند که البته اکثرا موجبات خنده مرغ پخته را فراهم می کند. ما هم تصمیم گرفتیم برای این که بین سرداران قلم سری در بیاوریم، گوشه ای از برگه بازجویی یک متهم را افشا کنیم.

2543.jpgوقتی زمانه عوض می‌شود، خیلی چیزها باید عوض بشود. عوض شدن اشکالی ندارد، عوضی شدن خوب نیست. به عنوان مثال، الان که چرخ کل جامعه دارد به سمت مصرف بهینه و هدفمند انرژی، پیش می‌رود و قبض‌های صادره و واصله هم گواه صادق این ماجراست؛ فلذا بسیاری از امور زندگی مثل برق باید با این حرکت سازگار شود.

2536.jpg«ماها گورمت زین» را می‌شناسید؟ ... عجب تفاهمی؛ اتفاقاً نگارنده نیز نمی‌شناسد. خوشحالم که در یک سطح پرواز می‌کنیم. از اهل خبر پرسیدیم، گفتند که ایشان ظاهرا یک رمال مالزیایی مدعی ارتباطات حسنه با اجنه محترم است که مدعی شده است هواپیمای مفقود شده مالزی توسط جن‌ها ربوده شده است. تا به حال جن هواپیماربا ندیده بودیم!

2530.jpgیکی از پرسش‌های مهم فلسفی ـ اقتصادی مردمی که در این روزان و شبان، دعوت به انصراف از دریافت یارانه کذایی می‌شوند، این مسأله است که درآمد ناشی از نگرفتن یارانه و ایضاً افزایش قیمت حامل‌های انرژی ـ که همین ایام تعطیلات عید نوروز اتفاق افتاد که حواس ما و شما به دید و بازدید مشغول بود ـ خیلی شفاف بفرمایند که به کجا می‌رود؟

2526.jpgخیلی‌ها همچین خیال می‌کنند که حتما و حکما می‌بایست در کنار تمامی حقوق و مزایایی که دریافت دارند ــ و البته از راه زحمتکشی و گاه چندشغله بودن هم به دست می‌آورند ــ مبلغ یارانه را نیز بگیرند بگذارند جیب بغلشان؛ چنان که یک بنده خدایی چندسال پیش گفت و بعضی‌ها باورشان شد که باید این پول را برای برکت بدون حرکتی که دارد، گرفت؛ ولو این که نیازی به آن نداشته باشند.

2515.jpgکمتر کسی است که یک قسمت از سریال کالیفرنیایی «زورو»ی معروف را در تلویزیون خودمان دیده باشد و به تماشای آن علاقه‌مند نشده باشد.

2492.jpgاین که هر شرکت و کارخانه‌ای، محصول تولیدی خود را ـ حالا هرچه هست ـ با آخرین کیفیت ممکن بیرون بدهد و به بازار بفرستد؛ اتفاق خیلی خوبی است که موجبات رشد و ترقی خود آن شرکت را در درازمدت فراهم می‌آورد، مگر آن که صاحبان شرکت فقط جلوی بینی خودشان را ـ تازه اگر آن را عمل نکرده باشند ـ ملاحظه کنند و به سودی مقطعی و کوتاه‌مدت بیندیشند که آخر بی‌ذوقی است.

2498.jpgماه اسفند، سر همه ملت شلوغ پلوغ است. فلذا در این هفشده روز مانده تا پایان سال، می‌خواهم سنت حسنه کوتاه‌نویسی را رعایت کنم. بلکه شد. گرچه برای این حقیر درازنویس، کاری بس سخت و صعب می‌باشد. اما چاره‌ای نیست. مجبورم!...

2490.jpgروزهای پایانی سال، فقط سر ما و شما و کسبه محل شلوغ نیست. سارق‌های نامرد هم فرصت سرخاراندن ندارند. امیدواریم که کلانتری‌های هر محل، بشدت همه‌شان را بگیرند و حسابی سر آنها را بخارانند. البته آنها عموما کل تن‌شان می‌خارد!

2484.jpgالبته که شعار خوب، بد نیست. بخصوص اگر موجب یادآوری چیزهای خوب بشود و دردسرساز هم نشود. مثلاً شما همین شعار جدید زیست محیطی شهرداری را ملاحظه بفرمایید:«هرشهروند یک نهال»؛ جالب نیست؟ خب جالب است دیگر. اگر نبود که این قدر از سوی شهروندان درخت دوست با استقبال شدیداللحن مواجه نمی شد؛

2470.jpgبنزین برخلاف بنزن که چیز خوبی نیست و آلودگی هوا به دنبال می‌آورد و مدیریت‌های پتروشیمی مملکت را زیر سوال می‌برد؛ چیز کاملا خوبی است. بنده کسانی را می‌شناسم که کارت سوختشان را بلاتشبیه مثل عکس همسرشان می‌گذارند داخل کیف یا جیب بغلشان که یک لحظه ازشان جدا نشود. اسنادش هم موجود است.

1989.jpgشخصی زیر درخت گردو ایستاده بود و می‌گفت: « خدایا! همه کارهایت درست است. فقط نمی‌فهمم چرا گردوی به این کوچکی را بالای این درخت بزرگ قرار داده‌ای ولی هندوانه به آن بزرگی را لای بته های کوچک!»

1988.jpgشخصی وارد یک آسیاب گندم شد. دید به جای اینکه یک انسان گندمها را آسیاب کند، چوب آسیاب به گردن یک قاطر بسته شده. قاطر میچرخید و آسیاب کار میکرد اما به گردن قاطر یک زنگوله آویزان بود.

1986.jpgعلامه حلی در سنین کودکی پیش دایی اش که محقق بود می‌رفت و درس میخواند وقتی درسی را یاد نمیگرفت یا شیطنت میکرد، دایی دنبالش می‌کرد تا تنبیه اش کند، علامه کوچک اما سریع یک آیه سجده دار میخواند و دایی اش به سجده می رفت، آن وقت خودش پا به فرار می‌گذاشت و فرار می‌کرد.

1985.jpgسلطان محمود غزنوی برای خود قبری ساخت، تا زمانی که مرد آن جا دفنش کنند. وقتی می‌خواست روی سنگ قبرش آیه ای از قرآن را بنویسد از نوکرش پرسید: «چه آیه ای را بنویسم بهتر است؟» نوکر جواب داد: این آیه از قرآن را بنویس: «هذه جهنم التی کنتم توعدون / این جهنمی است که همواره وعده اش به شما داده می‌شد!».

1984.jpgجوانی همیشه ریشش را با تیغ می‌تراشید. وقتی علت این کار را از او پرسیدند، گفت: «مادرم میگوید پسرم! اگر تو ریش بگذاری مردم فکر میکنند سنت زیاد است. آن وقت میگویند حتما مادرش هم پیر است پس بهتر است قید ریشت را بزنی!»

2007.jpgچند ساعت به تحویل سال مانده بود. بچه ها توی حسینیه جمع شده بودند و قرار بود در تاریکی دعای توسل بخوانیم و بعد چراغها را روشن کنیم تا سال تحویل شود مجلس باحالی شده بود و بچه ها هر کدام در حال خودشان بودند و اشک می ریختند. مداح با امام زمان (عج) صحبت می کرد که: «آقا جان یک نظری هم امشب به مجلس ما داشته باش»

2006.jpgیکی از رزمندگان شوخ طبع در زمان عملیات به سایر رزمندگان گفت: «بچه ها هر چه به دستتان رسید نخورید؛ خصوصاً تیر و ترکش. چون اینها بیت المال است و حساب و کتاب دارد. فردا باید جوابگو باشیم».

1975.jpgیکی از بچه ها با اشتها و میل تمام مشغول خوردن بود و لابه لای لقمه هایی که می گرفت، هر وقت فرصت نفس کشیدن پیدا می کرد، خیلی جدی می گفت:«بزرگان ما میگویند یکی از راههای مبارزه با نفس آن است که هر چه او میگوید بکن، مخالف آن را عمل کنی؛ حتی اگر بگوید عبادت کن.

1974.jpgفرمانده با شور و حرارت مشغول صحبت بود و تقسیم وظایف میکرد و گروه ها یکی یکی توجیه می شدند. یک دفعه یادش آمد باید خبری را به قرارگاه برساند. سرش را چرخاند و به یک رزمنده نوجوان گفت: «پاشو با آن موتور سریع برو عقب این پیغام را بده».

1948.jpgهمه بچه ها داخل چادر جمع شده بودند و یک سره میگفتند و میخندیدند. هر کس جمله جالبی میگفت تا بچه ها را شاد کند. یکی از بچه ها اصلا حواسش به صحبت های ما نبود؛ فکرش جای دیگری بود. ساکت و آرام گوشه ای به کوله پشتی اش تکیه داده بود و با خودش فکر میکرد.